یکی از جاذبهها برای بیماری که برای درمان به ایران مراجعه میکند، قیمت پایین است. این جذابیت در ایران تقریبا از بین رفته و هند و ترکیه در حال حاضر کارهای متنوعی در این زمینه انجام میدهند. از طرفی نظارت بر بیمارستانها اندک است. باید بیماران گردشگری سلامت در سامانهای ثبت شوند. در بسیاری از موارد، بیمارستانی که حتی در فهرست ارائه خدمات گردشگری سلامت هم نیستند، به توریسم سلامت، خدمات ارائه میدهند. مشکل دیگر ما در بررسی نکردن قابلیتهای ماست. ما در خاورمیانه از کشورهایی هستیم که قابلیت پیوند مغز استخوان، کاشت حلزون و سلولهای بنیادی را داریم. اما از این قابلیت استفاده نمیکنیم. همه اینها در انحصار بیمارستان دولتی است و بخش خصوصی سهم ناچیزی در آنها دارد. با این اتفاق ما در گردشگری سلامت امتیاز از دست میدهیم، در صورتی که با سرمایهگذاری بخش خصوصی و استفاده از دانش پزشکی ایرانی میتوانیم جذب خوبی در توریسم درمانی در کشور داشته باشیم. موضوع مهم دیگر بحث دلالان است که وزارت بهداشت، در آن هیچ نظارتی ندارد. در سازمان گردشگری، یک زمانی با سختگیریهای زیادی مواجه میشدیم. حال اما این سختگیریها از بین رفته و اتفاقا به شرکتهای گردشگری سلامت آسیب میزند. در دورهای هر شرکتی که به عنوان گردشگری سلامت، اجازه کار داشت که یک پزشک به عنوان مسئول فنی استخدام کند و ارائه مشاورههای پزشکی تخصصی انجام شود، اما این مهم حالا از بین رفته است. شرکت گردشگری که تا دیروز در ارائه تور زیارتی و سیاحتی فعالیت داشت، حالا بدون داشتن مسئول فنی اجازه کار در حوزه سلامت دارد! درباره ارتباط با وزارتخارجه نیز باید گفت با صدور ویزای درمانی، خدمت بزرگی به گردشگری سلامت شد. در بحث کنسولگریها اما با مشکل روبهرو هستیم. بسیاری از کنسولگریهای ایران در کشورهای همسایه برای اخذ و مجوز ویزا ما را دچار مشکل میکنند.
در حالی که کشورهای هند و ترکیه به سرعت در زمینه گردشگری سلامت به جلو میروند ما با سختگیری مدیران روبهرو هستیم.
شرکتهای گردشگری سلامت، به عنوان بازوی محرکه که چرخ صنعت گردشگری را به حرکت درمیآورد، نیازمند همراهی وزارت بهداشت و درمان، سازمان گردشگری و وزارت خارجه با هم است.
مریم محمدپور
کارشناس گردشگری سلامت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم