کتابهایی که برای من نوشته می شوند

کار تدوین و انتشار کتابهای درسی با توجه به شمار فزاینده جمعیت دانشآموزی کشور و نیازهای آموزشی آن ، فرآیندی عظیم و بسیار سنگین است.
کد خبر: ۱۲۳۴۰۰

از این رو تولید برنامه درسی در دفتر برنامهریزی و تالیف کتب درسی ضمن پیروی از اصول منطقی مراحلی را طی میکند که در پیمودن و تحقق هر مرحله گروههای مختلف دفتر ، شوراها و کمیتههای ویژه دخالت دارند. در این میان نکته حائز اهمیتی که موضوعات بحث برانگیزی را نیز موجب شده ، افزایش حجم و تعدد کتابهای درسی دوره ابتدایی است. اینکه آیا تالیف و بازنگری مجدد برنامههای درسی متناسب با نیازهای دورههای آموزشی انجام شده است؛ این تحولات چقدر با افزایش یادگیری و یاددهی در دانشآموزان و بویژه توجه به تواناییهای ذهنی و جسمی آنها شکل گرفتهاند؛ میترا دانشور ، کارشناس مسوول گروه تحقیق و ارزشیابی و هماهنگی دوره ابتدایی دفتر برنامهریزی و تالیف کتب درسی در حالی که بر سیاست این دفتر یعنی حرکت از کتاب محوری به سمت برنامه محوری تاکید دارد ، درخصوص فرآیند تهیه و تولید برنامههای درسی دوره ابتدایی و همسویی آن با نیازهای علمی و تغییرات جمعیتی پاسخ میدهد:

توضیح دهید فرآیند تالیف کتاب درسی و تولید برنامه درسی دوره ابتدایی چگونه انجام میشود و مبنای این کار بر چه اساسی است؛
فرآیند تولید برنامه درسی ابتدا با پژوهش و نیازسنجی آغاز میشود. در این مرحله آنچه ممکن است باعث تغییر در برنامه درسی شود شامل تغییراتی است که در نیازهای جامعه ، نیازهای یادگیرنده ، فرآیندهای یاددهی یادگیری و تغییراتی که حتی در موضوع درسی ایجاد میشود و نتایج آنها را میتوان در آزمونهای بینالمللی که در آن شرکت میکنیم یا ارزشیابیهای مداومی که انجام میشود ، ملاحظه کرد.
در فرآیند نیازسنجی و پژوهش با انجام مطالعات تطبیقی و استفاده از تجربیات کشورهای موفق و نظرهای خبرگان فن ، اولیاء و دانشآموزان و معلمان نیازها شناسایی و اولویتبندی میشود. سپس از طریق مدیرکل دفتر به شورای برنامهریزی گروه درسی ماموریت داده میشود که برنامهریزی را آغاز کند. شورای برنامهریزی نیز سندی را به عنوان راهنمای برنامه درسی تهیه میکند ، این سند شامل مجموعه عناصری از جمله اهداف ، رویکردها ، تحلیل اهداف در پایههای مختلف ، روشهای یاددهی یادیگری مناسب ، روشهای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ، اشاعه برنامه و عنوان مواد آموزشی (سیدی ، نوار ، کتاب کار ، کتاب راهنمای معلم و...) است. پس از تولید راهنمای برنامه درسی به منظور یافتن نقاط ضعف احتمالی راهنمای برنامه درسی تولید شده ، برنامه اعتباربخشی نظر میشود یعنی برنامه برای صاحبنظران تعلیم و تربیت ، روانشناسان کودک ، آموزگاران گروههای آموزشی ، نهادهای مرتبط و... فرستاده میشود تا میزان انطباق راهنمای برنامه درسی با استانداردهای پیشبینی شده و اهداف دوره مربوط ، همچنین میزان تناسب روشهای یاددهی یادگیری و ارزشیابی با رویکرد برنامه درسی و تواناییهای مخاطبان سنجیده و در صورت نیاز اصلاح شود. پس از این مرحله برنامه برای تالیف کتاب درسی در اختیار تیم تالیف قرار میگیرد ؛ البته مواد آموزشی برنامه فقط کتاب درسی نیست بلکه دیگر موارد مثل لوحهها ، نوارهای صوتی ، تصویر و... نیز در این مرحله تولید میشود. پس از تالیف کتاب و تولید دیگر مواد آموزشی که با نظارت کامل شورا همراه است برنامه درسی به مدت 2 سال اجرای آزمایشی میشود تا در طول این مدت مشخص شود که نقاط ضعف و قوت آن کدامند؛ آیا روشهای پیشنهادی در این برنامه قابل اجرا هستند یا خیر؛ فعالیتها و فرصتهای یادگیری پیشبینی شده متناسب با تواناییها و علایق دانشآموز هستند یا خیر؛ سپس در سال اول ، اجرای آزمایشی در شهر تهران انجام میشود و به وسیله گروه برنامهریزی مربوط مورد ارزشیابی قرار میگیرد و پس از اصلاح در سال دوم برنامه آزمایشی در تعدادی از استانها به اجرا درمیآید که مجری آزمایشی در سال دوم فردی مستقل از گروه درسی خواهد بود تا بیطرفانه درخصوص اجرای سراسری آن اطلاعات جمعآوری کند. براساس گزارش ارزشیابی سال دوم مدیریت دفتر تصمیمگیری میکند که برنامه درسی به اجرای سراسری گذاشته شود یا خیر؛

در صورتی که برنامه درسی پس از اجرای سراسری به اصلاح نیاز داشته باشد چگونه عمل میکنید؛
در اجرای سراسری هم طبیعتا گاهی با نواقصی روبهرو میشویم. این موارد معمولا جزیی و اشکالاتی در کلمات تصاویر هستند که در تجدید چاپ سال به سال اصلاح میشوند ؛ البته باید یادآور شوم تولید یک برنامه جدید فرصتی است که روشها ، اهداف و اصول یک برنامه تغییر میکند ، ولی وقتی کتاب همان کتاب است با همان روش و تنها یک یا چند تصویر بهسازی میشود این تغییر به شمار نمیآید.

به آزمونهای بینالمللی اشاره کردید. نتایج این آزمونها در تغییر برنامههای درسی چه کاربردی دارند؛
آزمونهای تیمی درباره درسهای علوم و ریاضی پایه چهارم ابتدایی و سوم راهنمایی اجرا میشود که براساس پاسخهای دانشآموزان میزان یادگیری آنها دراین دروس سنجیده میشود. براساس تحلیل نتایج این آزمون مشخص میشود اشکال در کجاست. تغییر برنامه درسی علوم تجربی براساس این آزمون شروع شد چون نشان داد یکی از مشکلات دانشآموزان ما در علوم خود کتاب علوم قدیم بود.
آزمون دیگری که کشور ما در آن شرکت میکند آزمون پرلز است. این آزمون برای دانشآموزان 9 ساله اجرا میشود و پیشرفت سواد خواندن را در 2 دسته متون ادبیاتی و اطلاعاتی میسنجد.

درباره دستاوردهایی که از شرکت در این آزمونها برای اصلاح برنامههای درسی داشتهایم توضیح دهید.
همانطور که اشاره شد در برنامه درسی علوم تجربی براساس نتایج اولین آزمون تیمز که شرکت کردیم شروع به تغییر کرد و آخرین آزمون تیمز که سال 2003 برگزار شد و ما هم در آن شرکت داشتیم نشان داد تغییر در برنامه درسی علوم تجربی موثر بوده است ؛ اما درباره آزمون پرلز فقط یک مرحله شرکت کردیم. زمانی که برنامه قبلی فارسی اجرا میشد در آن زمان نمرات خوبی نداشتیم ؛ اما در حال حاضر منتظر هستیم ببینیم در پرلز 2006 با توجه به اینکه برنامه فارسی جدید اجرا شده چه نتایجی خواهیم داشت.

برنامههای درسی دوره ابتدایی از چه سالی شروع به بازنگری و تغییر کردند؛ آیا این بازنگری به صورت مداوم انجام میگیرد؛
برنامههای درسی دوره ابتدایی مرحله به مرحله شروع به تغییر کرد. اولین برنامه درسی که تغییر کرد برنامه علوم تجربی بود که اولین سال اجرای آزمایشی پایه اول آن سال تحصیلی 73-72 بود و سال به سال به پایه بعدی تسری پیدا کرد و اجرای آزمایشی برنامه درسی علوم تجربی پایه پنجم در سال تحصیلی 77-76 اتفاق افتاد و سال تحصیلی 78-77 تمام کتابهای علوم پایههای دوره ابتدایی اصلاح شده بودند. اولین سال اجرای آزمایشی آموزش قرآن نیز سال تحصیلی 77-76 بود و تا سال تحصیلی 82-81 پایه پنجم آن نیز به اجرا درآمد. اجرای آزمایشی برنامههای فارسی و دینی (هدیههای آسمانی) و تربیت بدنی نیز از سال تحصیلی 80-79 به مدت 2 سال شروع شد که هدیههای آسمانی پایه دوم در سال تحصیلی 82-81 به اجرای سراسری رسید و پس از آن پایه به پایه وارد اجرای سراسری شد تا اینکه هدیههای آسمانی پایه پنجم سال گذشته به اجرای سراسری درآمد.
درباره برنامه فارسی هم سال 81 پایه اول ، سال تحصیلی 83-82 پایه دوم و... و امسال پایه پنجم آن به اجرای سراسری درآمد. تربیت بدنی هم تا سال 85-84 در تمام پایهها اجرای سراسری شد. اجرای آزمایشی برنامه درس هنر هم سال 81 آغاز شده است و امسال پایه سوم آن در استانها و پایه چهارم آن در تهران و شهرستانهای آن مرحله اجرای آزمایشی را میگذراند و پایه اول آن نیز در تمام استانها سراسری شده است.
پایه دوم نیز در 7 استان به طور کامل اجرا میشود. در برنامه درسی مطالعات اجتماعی هم که طی یک مرحله راهنمای برنامه درسی و کتاب آن برای پایه سوم تولید شد، به دلیل اینکه در اجرای آزمایشی سنگین تشخیص داده شد مجدد به شورا بازگشت. در حال حاضر راهنمای برنامهاش تولید شده و امیدواریم پس از اعتباربخشی نظری وارد مرحله تولید مواد آموزشی شود. درباره درس ریاضی که یکی دو سال پس از انقلاب تدوین شده شورای برنامهریزی ریاضی مشغول تهیه راهنمای برنامه دوره آموزش عمومی آن است و امیدواریم آینده به اعتباربخشی نظری برسد.

به عنوان کارشناس مسوول گروه تحقیق و ارزشیابی دوره ابتدایی ، این بازنگریها را چگونه میبینید با توجه به اینکه برخی از والدین ، آموزگاران منتقد دوره جدید تالیف برنامههای درسی هستند.
ببینید در مرحله اجرای آزمایشی اولیا و نیز آموزگاران یکی از منابع جمعآوری اطلاعات ما هستند طبیعتا میان آنها موافق و مخالف وجود دارد ، اما ارزشیابیها نشان داده تعداد موافقان از درصد بالاتری برخوردار هستند.
به عبارت دیگر برنامهای که به صورت متمرکز برای کل کشور برنامهریزی و اجرا میشود برای همه اولیاء با سطح سواد متفاوت و درخواستهای مختلف ممکن است موردتایید نباشد. من به عنوان کارشناس برنامهریزی دوره ابتدایی این تغییرات را مثبت ارزیابی میکنم ؛ البته معتقد نیستم که به جای مطلوب رسیدهایم ، اما نسبت به گذشته پیشرفت قابل توجهی داشتهایم و مطمئنا برنامههای درسی جدید بسیار بهتر از برنامههای پیشین هستند ؛ اما باز هم جای کار دارند.

استانداردهای علم برنامهریزی در تغییرات برنامههای درسی این دوره چقدر لحاظ شده است؛
توجه داشته باشید فرآیندی که تولید برنامههای درسی طی میکند دقیقا یک فرآیند علمی است و برنامهریزیهای ما در این فرآیند با توجه به واقعیت جامعهمان باید صورت گیرد. تصور من این است که تاکنون این دفتر تلاش کرده درباره برنامهریزی، استانداردهای موردنظر را رعایت کند.

از دیدگاه یک کارشناس ، برنامههای درسی دوره ابتدایی را با در نظر گرفتن تالیفات جدید به لحاظ حجم و محتوا ، چگونه ارزیابی میکنید.
حجم یک مساله تک بعدی نیست و نمیتوان آن را با تعداد صفحات سنجید. درخصوص حجم کتاب درسی اصطلاح صحیحتر این است که بگوییم تناسب حجم محتوا با زمان در اختیار برای آموزش خوب. زمان در اختیار برای آموزش یعنی جدول ساعات درسی دوره ابتدایی که 24 ساعت در هفته است و در اختیار آموزگار قرار دارد، بنابراین این حجم در بخش اجرا معنا پیدا میکند. یکی از عواملی که ممکن است برای افزایش حجم دروس موثر باشد خود کتابهای درسی و برنامههای درسی هستند و میزان فعالیتهایی که پیشبینی شدهاند؛ اما عوامل دیگری هم وجود دارد. در بیشتر کلاسهای ما انواع و اقسام کتابهای کمک آموزشی مورد استفاده قرار میگیرد که بیشتر آنها استاندارد و مورد تایید این دفتر هم نیستند. این دفتر در برنامه ریزیهای جدید خود برای کتابی مثل فارسی کتاب بنویسیم را در کنار بخوانیم گذاشته تا نیازی به این کتابهای بازاری نباشد. همینطور برای درسی مثل هدیههای آسمانی هم کتاب کار قرار داده است. این تالیفات با این هدف انجام شد که از ورود کتابهای غیراستاندارد به مدارس جلوگیری کند و فعالیتهای درون و برون کلاسی در جهت اهداف برنامه صورت گیرد؛ اما میبینیم در کنار این کتاب کارها، کتابهای کمک آموزشی دیگری در مدارس استفاده میشوند. آیا این موضوع باعث افزایش حجم نیست؛ آیا این قضیه کار در کلاس را افزایش نمیدهد؛ همچنین شیوههای ارزشیابی مورد استفاده در کلاسها که تاکید زیادی بر حافظه محوری دارد زمان زیادی از ساعات هفتگی را به خود اختصاص میدهد و... نمیتوان گفت موضوع حجم فقط به برنامههای درسی مربوط است و قضاوت در این مورد نیاز به یک مطالعه میدانی دارد.

راهحل این مساله چیست؛ آیا این دفتر برنامهای برای آگاهسازی والدین و آموزگاران دارد؛
این دفتر ارزشیابی برنامههای درسی را فرآیند محور دیده است نه حافظه محور ، یعنی مبنا همان فعالیتهای کلاسی و بحثهایی است که بین معلم و دانشآموز و انجام آزمایشها و فعالیتهای یاددهی یادگیری و تغییر رفتار دانشآموز میبینیم و لزوم به پرسش و پاسخهای شفاهی و تکرار تمرین بیش از حد نیست. این در حالی است که سیستم ارزشیابی که اولیا انتظار دارند (مثل قبولی در آزمونهای تیزهوشان و مدارس نمونه و دولتی و...) معلمها را هم به همان جهت هدایت میکند ؛ این که مدام روی حفظ کردن سطر به سطر کتاب کار شود. سوال این است که آیا این روند زمان در اختیار معلم را نمیگیرد؛ بنابراین مساله حجم فقط حجم کتابهای درسی نیست که یک مسند چندبعدی است و برای تغییر آن باید شیوه ارزشیابی در حوزه اجرا اصلاح و سیستم آزمونهای هماهنگ مثل مدارس نمونه دولتی و تیزهوشان حذف شود. آیا واقعا راهی نیست که یک دانشآموز تیزهوش غیر از سوالات حفظ کردنی بتواند خلاقیت خود را همان جا در کلاس نشان دهد؛ معتقدم باید در کلاسهای درسی ما تغییر اتفاق بیفتد و در شیوههای یادگیری یاددهی و ارزشیابی تحول ایجاد کنیم.

در برنامه های درسی جدید به مقوله خلاقیت پروری دانشآموزان چقدر توجه شده است؛
قطعا در این زمینه دانشآموزان ما استعداد زیادی دارند. از اینرو در برنامههای جدید یکی از مولفههایی که به آن پرداخته شده پرورش انواع تفکر یعنی تفکر منطقی ، تفکر خلاق و نقاد است. پژوهشهایی که از طریق برخی از پژوهشگران و دانشجویان این رشته صورت گرفته بر این تکه دارد که برنامههای جدید به نسبت قبل در پرورش خلاقیت بهتر عمل کرده است.

کتابهای درسی مهمترین وسیله آموزشی برای دانشآموزان محسوب میشوند. برخی از کارشناسان این حوزه معتقدند کتابهای درسی منطبق با تحولات علمی تغییر نمیکنند. آیا با این نظر موافقید؛
من درباره کار دفتر برنامهریزی و تالیف میتوانم قضاوت کنم، اما در خصوص نظر کارشناسان خیر. چون نمیدانم به استناد چه اسناد و منابعی این نظرات ارائه شده است. معتقدم در چند سال گذشته تحولات خوبی در این دفتر رخ داده است. شاید در گذشته سکونی داشتیم ، اما در حال حاضر در آن وضعیت قرار نداریم و شوراهای برنامهریزی درسی ما دائما فعال هستند. همانطور که گفتم فرآیند برنامهریزی در دوره ابتدایی یک فرآیند فعال است و برنامهها به صورت مداوم در حال بازسازی و اصلاح هستند علاوه بر این با علم به روز و مطابق با نیازهای جامعه و نیازهای یادگیرنده و فراینده یاددهی یادگیری حرکت میکند. مطلع هستید که در قرن 21 ما شاهد رشد فزآینده دانش هستیم. طبیعتا بخشی از برنامههای درسی ما اصول و ارزشهای ثابتی هستند که هیچ وقت تغییر نمیکند و جزو ساختار و پیکره این برنامهها خواهد بود. اما بخشی که متغیر است ، قطعا متناسب با سرعت تغییر دانش ، تغییر میکند. در سوالتان به نکته خوبی اشاره کردید و آن این که کتاب درسی یک وسیله آموزشی است. ما امیدواریم به جای کتاب درسی، برنامه درسی در مدارس اجرا شود.

در زمینه تولید و تالیف برنامههای درسی با چه مشکلاتی مواجه هستیم؛
مشکل اساسی که در این بخش داریم این است که ما در حوزه اجرا نمایندهای برای پیگیری برنامههای درسی و نظارت بر نحوه اجرای آنها نداریم. از طرفی دفاتر دیگری از آموزش و پرورش مسوول این کار هستند ؛ اما این دو موضوع باعث شده بین ما و حوزه اجرا فاصله باشد. تلاش ما این است که پیوسته از طریق ارتباط با حوزه اجرا و بازدید از مدارس اطلاعاتی را در خصوص اجرای صحیح برنامههایمان به دست آوریم ؛ اما این کافی نیست. به نظر میرسد باید ارتباط بیشتری داشته باشیم. به عبارتی باید فردی در مدرسه داشته باشیم که پیگیری کند آیا برنامههای درسی در ارتباط با هم و به صورت کل و یکپارچه و در جهت اهداف تربیتی اجرا میشود یا نه.
با این تفکر به برنامههای دوره ابتدایی نگاه کنیم که میخواهند دانشآموز را در تمام ابعاد وجودیاش رشد بدهند ، یعنی هر کدام تربیت بخشی از ابعاد وجود کودک را بهعهده دارند ، مثلا تربیت بدنی برای رشد جسمی ، هنر برای تربیت ذوق هنری ، ریاضیات و علوم برای رشد ذهنی و علمی ، مطالعات اجتماعی برای رشد اجتماعی ، دینی برای رشد اخلاقی و اعتقادی و... ، اگرچه اینها با هم ارتباط و همپوشی هم دارند، مشکلی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم ، این است که کسی که هدایتکننده این برنامه به صورت یک شبکه یکپارچه باشد را نداریم. مشکل دیگر ما این است که به جای این که برنامه درسی محور باشد ، کتاب درسی محور قرار گرفته است ، در حالی که کتاب درسی یکی از مواد آموزشی برنامههای درسی جدید است.

در این زمینه اقدامی از سوی این دفتر صورت گرفته است؛
بله. پیشبینی کردهایم برای سال آینده مدیران مدارس را آموزش دهیم تا مسوولیت این کار را به عهده بگیرند. در حال حاضر هم کتابی در دفتر در حال تدوین است که نقش مدیران مدارس و آموزگاران ، اولیا و همین طور مدیران مناطق آموزشی و مدیریت استانها را در دوره ابتدایی و راهنمایی در ارتباط با اجرای صحیح برنامههای درسی مشخص کند. امیدواریم با تحقق این مساله بتوانیم حوزه اجرا را به سمت اهداف اساسی برنامههای دوره ابتدایی هدایت کنیم.

چندی پیش وزیر محترم آموزش و پرورش از طراحی سیاستهای ملی تدوین کتب درسی خبر دادند. این طرح در حال حاضر در چه مرحلهای قرار دارد و با چه هدفی تهیه شده و در صورت اجرا ، چه نتایجی دربر خواهد داشت؛
متاسفانه در این زمینه اطلاعات محدودی دارم ، اما تا جایی که مطلع هستم ، در وزارت آموزش و پرورش و مشخصا در سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی دو پروژه در حال انجام است ، پروژهای که زودتر شروع شده ، تهیه سند ملی آموزش و پرورش است که مدیریت آن را دکتر مهرمحمدی از استادان دانشگاه تربیت مدرس و متخصص فن در برنامهریزی درسی به عهده دارند. نتیجه این طرح، مجموعهای خواهد بود دربردارنده مبانی نظری ، اهداف و اصول ، ماموریتها ، چشماندازها و راهبردهایی که عرصههای توسعه را اعم از اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در ارتباط با آموزش و پرورش تا 20 سال آینده مشخص خواهد کرد.
5 مرحله برای تدوین این سند تعریف شده که شامل تکوین فکر ، تدوین سند ، سازماندهی طرح ، انجام مطالعات و تلفیق نتایج آنها ، تدوین پیشنویس ، تصویب سند در شورای عالی آموزش و پرورش ، تصویب در هیات وزیران و در نهایت تصویب در مجلس شورای اسلامی خواهد بود. این طرح فعلا در مرحله سوم یعنی انجام مطالعات و تلفیق نتایج قرار دارد و تا جایی که مطلعم پیشبینی شده بود ، تا پایان آذرماه 85 انجام مطالعات آن تکمیل و تبدیل به پیشنوس شود. کار دیگری که به مدیریت حجتالاسلام ذوعلم ، مدیرکل دفتر برنامهریزی و تالیف کتب درسی در حال تهیه است ، تدوین راهنمای برنامه درسی ملی است که در نهایت سندی خواهد بود که راهنمای برنامههای درسی و دوره ابتدایی و راهنمایی و متوسطه و راهنمای برنامه هر درس براساس آن تدوین خواهد شد.

درباره طرح چند تالیفی برنامههای درسی توضیح دهید. آیا در فرآیند تالیف و تولید برنامههای درسی از چنین طرحی استفاده میشود؛
در برخی از کشورها که برنامهریزی درسی به صورت غیرمتمرکز است ، سند راهنمایی که تولید میشود ، به صورت متمرکز است.
این سند در اختیار انتشارات مختلف قرار میگیرد و انتشارات براساس آن مواد آموزشی را تولید میکنند و مدارس نیز مجاز هستند براساس همان راهنما که در اختیارشان قرار میگیرد ، ماده آموزشی (کتاب ، نوار و...) مورد نظرشان را انتخاب کنند. اما در کشور ما در حال حاضر چنین روندی وجود ندارد و تنها تجربهای که این دفتر درمورد طرح چند تالیفی داشته در مورد کتاب جغرافیای استانها مواد آموزشی دوره پیشدبستانی بوده است که سازمان آموزش و پرورش هر استان کتاب جغرافیای استان و مواد آموزشی دوره پیشدبستانی را خودش تهیه و تولید میکند. البته این طرح در دستور کار قرار دارد ؛ اما هنوز ابعاد آن مشخص نیست و فعلا به عنوان موضوعی که باید روی آن کار شود ، مطرح است. چون تالیف توسط بخش خصوصی و تالیف توسط سازمان آموزش و پرورش استانها دو موضوع متفاوت است.

تلاش برای حذف نمره با هدف ارتقای نظام آموزشی چندی است که بر آن تاکید میشود. این موضوع چقدر تحقق یافته است؛
در سازمان ما یعنی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی مطالعات تطبیقی در این مورد انجام گرفته است. حاصل مطالعات نشان میدهد بیشتر نظامهای آموزشی ، سیستم نمرهگذاری کمی و کیفی را در کنار هم استفاده میکنند. در برنامههای درسی جدید نیز به این امر توجه شده است. به عنوان مثال سیستم بازخورد در برنامه درسی آموزش قرآن در پایههای اول و دوم کیفی و در پایههای سوم تا پنجم کمی و کیفی است. همچنین در برنامههای درسی فارسی و تعلیم و تربیت اسلامی (هدیههای آسمان) دو سیستم بازخورد کمی و کیفی در کنار هم استفاده میشوند.
در سال 81 دبیرکل محترم شورای عالی آموزش و پرورش به دفتر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی وقت 3 پیشنهاد برای مطالعه در زمینه ارزشیابی ارائه داده بود. یکی از این موارد ، تبدیل سیستم نمرهگذاری صفر تا بیست به سیستم توصیفی بود و دو پیشنهاد دیگر برگزاری آزمونهای استاندارد و طرح ارتقای خودکار (یعنی تا پایه سوم ما مردودی نداشته باشیم) بود. در آن دفتر یکی از این 3 پیشنهاد پیگیری شد و آن تبدیل سیستم نمرهگذاری 20 درجهای به 4 درجهای یعنی درجاتی مثل درحد انتظار، بالاتر از حد انتظار، نزدیک به حد انتظار و کمتر از حد انتظار بود که این کاملا توصیفی نیست.
در سیستم توصیفی گزارشهایی باید برای هر دانشآموز تهیه شود که نشان دهد نسبت به هر برنامه درسی و در فرآیند یاددهی یادگیری در چه وضعیتی قرار دارد؛ نقاط قوت و ضعفش چیست؛ در حالی که با این سیستم 4 درجهای چنین اتفاقی نمیافتد. البته این نظر شخصی من است. این برنامه 3 سال است که به اجرای آزمایشی درآمده و ارزشیابی آن توسط پژوهشگاه تعلیم و تربیت انجام شده است. براساس نتایج این پژوهش، شورای عالی آموزش و پرورش 2 سال اجرای آزمایشی آن را تمدید کرده است.

طرح تبدیل ارزشیابی صفر تا بیست به توصیفی چه تاثیر مثبتی برای ارتقای نظام آموزشی ما دارد؛
طرح ارزشیابی توصیفی هدف خوبی را دنبال میکند و آن کاهش اضطراب امتحان و استفاده از ارزشیابی از بهبود فرآیند یاددهی یادگیری است و دفتر برنامهریزی و تالیف کتب درسی نیز با این هدف کاملا همسو و موافق است. به عبارت دیگر، هدف ما این است که ارزشیابی فرآیند محور شود و در یادگیری موثر باشد. اما برای این که به این مرحله برسیم تا بتوانیم ارزشیابی توصیفی را به طور واقعی اجرا کنیم ، باید اتفاقات زیادی رخ دهد. یعنی ما باید آموزش معلمان ، اشاعه برنامه و آگاهسازی والدین و اولیای مدرسه و دانشآموزان را در برنامههایمان داشته باشیم تا در حوزه اجرا به نتایج دلخواهمان برسیم. تغییراتی که در سالهای اخیر در شیوه ارزشیابی پیشرفت تحصیلی برنامه درسی ایجاد شده است ، گامهایی هستند که در جهت رسیدن به وضعیت مطلوب برداشته شده است ، اما هنوز تا این جایگاه فاصله داریم و برای رسیدن به آن باید بسترسازی کرد.

دستاوردهای دفتر برنامهریزی و تالیف کتب درسی درخصوص اجرای سیاستهای نظام آموزش و پرورش را چگونه ارزیابی میکنید؛
ما معتقدیم هر تغییری که ایجاد شده در راستای سیاستهای نظام آموزش و پرورش بوده است و تلاش کردهایم تمام اهداف دوره ابتدایی مصوب شورای عالی آموزش و پرورش را در برنامهریزیها و تغییرات صورت گرفته به اجرا درآوریم.

به عنوان فردی که در جریان فرآیند پیچیده برنامهریزی و تالیف کتب درسی هستید، چه توصیهای به والدین و اولیای مدرسه دارید؛
توصیه میکنم اولیا و همکاران محترم در آموزش و پرورش با رویکردها و اهداف برنامههای درسی جدید همگام و همسو باشند.
اساس آنها رویکرد فرهنگی تربیتی است با تاکید بر ابعاد وجودی انسان ، پرورش خلاقیت و تفکر و یادگیریهای مشارکتی و نیز یادگیری از طریق همیاری تدوین شده است. ازاینرو درخواست ما از اولیا و همکاران محترم این است که به برنامههای درسی دوره ابتدایی به صورت یک کل یکپارچهای نگاه کنند که هدفش این است که دانشآموزان را در تمام ابعاد وجودشان به رشد و تعالی برسانند.

سمیه فصاحت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها