در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای پاسخ از چند مقدمه آغازمیکنیم: 1ـ میل به دانستن، غریزهای ذاتی است. 2ـ این غریزه ضامن امنیت ماست. 3ـ ردهبندی و شناخت چیزها بخشی از کارکرد طبیعی زبان ماست. 4ـ شناخت میگوی بچهقورباغهای ظاهرا برای بقای ما ضروری نمینماید؛ ۵-نیازهای آدمی محدود به نیازهای زیستی مثل سیری و تندرستی نیست؛ بلکه شامل طیف وسیعی از نیازهای زیستی، امنیتی، اجتماعی، احترام و شکوفایی استعدادهاست.
مردم مایلند درباره هرچیزی که به نیازهای آنها مرتبط باشد، بدانند. گاهی این نیاز مرتبط با سیرشدن و تندرستی یا تولیدمثل است و گاهی مرتبط با امنیت یا غرایز دیگر مانند رفع کنجکاوی یا حتی عرض اندام در عرصه اجتماع. طبعا اگر علم پاسخی برای این نیازها نداشته باشد، سوداگران دیگری هستند که متاع خود را به مردم بفروشند؛ اما اشکال اینجاست که متاع این فروشندگان تناسبی با رفع نیازهای مردم نخواهد داشت. مثلا ارائه اطلاعات نادرست، خرافهها، اغراقها و شایعات اگر با القای محاسبات نادرست، ضرری متوجه مردم نکند، سودی هم به حال آنها نخواهند داشت. در سادهترین بیان ممکن، کنجکاوی غریزه ذاتی نوع بشر است و آدمیان به هرحال برای پرسشهای خود پاسخهایی پیدا خواهند کرد؛ بنابراین چه بهتر این پاسخها تناسب و تقاربی با حقیقت داشته باشد. برداشت امروزی ما این است که علم مستحکمترین رابطه را با حقیقت دارد و ترویج علم، کارزاری است برای رفع نیازهای بنیادی و غریزی آدمیان. درغیاب ترویج علم، شبه علم، خرافات، دروغ و اخبار کذب ترویج خواهد شد و همانطور که علم مفید است، شبهعلم خطرآفرین است. این نخستین فایده نزدیک ترویج است و مهمترین نقطه ضعف آن را نیز آشکار میکند: وقتی ترویج چیزی به جز علم به جای ترویج علم به مردم فروخته میشود.
عرفان خسروی
زیستشناس و مروج علم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: