دشمن داخلی ، دشمن خارجی

پس از گذشت 18 سال از پایان جنگ تحمیلی ، آیا هنوز حرف تازه ای درباره این واقعه وجود دارد که بیان نشده باشد؛
کد خبر: ۱۲۱۳۲۰

این شاید همان پاسخی است که سریال بچه های هور ساخته عبدالله باکیده تلاش کرده تا در داستانی دیگر از این واقعه بزرگ به آن بپردازد. داستانی که این گونه آغاز می شود: جوانی ماهیگیر به نام هاشم که با قایق خود به کار حمل مسافران مشغول است ، در کودکی پدرش را از دست داده است. روزی از روزها مردی را به روستای خود می برد که اطلاعی از هویت او ندارد. این مرد، قاتل پدر اوست که برخلاف سنت قبیله ، به روستا برگشته و حالا رئیس عشیره از خانواده مقتول می خواهد تا قبل از عروسی فرزندش ، کسی دست به اسلحه نبرد. اما در این میان ، جنگ آغاز می شود و حالا همه اهالی در کنار یکدیگر برای یک هدف واحد تلاش می کنند. این که برای روایت داستانی درباره جنگ ، مقدمه چینی اولیه از سنت های یک عشیره آغاز شود، ایده جالبی برای بسط و گسترش قصه است . در ابتدای داستان ، خالد با ورود به روستا مجموعه ای از وقایع و حوادث را با خود به این محل می آورد. حالا با حضور او و مقدمه چینی داستان ، انتظار داریم خیلی زود حادثه ای رخ دهد و درگیری ایجاد شود. البته انتخاب بستری مانند عروسی برای این ماجرا کمی تکراری به نظر می رسد. شاید اگر بخواهیم کمی جدیتر به این مساله بپردازیم ، باید بگوییم که چیدمان عناصر قصه در کنار هم کمی ساده و سردستی است. همه ما می توانیم پیش بینی کنیم که روال قصه چگونه ادامه می یابد و این عناصر شخصیتی چگونه در کنار هم قرار می گیرند در نهایت چگونه اهالی این قبیله در مقابل دشمن خارجی ایستادگی می کنند. اما مساله قابل توجه قصه های فرعی و اصطلاحا بچه قصه هایی است که در کنار قصه اصلی روایت داستان را پیش می برند. یکی از این قصه های فرعی ، حضور شخصیتی است که حمیرا ریاضی نقش او را ایفائ می کند، یا حضور خالد در جمع عراقی ها و به اسارت گرفته شدن درجه دار عراقی از سوی نوجوانان روستا که برخی از این قصه های فرعی است.
از اینها گذشته نقطه قوت سریال بچه های هور، خلق حال و هوای مناسب در داستان است. در اکثر فیلمهای جنگی یا داستان هایی که در اقلیم و جغرافیای خاصی رخ می دهد، فضا سازی نکته مهمی است. ترکیبی از به کار گیری درست لهجه محلی در کنار بازی های قابل قبول بازیگران و نیز فضاسازی قابل قبول داستان ، سبب می شود به عنوان مخاطب اثر بپذیریم که قصه کجا رخ می دهد و به همین دلیل ، می توانیم ادامه حوادث و ماجراها را بپذیریم. هرچند این حال و هوا تا حدود زیادی در ذهن ما تنه به تنه سریال گل پامچال می زند؛ مساله ای که البته امیدواریم تا پایان سریال و در قسمتهای بعدی ، بیننده را از خاطرات آن سریال دور کند. شاید برای قضاوت نهایی کمی زود باشد. هنوز بچه های هور به شکل جدی دست به کار نشده اند.


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها