در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کار تلویزیونی با کار رادیویی فرق میکند و سریالهای ما نباید مانند رادیو باشد که یکسری میآیند و در یک محیط بسته فقط حرف میزنند و قصهسرایی میکنند و تمام! باید تا میتوانیم از زبان تصویر برای بازگو کردن داستان استفاده کنیم.
بهجز این، درد دیگر درباره تلویزیون آفت چهرهزدگی است. یک اشتباه راهبردی یا به عامیانه بگویم یک تخم لقی در تلویزیون در دورهای گذاشته شد یعنی بازیگرهای معروفی را آوردند برای کارهای تلویزیونی که بیننده زیاد شود و به این موضوع فکر نکردند که تلویزیون باید بازیگر صادر کند نه اینکه حاضری خور شود.
به جای اینکه به قصههای قوی بپردازند و ساختار خوب را توسعه دهند، فقط دنبال بازیگر رفتند و نتیجه این شد که تلویزیون وجهه استعدادیابی خود را از دست داد و تهیهکنندهای که بخش عمده پول را صرف حضور چهره معروف کرده مجبور است از کیفیت تولید بزند.
اگر ماندگارترین سریالهای تاریخ تلویزیون مانند «هزاردستان» را مرور کنید بهخاطر درام است که جلبنظر کرده و نه بازیگر چهره! مگر همین «چرنوبیل» ستاره دارد؟ بهخاطر داستانپردازی جذاب از یک سوژه ملتهب جلبنظر کرده است. این ثابت میکند که تماشاگر دنبال بازیگر معروف نیست، ولی متاسفانه برخی تهیهکنندگان تلویزیون اصرار بیجایی دارند و حتی به کارگردان تحمیل میکنند که باید بازیگر معروف داشته باشیم!
قصه خوب، فیلمبردار خوب و صدابردارخوب و موسیقی خوب از بازیگر مهمتر است. البته تهیهکنندگان هم تحتتأثیر مدیرانی هستند که بهخاطر پوشش مشکلات بنیادی به چهرههایی متوسل میشوند که در کوتاهمدت حواس را پرت میکنند.
مدیر باید به تهیهکننده، اعتماد کرده و بگوید که به شما اعتماد دارم و یک کار درجه یک از شما میخواهم و اگر تهیهکننده زیر استاندارد، کار کرد، محصولش را نباید تحویل
گرفت!
تلویزیون با سینما و شبکه خانگی که همه چیز را در فروش خلاصه کرده، تفاوت دارد.
تلویزیون باید با قصه درجه یک مخاطب را سر ذوق بیاورد. یقینا
اگر روی قصه و ساختار محکم سرمایهگذاری کنند، قطعا بازخورد بسیار بهتری خواهند گرفت.
حسن هدایت
کارگردان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: