سرهنگ احتیاطی یوسی پلد در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» وضعیت نظامی و سیاسی کنونی رژیم صهیونیستی را تشریح کرده است.
کد خبر: ۱۲۲۳۰۰
گزیده ای از این گفتگو را اینک پیش رو دارید.
چه چیزی برای اسرائیل عوض شده؛ چیزی که در جنگ اتفاق افتاد. این جنگ ضربه ای بود که ذهن مرا روشن کرد. همیشه فکر می کردم اسرائیل یک مثلث متساوی الاضلاع است ؛ اقتصاد ، امنیت ، آموزش ، اما با توجه به جنگ لبنان ناگهان فهمیدم این مثلث کاملا متزلزل شده و ما در وضعیتی قرار گرفته ایم که دیگر وجود کشور اسرائیل نمی تواند بدیهی باشد.
وضعیت واقعا این همه خراب است؛ یعنی ارتش نیاز به بازسازی دارد؛ در سالهای اخیر اتفاق بدی افتاده است . ما توازن بین نیروها را از دست داده ایم و تفکری ایجاد شده که می گوید تکنولوژی می تواند سرنوشت جنگ را تعیین کند. به این دلیل نیروی زمینی با مشکل مواجه شده است. کاری که باید انجام داد ، بازسازی نیروی زمینی است.
نیروی زمینی اسرائیل کارآیی خود را از دست داده است؛ سال 1998 به نخست وزیر و وزیر دفاع نامه ای نوشتم و هشدار دادم که در جنگ بعدی انبوهی از تکنولوژی و سلاحهای پیشرفته و دقیق وجود خواهد داشت ، اما ارتشی در میان نخواهد بود. ستاد کل ارتش وجود نخواهد داشت. کسی نخواهد بود که بجنگد و عملیات انجام دهد. این دقیقا چیزی بود که در جنگ 2006 اتفاق افتاد. سوء تفاهم نشود. نیروی هوایی قوی هم لازم است. تکنولوژی عالی هم لازم است اما تناسب را باید رعایت کرد. اینجا در طول سالها این تناسب به هم خورده است. از واقعیت دور شده ایم. نظم نیروها کم و آموزش ها کم شده و فرماندهان به جای تمرین واقعی روی جیپ تمرین می کنند. وضعیتی ایجاد شده که فرماندهان بدون این که تجربه عملی داشته باشند ، ترفیع درجه می گیرند.آموزش های اساسی را حذف کرده ایم. حداقل آمادگی را از بین برده ایم ؛ اما هنوز خیالبافی می کنیم که اگر جنگ شود گردان ها شبانه دمشق را می گیرند در حالی که گردان ها نخواهند توانست تا دمشق بروند ، اگر تمرین نکرده باشند ، اگر فرماندهان آنها تجربه جنگ نداشته باشند ، اگر سربازان آنها پنج سال تانک ندیده باشند. جنگ یک هنر است ؛ یک هنر سخت. کسی هم که تمرین نکرده باشد ، نمی تواند در جنگ هنرنمایی کند.
تمرین ها اشکال داشتند. این را می شود جبران کرد. مشکلات دیگری هم بوده است؛ مشکلات ارزشی حادی به وجود آمده است. در زمینه رهبری و فرماندهی بحران ارزشی داریم. اکنون چنین باوری ایجاد شده که فرمانده می تواند از طریق سیستم راه دور نیروها را جابه جا کند ، یعنی پشت صفحه پلاسما بنشیند و سربازان را جلو بفرستد. من نمی دانم در آینده چه تکنولوژی هایی ایجاد خواهد شد ، اما می دانم که هیچ تکنولوژی ای قادر به جابه جایی گروهان ها و... نخواهد بود و نمی تواند در صحنه نبرد به سربازان و فرماندهان انگیزه بدهد که جان خود را به خطر بیندازند. اگر فرمانده در کنارشان نباشد که او را ببینند و باور کنند. تحرک نخواهند داشت. در این جنگ روشن شد که این ارزش اساسی در ارتش ما از بین می رود. بودجه را کم کردند ، ولی مسوولیت آن را نپذیرفتند. اعتراف نکردند که نمی توان امنیت سابق را ایجاد کرد. فکر کردند تکنولوژی را می توان جایگزین کرد.
چه کسی مسوول این شکست است؛ همه کسانی که در 6 ، 7 سال اخیر ارتش را اداره می کردند.
موشه یعلون؛ او یکی از افراد برجسته است.
موفاز؛ موفاز در 6 ، 7 سال گذشته رئیس ستاد کل بود و بلافاصله بعد از آن وزیر دفاع شد.
و رهبران فعلی؛ اولمرت ، پرتس خالوتس؛ هر کسی که تصمیم گرفت با این شرایط وارد جنگ شود و هر کسی که جنگ را این گونه اداره کرد ، مسوول است. این مساله که کسی تنها چند ماه در این پست بوده ، دلیل نمی شود که او از مسوولیت فرار کند.
فکر می کنید درست است رهبران فعلی استعفا کنند؛ درست بودن مطرح نیست. چاره ای نیست. مردم احساس ناامنی می کنند.
آیا احساس تهدید حیاتی می کنید؛ درباره این جنگ نه ؛ اما درباره پیامدهای آن اری. این ترس اکنون هم با من است. ما همیشه به خودمان می گوییم قوی هستیم و مثلا در جنوب فلان کارخانه را داریم ؛ اما اگر طرف مقابل فکر کند ما ضعیف هستیم فکر ما اهمیتی ندارد. برتری امنیتی اسرائیل در این بود که می ترسیدند با ما درافتند. ما در این جنگ این برتری را از دست دادیم. اکنون من صداهایی از سوریه می شنوم که سالهای طولانی نشنیده بودم ، این که می توان با اسرائیل درگیر شد. ما مثل گذشته قدرتمند تلقی نمی شویم. من روی اطلاعات موثق به شما می گویم که در ارتش سوریه این احساس به وجود آمده که ببر اسرائیلی دیگر مثل گذشته سریع نیست و مثل گذشته بشدت گاز نمی گیرد و دندان هایش شروع به افتادن کرده است. اگر از حالا کاری نکنیم شاید چند سالی زندگی خوبی داشته باشیم اما از آن به بعد دیگر اینجا نخواهیم بود. راههای دیگری نیز هست.
می توان با سوریه گفتگو و در برابر صلح از جولان عقب نشینی کرد؛ من برای گفتگو با سوریه آماده ام.
درگیری دیگر با حزب الله را پیش بینی می کنید؛ بدون شک ، اما فکر می کنم در چند ماه آینده نباشد. آنها به دنبال فرصت مناسب هستند تا جنگ را دوباره آغاز کنند. برای این باید آماده شد.
شما بسیار بدبین هستید. من دعا می کنم اشتباه کرده باشم ؛ اما از زمان حمله به برجهای دوقلو احساس می کنم در آستانه جنگ تمدن ها قرار گرفته ایم. ما در دوره قدرت یافتن اسلام زندگی می کنیم. ما اینجا یک جزیره یهودی وسط اقیانوس خروشان اسلامی هستیم.
آیا منظور شما این است که اسرائیل باید برای یک سونامی آماده شود؛ بدون شک باید برای یک سونامی اسلامی آماده شد. باید به یاد داشت همان طور که شاه ایران سقوط کرد ، مبارک هم می تواند سقوط کند. اگر اخوان المسلمین در مصر روی کار بیایند ، در عرض 72 ساعت قرارداد صلح با اسرائیل را ابطال می کنند. به نظر شما این خیالبافی است؛