در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«شهر خاموش» با کلهر و نوازندههای بروکلین رایدر که در ضبط استودیویی حاضر بودند، یعنی جانی گَنْدِلْزمَن، کالین جِیکوبسِن، نیکلاس کوردز و مایکل نیکلاس و نیز با هنرمندان دیگری چون یویوما بارها اینجا و آنجای جهان روی صحنه رفت، اما برای اجرا در ایران همه این سالها را منتظر ماند تا همین چهارشنبه هفته گذشته. این بار البته نه از یویوما خبری بود نه از اعضای بروکلین رایدر و نه از سیامک آقایی که آنجا تنبک و سنتور نواخته بود. اینبار چند نوازنده ایرانی و نوازندهای هلندی در تالار وحدت، جادوگر کمانچه را همراهی کردند هر چند اینبار اجرا با صدای سهتار آغاز شد؛ «طرقه» که قطعه آشنایی از آلبوم «شب، سکوت، کویر» با آهنگسازی کیهان کلهر و صدای محمدرضا شجریان بود و البته در آلبوم «شهر خاموش» هم با ترکیب سازهایی دیگر گنجانده شده بود، آغازگر کنسرت بود. نورپردازی صحنه طوری بود که نوازندهها در هالهای از سیاهی قرار داشتند و آنها که به خاطر نمیآوردند نوازنده جهانی کمانچه در نواختن سهتار هم چیرهدست است، با تابیدن نور روی استاد و تماشای سهتار نواختن او حسابی ذوقزده شدند... یک شروع هیجانانگیز و برقآسا. کلهر زخمه میزد و ویولنها و ویولنسل و دیگر سازها آرامآرام همراهی را آغاز میکردند.
پس از اجرای قطعه اول، کلهر پشت میکروفن رفت تا خوشآمد بگوید و قطعه بعدی را معرفی کند؛ اثری از دوست آمریکاییاش که از انس با آتشگاهی در ایران خلق شده بود. پس از اجرای این اثر، کلهر اینبار توضیح داد که دچار سرماخوردگی است و از این بابت و نیز به خاطر اینکه فراموش کرده قطعه اول را معرفی کند عذرخواهی کرد.
قطعه بعدی همان «در انتظار باران» یا «محبوب من، مگذار دلسرد شوم» از آلبوم «شهر خاموش» بود که این بار با نام «معشوق، ناامیدم نکن» اجرا شد.
اما قطعه پایانی که همه منتظرش بودند، خود «شهر خاموش» بود که کلهر با آن فصل تازهای از حضور چشمگیرش در موسیقی جهان را تجربه کرد. فضاسازیهای تکاندهنده آغاز اجرای این قطعه، نفس سالن را بند آورده بود؛ اثری که کلهر آن را متاثر از بمباران شیمیایی حلبچه در 25 اسفند 1366، نوشت و این بار آن را به آسیبدیدگان سیل ایران در خوزستان و دیگر نقاط سیلزده تقدیم کرد. سازش، گویی خانه به خانه شهر ویران را میچرخید، بر در هر خانه میایستاد و ناباوریاش را با اهالی ویرانی در میان میگذاشت و سپس مویه سر میداد؛ مویهای که ناگهان از هر خانه بلند میشد و سازها یک به یک صدای مرثیه را پرحجمتر میکردند. قطعه که تمام شد، حاضران در سالن آنقدر ایستاده و تشویق را ادامه دادند که گروه به صحنه بازگردد و دوباره «طرقه» را بنوازد.
چهارمین شب کنسرت کلهر و دوستان جدیدش باشکوه برگزار شد، همانطور که انتظار میرفت.
صابر محمدی
ادبیات و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: