به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از 20 اردیبهشت سال گذشته و به دنبال گزارش درگیری خونین در پارکینگ ساختمانی در دستور کار پلیس تهران قرار گرفت. ماموران با حضور در محل درگیری در محله امیرآباد متوجه شدند مرد میانسالی به نام مجید که مدیرمسؤول نشریهای است از ناحیه سینه هدف ضربه چاقو قرار گرفته و به بیمارستان منتقل شده است. با وجود تلاش پزشکان، مجید بر اثر شدت جراحات فوت کرد و ماموران برادر و برادرزاده ضارب را دستگیر کردند.
در ادامه تحقیقات مشخص شد، درگیری به خاطر ساخت اتاقکی در بخش مشاع ساختمان شروع و منجر به قتل شده بود. تجسس پلیس برای دستگیری متهم اصلی به نام اشکان آغاز و پس از پنج ماه او در باغی در غرب تهران دستگیر شد. متهم در بازجوییها مدعی شد، با پخی چاقو به او ضربه زده و مرتکب قتل نشده است.
با تکمیل تحقیقات برای اشکان به اتهام قتل عمد، مصرف مشروب، جعل و نگهداری شوکر و برای دو متهم دیگر به اتهام ضرب و جرح، کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. دیروز به این پرونده در شعبه 12 دادگاه کیفری یک استان تهران رسیدگی شد که اولیای دم برای اشکان درخواست قصاص کردند.
در ادامه برادر و شوهرخواهر مقتول که در این درگیری مجروح شده بودند، درخواست دیه کردند. برادر مقتول گفت: برای کمک به برادرم و پایان دادن به درگیری وارد این دعوا شدم. اشکان برادرم را کشت و همراه دو متهم دیگر ما را زخمی کردند.
رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به اشکان از او خواست از خود دفاع کند که متهم به قتل با رد اتهامش گفت: قتل را قبول ندارم اما اتهام مصرف مشروبات الکلی، نگهداری گاز اشکآور و جعل را قبول دارم. من با پخی چاقو یک ضربه به مقتول زدم و زمانی که محل را ترک کردم او زنده بود. در جریان درگیری، آنها میخواستند چاقو را از دستم بگیرند که یکدفعه دستم را به جلو هل دادند. من صورتم به سمت مقتول نبود و پشت سرم را نگاه میکردم. وقتی برگشتم مجید را دیدم که روی زمین افتاد و شکمش را گرفت. بعد چاقو را به خانه بردم و وقتی برگشتم یکی از برادرهایش را دیدم که گفت به اورژانس زنگ زدیم. سوار موتورم شده و از آنجا رفتم.
قاضی در ادامه درباره علت اختلاف و درگیری پرسید که اشکان گفت: من یک واحد آپارتمان با پارکینگ به مقتول فروخته بودم اما او یک پارکینگ اضافه میخواست. در پارکینگ یک اتاقک ساخته بودم که باعث اعتراضش شد و با هم اختلاف پیدا کردیم. روز حادثه متوجه شدم از من شکایت کرده است. میخواستم با صحبت مشکل را حل کنم اما او عصبانی بود. در نهایت با هم درگیر شدیم. او میگفت ماشینت را تخریب میکنم.
رئیس دادگاه: چرا فرار کردی؟
متهم به قتل: اعتیاد داشتم و مشروب مصرف میکردم. به همین دلیل روز درگیری حالت عادی نداشتم.
رئیس دادگاه: چرا گاز اشکآور داشتی؟
متهم به قتل: وقتی جوان بودم به ژاپن رفتم و سرمایهای دست و پا کرده و در تهران بساز و بفروشی میکردم و مغازه طلافروشی داشتم. به طلافروشها گاز اشکآور میدادند که بعد از جمع کردن مغازه، آن را تحویل ندادم.
در ادامه دو متهم دیگر در جایگاه قرار گرفتند و اتهام ضرب و جرح عمدی را رد کردند.
پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای آنها، قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم