بازی‌ها می‌توانند حرف‌های عمیقی برای گفتن داشته باشند

دریای تنهایی

پرداختن به موضوعی مانند سلامت روانی مخصوصا در رسانه بازی‌های ویدئویی دشوار است، زیرا رسیدن به آن نقطه تعادل بین مکانیک‌های بازی و بیان موضوعات سخت به بینش و دانش زیادی نیاز دارد. با این حال زمانی که این اتفاق رقم بخورد و این دو به‌خوبی در یکدیگر تنیده شوند، معمولا نتیجه، تجربه‌ای جذاب و خاطره‌انگیز خواهد شد. بازی‌هایی چون Hellblade و Celeste این کار را انجام داده‌اند و حالا Sea of Solitude نیز جسورانه خود را وارد این حیطه کرده است. دنیای آن به همان اندازه که ملایم است، زیباست و در طول آن با شخصیت‌های متفاوتی مواجه می‌شویم تا دریابیم مبحث سلامت روان چگونه زندگی آنها را به نابودی کشانده است. 
کد خبر: ۱۲۱۹۰۱۴

دختری غرق در تنهایی خود
بازی شما را در نقش Kay قرار می‌دهد، دختر جوانی که تنهایی‌اش به معنای واقعی کلمه او را به یک هیولا تبدیل کرده است. او در حالی در یک شهر نیمه غرق شده با خاطراتی محو از انسان‌های گذشته پرسه می‌زند که خیلی زود درمی‌یابد در این دنیا تنها نیست و ماموریتی در مورد خودشناسی را شروع می‌کند تا با کمک به خانواده‌اش که از قضا آنها هم در این دنیای عجیب گرفتار هستند و به آرامش رساندن آنها تلاش می‌کند تا اشتباه‌های گذشته را جبران کند.
Sea of Solitude درونمایه و قصه جذابی را به مخاطب معرفی می‌کند که البته لایه‌های زیر سطح آن تاریک است و به‌جز سکته‌هایی مقطعی روی هم رفته در انتقال حس و فضایی که مد‌نظرش بوده، موفق عمل می‌کند. شما دنیای بازی را پای پیاده یا سوار بر قایق طی خواهید کرد، سکوبازی‌هایی از روی پشت‌بام‌ها یا میان آسمان‌خراش‌ها انتظارتان را می‌کشند و در خلال تمام آنها باید از خطرها اجتناب کرده و با موجودات هیولاوار عظیم‌الجثه‌ای که در بخش‌های مختلف شهر قرار دارند، تعامل داشته باشید. بازی همیشه شما را مشتاق نگه می‌دارد که هیولای بعدی که انتظارتان را می‌کشد چیست و تغییرات دنیا برای تجلی کردن مفهوم روانشناختی آن چگونه خواهد بود.
مواجهه با دشمنان و خطرات در بازی بسیار زیباست، به این دلیل که Kay با هر هیولا یک نوع رابطه شخصی برقرار می‌کند؛ خواه این هیولا بازتابی از تاریکی‌های آشنا در وجود خودش باشد یا تجلی‌ای از اعضای اذیت شده خانواده‌اش و همین قضیه است که به داستان و روایت بازی عمق بیشتری می‌بخشد. شما با بیشتر دشمن‌های اصلی و بزرگ بازی همدردی خواهید کرد و نمی‌خواهید به آنها آسیب بزنید و اتفاقا در بازی هم نیازی به این کار نیست. مبارزه با باس‌ها در Sea of Solitude از ساختار استاندارد پیروی نمی‌کند، یعنی به جای این‌که شما دشمنان را شکست دهید، با پاک کردن فساد و تاریکی در نقش Kay درک بهتری نسبت به مشکلات‌شان پیدا کرده و با دادن دید درست به آنها کمک می‌کنید تا بر مشکلات‌شان غلبه کنند.

رستگاری در پاک کردن فساد
از بین برد فساد و تاریکی، هدف اصلی شما در گیم‌پلی است. نقاط فساد به شکل گوی‌های درخشانی به تصویر کشیده شده که توسط ابری از دود سیاه احاطه شده. برای از‌بین‌بردن این سیاهی به گوی‌های کوچک‌تر دیگری نیاز دارید که آنها را با سکوبازی در بخش‌های مختلف شهر یا حل کردن معماهای سبک بازی به دست می‌آورید.
یک تفنگ منور که تنها سلاح شما در بازی محسوب می‌شود نیز دارید که شلیک کردن آن راه رسیدن به نقطه هدف بعدی را نمایان می‌کند. از طرفی نور و روشنایی، دشمنان تاریکی را از بین می‌برد. به هرحال گاهی نیاز است تا شما دشمنان را از بین ببرید و از جایی به بعد در روند بازی نیز می‌توانید آنها را به دوست خود تبدیل کنید تا برای شما گوی‌هایی را که در حالت عادی امکان دسترسی به آنها را ندارید، جمع‌آوری کنند. شکست یا تغییر ماهیت‌دادن دشمنان از بخش‌های نسبتا ضعیف بازی است، زیرا هیچ استراتژی خاصی در آن وجود ندارد و روی هم رفته سکوی‌بازی‌هایی که با صداپیشگی همراه هستند و دید بهتری نسبت به اتفاقات پیش آمده برای خانواده Kay می‌دهند، دوست‌داشتنی‌تر هستند.
معماهای بازی نقطه درخشان آن نیستند و مثلا به جای نابود کردن دشمنان سایه‌ای می‌توانید آنها را دنبال خود بکشانید و از دری که قصد عبور از آن را دارید، دور کنید. با این حال سطحی بودن پازل‌ها سبب شده بازیکن در روند روایت قصه دچار وقفه نشود و اتفاقا این روایت بازی است که نقطه قوت آن به شمار می‌رود.
شخصیت‌های بازی عمق دارند و هرچه فساد و تباهی بیشتری را نابود می‌کنید بیشتر در مورد Kay و دیگر شخصیت‌ها درمی‌یابید. مشکلات آنها ریشه در سلامت روانی دارد مثل ماجرای نامزد Kay که در چاه عمیقی از اندوه گرفتار مانده است. روی هم رفته بازی در به تصویر کشیدن این سناریوها خوب عمل می‌کند، اما گاهی عجله در مطرح کردن موضوعات شخصی یا دیالوگ‌های رد و بدل شده از درخشش داستان و روایت می‌کاهد. از دیگر نقاط برجسته بازی سیستم آب‌وهوا و مباحث زیبایی‌شناسانه آن است که در انتقال اتمسفر و تاکید احساسات بسیار تاثیرگذار هستند. هوای بارانی نزدیک شدن به خطر را هشدار می‌دهد و هوای آفتابی نماینده امنیت است. وقتی روایت قصه سراغ موضوع یک رابطه عاشقانه شکست‌خورده می‌رود، سرما و بارش برف از راه می‌رسد و وقتی بازی می‌خواهد از خشم بیش از حد یک پدر انتقاد کند، زشتی ساختمانی را به تصویر می‌کشد که از تمام منافذ آن بخار به بیرون تراوش می‌کند.

جمع‌بندی
Sea of Solitude یک بار دیگر به ما یادآوری می‌کند که مشکلات روانی چگونه می‌تواند نه‌تنها زندگی اشخاص درگیر آن را بلکه عزیزانی را که خارج از آن قرار دارند به نابودی بکشاند. هوای همدیگر را داشته باشیم، اشتباهات خود را بپذیریم و با ارزش گذاشتن به صحبت کردن و گوش دادن تلاش کنیم بر مشکلات فائق آییم.

Solitude

سازنده Jo-Mei Games
ناشر Electronic Arts
پلتفرم PC، Xbox One، PS4
سبک ماجرایی

مجید رحمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها