در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، عصر هشتم بهمن امسال مردی با پلیس تماس گرفت و خبر داد زن جوانی بیهوش در خیابان منتهی به جنگل لویزان افتادهاست. ماموران برای بررسی ماجرا در آنجا حاضر شدند و زن بیهوش به بیمارستان منتقل شد. مردی که این زن را یافته بود، گفت: دقایقی قبل خودروی تیبایی که این زن سرنشین آن بود از مقابلم رد شد. زن جوان با راننده درگیر بود و در یک لحظه در خودرو را باز و خود را به بیرون پرت کرد.
تحقیقات برای یافتن راننده فراری ادامه داشت تا اینکه بعد از یک هفته ماموران متوجه شدند که زن جوان از کما خارج شده است. وی به افسرتحقیق گفت: من پرستار کودک هستم. روز حادثه بعد از بیرون آمدن از محل کارم سوار خودروی تیبایی شدم و از راننده خواستم مرا به نزدیکترین ایستگاه مترو برساند. راننده پس از دقایقی تغییر مسیر داد و مرا ربود. هر چه التماس کردم رهایم کند توجهی نکرد و تهدید کرد باید ساکت شوم در غیر این صورت مرا میکشد. با قفل فرمان ضربهای به در زدم که باز شد و خودم را بیرون انداختم.
پلیس در جستوجوی آدمربای فراری بود تا اینکه با گذشت یک ماه از این ماجرا روز سهشنبه متهم فراری که در یک قنادی در شمال تهران کار میکرد، شناسایی و بازداشت شد.
روز چهارشنبه متهم پرونده در غیاب بازپرس پرونده برای ادامه تحقیقات به شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی نزد بازپرس غلامی منتقل شد و ادعای عجیبی را مطرح کرد و گفت: شاکی دروغ میگوید و با این شکایت دروغین میخواهد از من اخاذی کند.
تحقیقات از مرد آدمربا در پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: