در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر به همین فیلمهای پرمخاطب سینماها توجه کنید میبینید مردم از فیلمهای سردستی حتی اگر هجو باشند، بیشتر استقبال میکنند و در مقابل بیشتر فیلمهایی که به معضلات میپردازند حتی نمیتوانند خرج خودشان را در بیاورند. همین حالا هم که تلویزیون میکوشد گاه و بیگاه مشکلات را روایت کند خیلیها از آن مینالند و میگویند چرا رسانه ملی همهاش بدبختی و بیچارگی را تصویرسازی میکند.
حالا در نظر بگیرید فرداروزی، حجم تصویرگری مشکلات بیشتر شود و بر دوز رئالیته افزوده شود. در آن حالت معلوم است اعتراضات چند برابر خواهد شد. از اینها گذشته اگر در سریالها بهطور مکرر از این مشکلات دم بزنند تاثیری در رفع این معضلات خواهد داشت؟
من فکر نمیکنم چون فارغ از آنکه مدیران مملکتی هستند که باید به فکر حل مشکل باشند و نه مدیران تلویزیون، حداقل بخشی از مشکلات اقتصادی کشور ریشه در عملکرد خودمان دارد. خودمان هستیم که باید با رعایت اخلاقیات به بهبود جامعه کمک کنیم و رسانه ملی نیز باید تا میتواند بر اهمیت اتحاد میان آحاد جامعه تأکید کند. ژاپنیها با آنکه بمب اتم خوردند، ولی کنار هم قرار گرفتند و رشد کردند.
رسانه، چه در عرصه تلویزیون و چه در عرصه رادیو باید از اهمیت اتحاد و یکصدایی و یکرنگی برای مردم بگوید و توصیههایی عملی برای حل مشکل بدهد تا رفته رفته این حس به مخاطب دست دهد که اگر مشکلی هست به هر حال راهحلهایی نیز برای رفع آن وجود دارد.
عباس رستگارپور
صدابردار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: