به گزارش خبرنگار جنایی جامجم، ساعت 12 و 15 دقیقه سی ویکم خرداد امسال لیدا 38 ساله ازخانه شان در غرب تهران برای چاپ یک عکس روی تخته شاسی خارج شد و دیگر بازنگشت. خانوادهاش زمانی که موفق به یافتن وی نشدند با حضور در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران موضوع گمشدن وی را گزارش دادند.
در این مرحله ماموران به تحقیق از خانواده دختر گمشده پرداختندکه معلوم شد، او برای چاپ عکس به سعادت آباد رفته اما چون عکاسی بسته بوده به شهرک غرب مراجعه کرده است.حتی ساعت 14 بعداز ظهر همان روز پیامکی نیز به گوشی تلفن همراه خواهرش ارسال میکند مبنی براینکه من شارژ ندارم و تا نیم ساعت دیگر به خانه بازمیگردم. خانواده لیدا زمانی که غیبتش طولانی شد، سراغ او را از دوستانش گرفتند که آنها خبری از وی نداشتند. به همین خاطر موضوع را به پلیس خبر دادند.
بعد از شکایت خانواده لیدا، جستوجوهای ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران با هماهنگی قضایی برای یافتن دخترگمشده آغاز شد.سرانجام با گذشت یک هفته ازاین ماجرا و در حالی که پلیس در تلاش برای یافتن لیدا بود، ساعت 17و30 دقیقه شنبه هشتم تیر امسال، زنی با پلیس پایتخت تماس گرفت وخبردادکه دختر جوانی که بد حال و نیمه جان بوده را در یکی از بوستانهای سعادتآباد یافته است. ماموران برای بررسی ماجرا در آنجا حاضر شدندوبا دیدن دختر جوان اورا به بیمارستان منتقل کردند. در جریان تحقیقات اولیه معلوم شد که دختر پیدا شده همان لیدا است. ماموران موضوع را به خانواده اش اطلاع دادند و آنها به بیمارستان رفتند.
ماموران پلیس آگاهی به تحقیق از دخترجوان پرداختند که او در جریان تحقیقات ادعای عجیبی را مطرح کرد و به افسر تحقیق گفت: مدتهاست در رشته دوندگی و دوچرخهسواری فعالیت میکنم. آن روز هم برای چاپ عکس از خانهمان بیرون رفته بودم. بعداز انجام کارم در خیابان منتظر تاکسی بودم که خودروی پرایدی مقابلم توقف کرد. پس از گفتن مقصدم به راننده سوار شدم و او حرکت کرد. در میانه راه راننده تغییر مسیر دادو با زور و تهدید مرا ربود. هر چه تلاش کردم. ازخودرویش خارج شوم بی نتیجه بود. اودرهای خودرو را قفل کرده بود. بعد از طی مسافتی مقابل خانهای توقف کرد و بعد مرا از خودرو بیرون آورد و کشان کشان به داخل خانه برد و در اتاقی محبوس کرد. هر چه به او گفتم رهایم کن تا نزد خانوادهام بروم بیفایده بود. مرد آدمربا مدعی بود، یکی از اقوامش نیاز به پیوند قلب دارد و قصد دارد قلب مرا پیوند بزند. بعد از یک هفته که در اسارتگاه او بودم روز آخر از غفلتش استفاده کرده و با شکستن شیشه اتاق از آنجا بیرون آمده و فرار کردم. حالم بد بود و بهسختی در خیابان راه میرفتم تا اینکه خودم را به بوستانی در شهرک غرب رساندم و همانجا افتادم. زنی با دیدن حال و روزم مرا به بیمارستان رساندکه در آنجا بستری شدم.
سردار حسین رحیمی، رئیس پلیس پایتخت دیروز در جمع خبرنگاران درباره آخرین وضعیت این پرونده گفت: تیمهایی ویژه، رسیدگی به این پرونده را در دستور کار خود قرار دادند تا اینکه سرانجام شامگاه شنبه این زن در حالی که شرایط روحی مناسبی هم نداشت در محدوده شهرک غرب یعنی همان منطقهای که مفقودیاش اعلام شده بود پیدا شد.
وی ادامه داد: با توجه به شرایط روحی که این زن داشت وی به بیمارستان منتقل شد که با معاینات انجام شده اعلام کردند مشکلی در این زمینه وجود ندارد. در حال حاضر نیز این زن در پلیس آگاهی است تا بررسیها و تحقیقات بیشتر درباره چرایی مفقودیاش انجام شود اما تاکنون کسی در این زمینه دستگیر نشده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم