در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایده اصلی فیلم محدوده ابری چگونه در ذهن شما شکل گرفت؟
همانطور که میدانید این فیلم تولید سال 88 است و بنابراین ایده شکل گیری آن هم به همان زمان برمی گردد. باور من آن موقع بر این بود که با کارهای کوتاه یا نیمهبلند میتوانم حرفم را به مخاطب بزنم، اما به مرور به این نتیجه رسیدم که میشود نحوه پرداخت را به سمت کار بلند برد. به هر حال سه اپیزود متصل به هم را انتخاب کردیم که موضوعی مشترک و مشابه داشت و در نهایت یک کار را به مخاطب عرضه میکرد.
نقطه مشترک این سه اپیزود چیست؟
تنهایی و اینکه انسانها در هر جا و موقعیت و جایگاه اجتماعی که قراردارند به خودی خود تنها هستند. به ظاهر شاید اینطور نشان ندهند، اما انسانها وقتی در موقعیتهای خاص قرار میگیرند عمق تنهاییشان بیشتر هویدا میشود.
نخ تسبیح و نقطه مشترک بین اپیزودهای فیلم ما همین تنهایی بود که شخصیتهای مان را هرازگاهی درگیر میکرد. تنهایی آدمها مربوط به هیچ دوره خاص تاریخی یا جغرافیایی نمیشود. تمام انسانها به نوعی این ویژگی را دارند و با آن درگیر هستند.
ممکن است انسانهایی باشند که به ظاهر تنهایی درونیشان را نشان ندهند، اما تمام انسانها در نهایت تنها هستند و این ویژگی مشترک بین انسانهاست.
چرا شما از ساختار اپیزودیک در فیلمتان استفاده کردید؟ این کار به دلیل تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب بوده یا به نظرتان این ساختار برای روایت قصه محدوده ابری مناسبتر بود؟
همانطور که گفتم در سال 88 (زمان تولید این فیلم) ذهنیتم این بود که فیلم کوتاه بسازم که تاثیرگذاریاش بیشتر است. بنابراین آگاهانه ساختار اپیزودیک را برای فیلمم انتخاب کردم.
چون احساس کردم که هر اپیزود باید متشکل از مولفهها و بازه زمانیای باشد که از حوصله مخاطب خارج نباشد و در مجموع بتواند حرف اصلیاش را به مخاطب برساند. به همین دلیل سراغ ساختار اپیزودیک رفتیم با این نیت که هر اپیزود تاثیرگذار باشد و از زیادهگویی پرهیز شود. البته این را هم بگویم که از ابتدا میدانستیم اصولا کارهای اپیزودیک در سینما خیلی جریانساز نیست و عدهای آن را میپسندند و عدهای خیر.
ساخت کار اپیزودیک بسیار مشکل است، اما در عین حال ماندگار بوده و به همین دلیل هم که حتی اگر سالها از زمان ساختش بگذرد باز هم قابل بحث است.
چینش شخصیتهای مرد و زن در کنار هم و نحوه روایت داستانها را در طول فیلم چگونه در نظر داشتید تا داستانتان باورپذیر شود و حداکثر شباهت را با جامعه خودمان داشته باشد؟
خب فیلم ما مثل سوژهمان خیلی شلوغ نیست و میتوان گفت تقریبا خلوت است، اما چینش همین تعداد شخصیت هم در خدمت سوژه اصلی داستان انجام شده.
من خیلی دنبال این نبودم که تقدم و تاخری برای شخصیتهایم در نظر بگیرم. برایم مهم این بود که هر اپیزود بتواند حرفی که مدنظرم است را بزند و اندیشه پشت حرفم را بازگو کند.
با توجه به اینکه 11 سال از زمان تولید فیلم تان میگذرد، چرا اکران عمومی آن آنقدر طول کشید؟
وضعیت سینمای ما را خودتان میبینید. فیلم ما تکیهاش روی افراد و چهرههای معروف سینمایی نیست که بخش اعظمی از مردم را به سالنهای سینما بکشاند. محدوده ابری یک فیلم تجربی و اپیزودیک است و مخاطبان خاص خودش را دارد.
به همین دلیل اکران عمومی آن تا به امروز که در گروه هنر و تجربه روی پرده رفته طول کشید و خوشبختانه امروز استقبال خوبی هم از آن شده.
خوب که میگویم منظورم استقبالی نظیر فیلمهای پرفروش گیشه نیست، بلکه در حد و اندازه تبلیغاتی که برای این فیلم شده، فروشش هم خوب بوده.
طی مدت اکران بازخوردهای متفاوتی از مخاطبان فیلم شما دیده شده؛ عدهای آن را بسیار تحسین کردند و عدهای فیلم را دوست نداشتند. نظر خودتان در این باره چیست؟
به نظرم فیلم خوب فیلمی است که بازخوردهای متفاوتی را شامل شود.
ما حدود 9 ـ8 سال پیش یک اکران برای فیلم محدوده ابری رفتیم که بعد از اتمام آن چالش عجیبی بین چند طیف از حضار رخ داد.
من آنجا احساس کردم فیلمم حرف دارد و اینطور نیست که وقتی تمام شد هر کسی بیتفاوت نسبت به آنچه دیده بلند شود و سالن را ترک کند.
اثری که اظهارنظرهای متفاوتی را به دنبال داشته باشد، پویاست و من اظهارنظرهای متفاوت راجع به فیلمم را به فال نیک میگیرم.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
بعد از سریال آرام میگیریم که از شبکه دو پخش شد و در سال پرسریال تلویزیون (1396) پرمخاطبترین سریال شد، توقعات را هم برای خودم و هم برای دیگران بالا برد.
الان هم در حال مذاکره برای ساخت یک سریال دیگر هستم.
ساناز قنبری
سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: