مقطع حساس‌کنونی

پایان واز (ادامه ندارد)

از ابتدای زندگی پسر و مرجان، بعضی‌ها یک حالت مادرشوهری به خود گرفتند و نگذاشتند پسر و مرجان در همان یکی دو سال گشایش خود نیز لذت ببرند. خارجی‌ها می‌آمدند، می‌گفتند چرا آمدند، قرارداد می‌بستند، می‌گفتند چرا می‌بندید. آنها نگذاشتند آنها در روز خوشحالی لذت ببرند. آنها مانند کسی که با عروس خانواده دشمنی دارند، از همان‌شب عروسی که همه شاد بودند آنها را اذیت کردند.
کد خبر: ۱۲۱۴۲۹۲

این کارشکنی‌ها و مادرشوهری‌ها موجب شد پسر و مرجان نتوانند از ابتدا پایه‌های مناسبی برای زندگی خود بنا کنند و دیری نپایید که مرجان تصمیم گرفت به‌صورت یکطرفه پسر را ترک کند.
پسر که طاقت جدایی از مرجان را نداشت، تصمیم گرفت زندگی خود را با روح مرجان ادامه دهد، غافل از آن‌که مرجان به روح اعتقاد نداشت.
در این هنگام، به‌علت درج آگهی در این صفحه، همه خاموش شدند و توجه خود را به آگهی جلب کرده و رو به یک «پایان واز» در افق محو شدند!

امید مهدی‌نژاد

طنزنویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها