در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در بخشهای مختلفش در این کتاب عقیده دارد که آن «یکنفر» به شهادت رسیده و حداقل اگر قرار به پیگیری موضوع از طرف دستگاههای مربوطه در ایران باشد باید ناظر به سه نفر دیگر باشد. از نگاه مخاطبی که کتاب «سی و هفت سال» را میخواند این یک نفر احمد متوسلیان است. هرچند خود داوودآبادی ترجیح میدهد خودش صریحا مطلبی درباره شهادت متوسلیان ایراد نکند اما مخاطب به قرائن مختلف در مییابد که مولف عقیده دارد حداقل احمد متوسلیان به شهادت رسیده است. یکی از روایتهای مهم کتاب، مربوط به روبرت مارون حاتم معروف به کبرا محافظ شخصی ایلی حبیقه فرمانده پست بازرسی حاجز برباره است. طبق نوشتههای مندرج در کتاب، این فرد قاتل حاج احمد متوسلیان است.
او تا چند سال پس از این اتفاق در بیروت صاحب یک تعمیرگاه بوده اما زمانیکه داودآبادی متوجه این واقعیت میشود و قصد پیداکردنش را داشته متوجه میشود به کانادا فرار کرده است. روایتی که کبرا از کشتهشدن یکی از ایرانیها ارائه کرده، چنین است: «یکی از آن چهار نفر که فکر کنم پیراهن سفید تنش بود و بینیاش شکسته بود، با عصبانیت از ماشین پیاده شد و آمد طرف من. ناگهان احساس خطر کردم. تا نزدیکم شد، کلت کبرای خودم را از کمر کشیدم و گلولهای در صورتش خالی کردم…» قرائنی که کبرا از نخستین قربانی این ماجرا ارائه میکند مربوط به احمد متوسلیان است. به نظر میرسد داوودیآبادی حداقل تکلیف را برای خودش نسبت به این موضوع روشن کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: