این آرا اما بهراحتی نصیبش نشد، جدا از برخی که به او و عملکردش ایمان داشتند و عدهای که مخالف برنامههایش بودند، بعضی با شرط و شروط با او و برنامههایش برای وزارتخانه همراه شدند؛ شروطی که مشخص نیست قابلیت اجرا دارد یا نه. بهطور مثال یکی از نمایندگان، در خطابهاش بر لزوم حضور ایثارگران و حتی بعدها فرزندان آنها در وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی تاکید داشت بدون اشاره به لزوم تخصصی در این میان.
این نماینده بر ضرورت حل مشکل اینترنت پرسرعت که به گردشگری ایران کمک شایانی میکند هم تاکید داشت؛ اینترنتی که همین حالا و با همین سطح دامنه و کندیاش، برخی از خود نمایندگان با آن مخالفند.
یکی از نمایندگان اصفهان هم گفت که از آقایمونسان قول گرفته فرهنگ غنی اسلام را دقیقا رعایت کند و معلوم نیست براساس قولی که ایشان از مونسان گرفته اند، چه رویهای قرار است در این وزارتخانه و حوزه گردشگری پیاده شود که تاکنون برقرار نبوده است. از اینگونه حواشی و شرط و شروط که بگذریم، سخنان یکی از اعضای فراکسیون زنان مجلس هم در انتقاد از مونسان و مخالفت با وی قابل تامل بود، آنجا که گفت سازمان میراث فرهنگی درحالی با مصوبه مجلس تبدیل به وزارتخانه شد که دولت و خود مونسان با آن مخالف بودند. حال چطور کسی که وزارتخانه شدن این سازمان را قبول نداشت، میخواهد سکاندار آن باشد.
این نماینده مجلس درواقع روی نکته مهمی دست گذاشت، حال باید دید چنین وزارتخانهای با چنین مخالفتها و چنین سکانداری ره به کجا خواهد برد!/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم