در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، بهمن سال ۹۶ به پلیس خبر رسید یک زن جوان به نام فهیمه در خانهاش در غرب تهران خفه شده است. پلیس به خانه مورد نظر رفت و با جسد زن جوان روبهرو شد. شواهد نشان داد این زن در حال بازسازی خانهاش بوده که در غیاب سه فرزندش قربانی جنایتی خاموش شده است. پلیس به بررسی پرداخت و در نخستین گام از تحقیقها به کارگر شرکت تاسیساتی که قرار بود خانه این زن را بازسازی کند مشکوک شد. مرد 40 ساله به نام مصطفی به مکان نامعلومی گریخته بود تا اینکه یک ماه بعد پلیس رد وی را یافت و او را دستگیر کرد.
مصطفی به قتل در توهم شیشه اعتراف کرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخت. وی دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی و با حضور یک قاضی مستشار پای میزمحاکمه ایستاد. ابتدای این جلسه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و از طرف رئیس قوه قضاییه و به نمایندگی از طرف دو پسر صغیر قربانی تقاضای دیه را مطرح کرد اما دختر ۱۶ ساله مقتول روبهروی قضات ایستاد و گفت: من برای قاتل مادرم قصاص میخواهم و حاضرم تفاضل دیه را نیز بپردازم.
سپس مصطفی در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: کارگر تاسیساتی بودم. زن جوان از طریق آگهی روزنامه با من تماس گرفت تا برای نصب رادیاتور به خانهاش بروم. او در حال بازسازی خانهاش بود که به آنجا رفتم و پس از بررسی رادیاتور گفتم هزینه نصب آن سه میلیون تومان میشود. آن روز با هم قرارداد بستیم. صبح روز بعد وقتی به آنجا رفتم تا کارم را شروع کنم، چند کابینت در گوشه اتاق قرار داشت. زن جوان گفت خواهرش کابینتها را از شهرستان برای او فرستاده و چند قطعه از کابینتها را نیاز ندارد. قرار شد کابینتهای اضافی را در ازای500 هزار تومان با خودم ببرم و او در عوض 5/2 میلیون تومان به من دستمزد بدهد.
این متهم ادامه داد: تعمیر رادیاتور تمام نشده بود و روز سوم در غیاب فرزندانش به آنجا رفتم تا کار را تمام کنم اما او گفت منصرف شده و از من خواست خانهاش را ترک کنم. مدعی بود دیگر نیازی به نصب رادیاتور ندارد. من که آن روز شیشه کشیده بودم و حالت طبیعی نداشتم، در اوج عصبانیت روسری زن جوان را دور گردنش پیچیدم و او را خفه کردم. وقتی به خودم آمدم که زن جوان دیگر نفس نمیکشید. شیلنگ گاز را باز گذاشتم و از خانه فرار کردم. ولی پلیس یک ماه بعد من را پیدا کرد.
وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود، گفت: من نمیدانم چرا زن بیگناه را کشتم. در توهم شیشه بودم که دست به چنین کاری زدم و حالا خیلی پشیمانم. من دختری همسن و سال دختر مقتول دارم و از اولیایدم تقاضا دارم مرا بهخاطر دخترم ببخشند و از مرگ نجات دهند.
وی درباره سابقه کیفری که در پروندهاش داشت نیز گفت: چند سال پیش در دانشگاه امیرکبیر کابل سرقت کردم. آن زمان هم به خاطر تهیه پول مواد مخدر دست به چنین کاری زدم.
در پایان جلسه، هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: