نگاهی به مجموعه شعر «دچار» سروده سیدعلی رکن‌الدین

تازه این ابتدای تنهایی ست

«دچار» یکی از عاشقانه‌ترین کلماتی‌ست که تا امروز به گوشم خورده است. در لغت‌نامه دهخدا برایش دو معنی ذکر شده: یکی آن‌که رسیدن دو کس به همدیگر به یک ناگاه و یا بی‌خبر را گویند و دوم گرفتار و مبتلا.
کد خبر: ۱۲۱۳۱۰۰

سیدعلی رکن‌الدین، شاعر جوان و مستعدی ا‌ست که نام اولین مجموعه شعر خود را که به‌تازگی توسط نشر نزدیک‌تر منتشر شده، «دچار» گذاشته است و این یعنی خواننده پیش از هرچیز می‌داند در این کتاب با ادبیات غنایی مواجه خواهد شد. وصل و هجران و بی‌قراری‌های یک عاشق سرگشته در آن به آنِ عاشقانگی هایش. طرح جلد کتاب هم برای خوانندگان موید این تفکر است و این خوب است که مخاطب یک کتاب از ابتدا تکلیف خود را با آن بداند.
زبان شعر سیدعلی رکن‌الدین در «دچار» ساده و صمیمی ا‌ست و این موهبت را احتمالا مرهون سعدی‌خوانی‌هایش باید باشد. سعدی اسطوره زبان سهل و ممتنع در ادب پارسی ا‌ست و رندی‌هایی از آن جنس را می‌توان در زبان شعرهای عاشقانه رکن‌الدین هم یافت:
مرگ عمری‌ست آرزوی من است
آی آغوش یار! دلتنگم!
خوب است در همین‌جا اشاره‌ای کنم به مقدمه کوتاه و یک صفحه‌ای کتاب که در آن رکن‌الدین دلبستگی و وابستگی ادبی خود به مرتضی امیری اسفندقه، قصیده‌سرای مطرح خراسانی را بیان می‌کند و صدالبته در صمیمیت زبانی رکن‌الدین بدون شک این تعلق خاطرش به اسفندقه و قصاید لطیف و صمیمی‌اش بی‌تاثیر نبوده‌ است.
سیدعلی رکن‌الدین شاعری مسلمان است. چرا این را می‌گویم؟ چون اگر شعر آیینی را شعری بنامیم که اختصاصا برای معصومی (علیه صلوات‌ا...) سروده شده است، در «دچار» به جز چندمورد، غالب اشعار، آیینی نیستند؛ اما با این حال در شعرهای عاشقانه این کتاب هم رنگ و بویی از دین و مذهب و مسلک شاعر می‌توان یافت و این ویژگی، شعر رکن‌الدین را دلنشین و پیوندهای آن با اعتقادات مردم عامه را قوی‌تر می‌کند:
ندارد زندگی معنای رنگینی به جز ماتم
کسی باید بیاید معنی محیای من باشد
عزادارم کنار تو، تو بدمستی کنار من
تو کاخ سبز بشکوهی و من ویرانه شامم
عزا و عید را یکجا به ماه چهره‌ات دیدم
که روی تو ربیع‌الاول و موی تو عاشورا
نام‌های ما گواهی می‌دهد ما عاشقیم
دلخوشی دارد علی بودن به زهرا داشتن
توجه کنید که شاعر این حرف‌ها را دارد در یک شعر عاشقانه می‌زند اما از تلمیحات و اشاراتش مخاطب متوجه مشی و مرام و دین و مذهبش می‌شود و این موهبت شعر رکن‌الدین می‌تواند عاشقانه‌هایش را از دیگر شاعران جوان هم‌روزگار خود متمایز کند؛ علی‌الخصوص امروزه‌روز که متاسفانه برخی چنین می‌اندیشند که اگر شعر عاشقانه‌ای بنویسند که در هیات و حسینیه اتفاق بیفتد یا به جای زلف و خط و خال، از چادر و جلباب و معجر بگویند عاشقانه‌هایشان رنگ و بوی دینی خواهد گرفت!
یک کار خوب دیگر هم در «دچار» دیدم که آن انتخاب مصرعی از یکی از شاعران کهن برای هر شعر کتاب بود، با این ویژگی که آن مصرع می‌بایست در خود کلمه «دچار» را داشته باشد. این به خودی خود خوب است چرا که می‌تواند حتی مخاطب را به سمت و سوی شعر کهن نیز سوق دهد اما شاعر می‌توانست کمی خوش‌سلیقگی کند و ذیل هر غزل بیتی را از دواوین کهن انتخاب کند که ارتباط معنایی محکمی با غزل موردنظر داشته باشد.
در آخر باید بگویم سیدعلی رکن‌الدین را شاعر باهوشی می‌دانم و این صفت او را با خواندن شعرهای «دچار» و همچنین وسواس ویژه او در انتشار این کتاب بعد از چندسال شاعری به‌عنوان کتاب اول شاعر، متوجه شدم.


پیمان طالبی

شاعر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها