در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فکر همه جا را کرده بود، برای صدمین بار نقشه را در ذهنش مرور کرد. باید یک نفر را پیدا میکرد که وضع مالی خوبی نداشته باشد و بتواند خیلی زود او را وسوسه کند تا همراهش شود. خوب میدانست که طلاها و عتیقههایی که در صندوق امانات بانک است ارزش زیادی دارد و او میتواند تا آخر عمر خودش را بیمه کند.
زندگی در یک کشور خارجی با پولهای سرقتی، آن چیزی بود که کامران در سر میپروراند. نگاهش به پسر جوانی افتاد که چند روزی میشد روی نیمکت پارک مینشست و مشخص بود کار درست و حسابی ندارد. از نظر کامران او سوژه خوبی بود تا فکری را که در سر دارد، عملی کند و به رویاهایش برسد. اما پسر جوان فکرش را هم نمیکرد این نقشه حساب شده، با تیزهوشی مامور کلانتری نقش بر آب شود.
مرد مشکوک
ساعت ۱۲ ظهر آخرین روز سال گذشته ماموران کلانتری ۱۴۵ ونک هنگام گشتزنی به مرد جوانی مشکوک شدند. مرد جوان مقابل بانکی ایستاده بود و هراس و اضطراب زیادی داشت. مرد جوان سعی داشت رفت و آمدها را زیر نظر داشته باشد و همین رفتار باعث شد ماموران سراغش بروند.
مرد جوان سعی داشت با بهانههای واهی، راهی برای فرار از دست ماموران کلانتری برای خود پیدا کند. اما اظهارات ضد و نقیض او شک ماموران را بیشتر کرد و درنهایت گفت: همدستم داخل بانک در حال سرقت صندوق امانات بانک است و من بیرون زاغزنی میکنم. طراح و مغز متفکر این سرقت امیر است و من در این میان تنها نقش مراقب را دارم.
با اظهارات مرد جوان، ماموران پس از هماهنگیهای قضایی بلافاصله وارد عمل شدند و سارق دوم را درحالی که سعی در خالی کردن صندوقهای امانات بانک داشت، سربزنگاه دستگیر کردند.
تحصیلکرده خلافکار
امیر 29ساله که خود را در دام پلیس میدید و چارهای جز بیان حقیقت نمیدید به سرقت از صندوق امانات بانکی اعتراف کرد که خودش در آنجا مشغول به کار است. او گفت: من هیچ سابقه کیفری ندارم و تا به حال یک بار هم به کلانتری نرفتهام. شش سال است در این بانک به عنوان خدمتکار مشغول به کارهستم. وقتی میدیدم مردم تاج طلا،سینی طلا، شمش، بستههای چند صدتایی سکه، عتیقه جات و دهها وسیله گرانبها و با ارزش را به بانک میسپارند، وسوسه شدم. از نظر مالی مشکلی ندارم و خانوادهام وضع مالی خوبی دارند. اما پولها و طلاها و عتیقههایی که به اینجا میآوردند در برابر وضع مالی من، اصلا قابل توصیف نبود. تصورش را بکنید اینجا مجموعهای از وسایل با ارزش ثروتمندان بود.
نقشهای برای سرقت
او گفت: وسوسه پولدار شدن خیلی وقت بود مثل خوره به جانم افتاده بود، اما تقریبا از یک ماه قبل موضوع برایم جدی شد، ولی اجرای چنین نقشه مهم و بزرگی نیاز به همدست داشت. کسی که نیازمند و سطح توقعش پایین باشد و خیلی زود هم بشود او را وسوسه کرد. چند روز در پارکهای اطراف به دنبال سوژه مناسب بودم و درنهایت سراغ پسر جوانی رفتم که روزها به پارک میآمد. او همیشه روی یک صندلی مینشست و بی هدف زمانش را طی میکرد. معلوم بود وضع مالی خوبی ندارد و بیکار است. او بهترین شخص برای رسیدن به هدفم بود. سراغش رفتم و بعد از جلب اعتمادش ماجرای سرقت را گفتم. وسوسه پولدار شدن باعث شد تا او مرا همراهی کند. من در بخش خدمات بانک هستم و زودتر از همه وارد بانک و دیرتر از همه از بانک خارج میشوم. پس کسی ورود و خروجم را نمیبیند. ۲۸ اسفند وقتی همه رفتند در بانک ماندم و شب، طبق قرارمان کوروش وارد بانک شد. شب را آنجا خوابیدیم و ساعت ۶ صبح ۲۹ اسفند کار را شروع کردیم. اولین اقدام از کار انداختن سیستم بانک و دوربینهای مداربسته آن بود. کارشناسی ارشد آیتی دارم و از طرفی کسی که شش سال جایی کار کرده باشد به تمام جزئیات آنجا آشنایی دارد. با علمی که داشتم و تجربهام دوربینها و سیستمهای امنیتی را از کار انداختم.نقشهام این بود که بعد از سرقت همه طلاها را آب کنم و از کشور خارج شوم و با پولهای سرقتی برای خودم زندگی ایدهآل دست و پا کنم.
سرقت ناکام 2000 میلیاردی
بر اساس اعلام رئیس پلیس تهران بزرگ، با بررسیهای اولیه در محل مشخص شد متهمان از دو روز قبل از دستگیری اقدام به تخریب صندوقها کرده و تمام دوربینهای مداربسته و سیستمهای امنیتی را نیز از کار انداخته بودند تا هیچکدام از کارمندان و پرسنل بانک متوجه ماجرا نشوند.
سردار حسین رحیمی ادامه داد: ارزش اموال موجود در صندوق امانات این بانک بیش از 2000 میلیارد تومان بود. متهمان در اختیار مقام قضایی قرار گرفتهاند و تحقیقات ادامه دارد.
هلیا حضرتی
تپش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: