بنابراین بحث میانجیگری موضوع تعلیق به محال است. بحث دیگر آنکه فرانسه در جایگاهی نیست که بخواهد این میانجیگری را بهعهده گیرد،چون این کشور قابل اعتماد نیست و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از حامیان اصلی جنگ عراق علیه ایران بود و از منافقین و دیگر تروریستها پیشتیبانی کرده است. فهرست بلندبالایی از خصومتهای دولت فرانسه علیه ایران وجود دارد و در جریان تحریمها هم شرکتهای فرانسوی مثل توتال و پژو در ترک ایران پیشقدم بودند. فرانسه در این جایگاه حتی انگیزههای ژاپن را نیز ندارد، چون ژاپن بالاخره همکاری اقتصادی بالایی با ایران دارد و جزو خریداران مهم نفت ایران محسوب میشده است و با کشوری مثل فرانسه که همکاری اقتصادی زیادی با ایران ندارد قابل مقایسه نیست. ادعای میانجیگری فرانسه بیشتر برای حل مشکل اروپاست. اروپاییان در وضع دشواری قرار دارند و ایران محدودیتهای برجامی را هر 60روز کاهش میدهد و اروپاییها هم به خاطر بدعهدیای که در قبال برجام انجام دادند در بنبست قرار دارند. از سوی دیگر ترامپ هم که در عرصه سیاست خارجی مثل موضوع یمن، چین، عراق و سوریه هیچ دستاوردی نداشته تمایل زیادی دارد که هر طور شده عکسی یادگاری با مقامات ایران بگیرد و در انتخابات به رقبای خود بگوید که در مواجهه با ایران توفیقاتی داشته است و از این رو برخی از کشورها مثل ژاپن و فرانسه را به عنوان واسطه و میانجی تعیین میکند. بنابراین میانجیگری، چیزی بیش از یک سیاست فریبکارانه نیست. در نقطه مقابل سیاست ایران قرار دارد که طبق بیانات رهبری نه جنگ خواهد شد و نه مذاکرهای در کار خواهد بود و فقط باید سیاست مقاومت را در پیش گرفت. شواهد نشان میدهد که سیاست مقاومت جواب داده و دستاوردهای زیادی برای ایران در پی داشته است. تنها راهکار مناسب برای اروپا این است که در برابر آمریکا سیاست مستقلی را در پیش بگیرد و صرفا به تعهداتش در قبال برجام عمل کند.
محسن پاکآیین/ کارشناس ارشد روابط بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم