در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرسه در نغمههای اقوام ایران
از تفاوتهای جذاب جشنواره آینهدار با جشنها و جشنوارههای مشابه خود، تم دار بودن آن است. اینکه هر سال این جشنواره متمرکز بر موسیقی یک منطقه، سعی در معرفی فرهنگ آن منطقه دارد. دوره نخست آینه داران از محدودههای شرق و جنوب شرق آمدند، هنرمندان بلوچ و تربت جام و باخزر. در دوره دوم،آینه دارانی از حاشیه خلیجفارس، اقوامی از سه استان هرمزگان،بوشهر و خوزستان و در دوره سوم،از دامنههای جنوبی زاگرس، از ایلات و عشایر منطقه، دوستداران موسیقی را مهمان کردند. در دوره چهارم این جشنواره آینهداران شمال غرب ایران جانها را از نواهای ترک زبانان پر کردند.
جشنواره آینهدار اما پنجمین دوره خود را به آینهداران دامنههای شمالی البرز اختصاص داده است، ناحیهای تمامسبز با قومیتها و فرهنگهای موسیقایی رنگارنگ در گلستان، گیلان و مازندران. بهرغم اینکه استان مازندران در چند دهه اخیر مقصد بسیاری از گردشگران بوده و روند شهریسازی تغییرات چشمگیری در مناسبات فرهنگی این استان ایجاد کرده است، اما تنها با کمی فاصله گرفتن از شهرهای توریستی مازندران میتوان سایه یک فرهنگ موسیقی چندصدساله را بوضوح حس کرد. گیلان با وجود اشتراکات فرهنگی بسیار با همسایه شرقی خود، موسیقی آوازی و سازی منحصربهفردی دارد. علاوه بر غلظت موسیقی مردمی در گیلان، پیوند تاریخی این استان با وقایع سیاسی - اجتماعی اوایل قرن بیستم در پایتخت موجب شد نوع منحصربهفردی از گروهنوازی با سازهای موسیقی کلاسیک (دستگاهی) در آن منطقه رایج شود.
آهنگ فریبنده التقاط
اما جامعه امروزی ایران و حتی در یک بازه کوچکتر، مخاطب موسیقی امروز اصلا آیا چقدر به موسیقی نواحی ایران نیاز دارد؟ اصلا آیا این موسیقی نواحی است که در بلبشوی این روزهای موسیقی به مخاطب نیاز دارد یا موسیقی اقوام است که باید بهدنبال گوشی برای شنیدن باشد؟ علی مغازهای که دبیر هنری و اجرایی این جشنواره است میگوید: من مخاطب موسیقی و موسیقی اقوام را لازم و ملزوم همدیگر میدانم اما تغییر و تحول در این حوزه آنقدر زیاد است که این فاصله هر روز بیشتر میشود.
این پژوهشگر موسیقی البته که گلایههای بسیار هم در این میانه دارد، فارغ از همه سختیهای اجرایی چنین جشنوارهای به التقاط در این حوزه موسیقی اشاره پر رنگی دارد. نکتهای که در این حوزه مهم به نظر میرسد. او به جامجم میگوید: بسیاری از جوانان زیر عنوان نوآوری، سعی داشتند خلاقیت به خرج دهند و طنین تلفیق یا به باور من تجمیع و ادغام گونههای متفاوت موسیقی در میان جوانان همهگیر شد. به این ترتیب با دو حرکت کارساز، روند التقاط موسیقیهای اقوام ایرانی آهنگی فریبنده گرفت و سرچشمهها در ریشهها، از دیدهها پنهان ماندند و در مقابل، صورتی نمایشی و فرمال از آیینهای کهن موسیقی ظاهر شد.
به باور علی مغازهای، چنین اجراهایی که فراگیر هم شده بود بدون هویت و پشتوانه تاریخی به نمایش درآمدند. این بیراهه اما سرانجام خوشی نداشت . جالب اینکه کورس برگزاری جشنوارههایی با چنین نگاه و شیوهای شتاب گرفت و افراد بسیاری هم برای اداره چنین طرحها و سیستمهای معمولا پر منفعتی به رقابت یا حذف پیشینیان پرداختند. اما سوال اینجاست حالا با چنین فضای غبارآلودی که علی مغازهای به آن اشاره میکند که تشخیص پدیدهها را با اشکال مواجه میکرد، تکلیف موسیقیشناسان قومی و پژوهش در سالهای آینده چه خواهد بود؟
در جستوجوی موسیقی اصیل
بهدنبال شکلگیری این فضا در موسیقی ایران و مطرح شدن چنین پرسشی شاید بتوان سرفصلی البته عجیب برای مطالعات جدی باز کرد. علی مغازهای میگوید: به مدد دانشهای مختلف در مرحله نخست باید به اصل و اصالت موسیقی دست پیدا کرد تا پس از آن بتوان به بحث اصلی یعنی بررسی ابعاد انسانشناسانه و موسیقیشناسی قومی پرداخت. از میانه حرفهای دبیر جشنواره آینه دار میتوان بسیاری از اهداف این جشنواره را بیرون کشید. وقتی او درباره چاره کار این التقاط در گذر تند تغییر و تحولات حرف میزند بسیاری از اهداف راه انداختن جشنواره آینه دار هم روشن میشود. او میگوید: در این میان اشراف به تاریخ و ادبیات قومی و منطقهای ضروریترین مراتب بهرهگیری از زمینههای تخصصی دیگر بهشمار میآید. به باور او در وضعیتی که ما قرار گرفتهایم نیازمند تعریفی نوین و اختصاصی از چارچوب موسیقیشناسی قومی هستیم که در این لحظه برای آن پیشنهاد خاصی ندارم.
جشنواره در برابر جشنواره
شاید یکی دیگر از مزیتهای جشنواره آینهدار، استقلال ضمنیاش از بودجههای دولتی و رسمی باشد. نکتهای که شاید در تداوم پنج ساله آن بیتاثیر نباشد. علی مغازهای هم به این نکته باور دارد چرا که سعی کرده است برای اعلام این استقلال از همان پیشوند جشنواره استفاده کند تا با چوب دیگر جشنوارههای مشابه رانده نشود! او میگوید: تصمیم اولیه ما بر آن بود که برای شکستن شکل منجمد و کلیشه شده جشنوارههای رسمی وابسته به ارگانهای دولتی و نیمهدولتی، بدون جذب یا دریافت هر گونه کمک و یاری نهادهای رسمی وابسته به دولت، صرفا با اتکا به توانمندی و منابع بخش خصوصی، یک رویداد هنری مستقل ملی بنیانگذاری و اجرا کنیم. تصمیم گرفتیم در همان ابتدا و برای نخستین بار، با به کار بردن عنوان جشنواره، صورتی نمادین از تفاوت در این نگاه را نمایان کنیم تا در ظرف سه یا چهار دوره نخست، با شکل دادن به یک حرکت علمی مستحکم در رسیدن به خالصترین و بیپیرایهترین نمونههای موسیقی اقوام ایران گام برداریم.
آینهداران موسیقی ایران
عنوان این جشنواره هم جالب توجه است آن هم وقتی قصه نوازندگان و مهمان جشنواره هم بر اساس همین عنوان آینهدار خوانده میشوند. از دبیر جشنواره در انتخاب این عنوان میپرسم. فارغ از اینکه آینه در فرهنگ ایرانی و شرقی دارای مفهومی فلسفی و عرفانی است، شاید در نگاه اول تناسب چندانی با محتوای این جشنواره نداشته باشد. علی مغازهای اما به جامجم میگوید: تعریفی که من از آینهدار ارائه میکنم، این گونه است که این جشنواره متعلق به کسانی است که بازتابدهندگان موسیقیهای اقوام ایران هستند. همانانی که موسیقی را همچون آینه در دست دارند و به وسیله آن تاریخ خود را منعکس میکنند. این جشنواره همچون آینهای در تلاش برای بازتاب بخشیدن به آینهداران ایران است.
میثم اسماعیلی
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: