در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در دو سه ماه اخیر، نام موسسات رسانهای و گروههای مجلات مختلفی منتشر شده که نهتنها شما بلکه حتی ما مطبوعاتیها که سر و کارمان با همین نشریات است، هیچ گاه اسمشان را هم نشنیدهایم. این نشریات نهتنها روی کیوسکها پیدا نمیشوند بلکه حتی به اذعان اعلام مسؤولان برای اعلام وصول هم به دست ارشادیها نرسیده است. رقمها هم گاه شگفتانگیز است. مثلا فصلنامهای که تنها یک بار چاپ شده و البته معلوم نیست منتشر هم شده باشد، در حالی که چند سال از دریافت مجوزش گذشته، بارها یارانه دریافت کرده است، با رقمهای چند دهمیلیونی.
این رقم برای هفتهنامهها و روزنامههایی از همین دست حتی به چندصدمیلیون رسیده است. با این حال و با این افشاگریها و البته با بیانیهای نصفه و نیمه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که قول برخورد با تخلفات از این به بعد را داده بود، هنوز شفافیتی درباره اعطای این یارانهها نیست. حتی پس از بیانیه اهالی وزارتخانه هم افشاگریها ادامه دارد و مسؤولان بین حجم بالای این افشاگریها گیج شدهاند.
هدفمندی چه شد؟
خردادماه معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت قرار است یارانه مطبوعات هدفمند شود. حدود پنج ماه از این وعده میگذرد و محمد خدادی دو روز پیش و در حالی که هنوز طرحش به اجرا نرسیده از جزئیات آن سخن گفته است. او گفته بر مبنای این طرح، حمایت از رسانه به جای عنوان از محتوای آن خواهد بود. او گفته: «در این زمینه ما دو انتخاب داریم. تا به حال ما از وجود یک رسانه حمایت میکردیم، یک کسی اسمش رسانه بود و ثابت میکرد که منتشر شده و میآمد و یک حمایتی میگرفت. خروجی این نوع حمایت شاید در یک روزی لازم بود ولی امروز دیگر همه قبول دارند که باید از محتوای رسانه حمایت کنیم.»
آقای وزیر هماهنگ نیست؟
شاید جالب باشد بدانید در عین حال که معاون مطبوعاتی سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از هدفمندی یارانههای مطبوعات خبر میدهد، خود آقای وزیر از تدوین دستورالعملی تازه برای پرداخت یارانه خبر داده است. حالا دو روز از این اعلام گذشته و در هشت روز آینده باید منتظر انتشار آن باشیم.
پس هدفمندی چه شد؟
ماجراهای کاغذ در جامجم
نه فقط مطبوعات، بلکه در این مدت، رد بسیاری از تخلفها در اصناف مرتبط با کاغذ را در جامجم زدهایم. اخلالگران مثل اختاپوس افتادهاند به جان بازار کاغذ و البته ما یا در واقع بهتر بگوییم خبرنگار پرتلاش این حوزه یعنی آذر مهاجر هم ولکنشان نبوده است:
فروشندهها: فروشندگان کاغذ صنف مستقلی هستند که البته کارشان تابعی است از عملکرد تاجران و واردکنندگان کاغذ. اگر واردکننده کاغذ یارانهای، آن را به قیمت آزاد در اختیار فروشندگان قرار بدهد، چارهای نمیماند جز فروش به قیمت آزاد اما خود فروشندگان هم در بالابردن قیمت کاغذ بیتاثیر نبودهاند. گزارش «موریانههای ظهیرالاسلام» را ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ در این باره منتشر کردیم.
واردکنندهها: درباره واردکنندگانی که با نرخ دولتی کاغذ وارد کرده اند و به نرخ آزاد میفروشند، گزارشهای متعددی نوشتهایم و حتی اشاره کردهایم که چطور این عده نبض بازار کاغذ را به دست گرفتهاند و با اخلال در این بازار، سرنوشت روزنامه و کتاب را به سمت نابودی سوق دادهاند. از جمله این گزارشها میتوانید «روزگار مچاله کاغذ در قلب پایتخت» را ۲۹ فروردین ۹۷ در جامجم بخوانید.
ناشران: در فقره کاغذ و آشفتگی بازارش همیشه ناشرها بیشترین گلایه را داشته اند و اصلا دلیل پیگیری وضعیت کاغذ در صفحات فرهنگی روزنامه جامجم، لطمههایی بود که وضعیت کاغذ به صنعت نشر و فرهنگ کشور وارد میکرده است اما اگر پیگیری گزارشهای کاغذی ما باشید، حتما میدانید که ما رد برخی ناشران را در آب گل آلود بازار نشر گرفته ایم. گزارش مبسوطی در اینباره به قلم محمدصادق علیزاده، دبیر فرهنگی روزنامه جامجم منتشر شده که با تیتر «حواله فروشی در راسته کاغذفروشان» به تاریخ اول مرداد ۹۸ قابل جست وجو است.
چاپخانهدارها: در این میان بودهاند چاپخانههایی که با واردکنندگان کاغذ روی هم ریختهاند و کاغذ با ارز دولتی را در بازار آزاد فروختهاند. گزارش «چاپچیهای کاغذباز» آذر مهاجر که 14 مرداد در همین صفحه منتشر شد در اینباره است.
امالبنین دیوسالار
فرهنگ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: