در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزی شخص زیرکی سراغ همسایه روبهرویی رفت و گفت: ببخشید، عذر میخوام، آیا قابلمه تفلون بزرگ دارید؟ همسایه روبهرویی گفت: بلی. شخص زیرک گفت: امکان دارد امشب آن را از شما قرض بگیرم؟ همسایه روبهرویی گفت: من نوکرتم و به داخل خانه رفت و قابلمه تفلون بزرگ را از طبقه بالایی کابینت بیرون آورد و به شخص زیرک داد.
فردای آن روز شخص زیرک با قابلمه همسایه و یک قابلمه تفلون کوچک از همان جنس به دم در خانه همسایه رفت و هردو قابلمه را به او داد. همسایه نگاهی به قابلمه کوچک کرد و گفت: این چیچی است؟
مرد زیرک گفت: قابلمه شما باردار بود. وقتی در خانه ما بود وضع حمل کرد و این هم بچه اوست. خدمت شما. مبارک باشه.
همسایه گفت: عجب، چه جالب و هردو قابلمه را از وی گرفت. چند روز بعد مرد زیرک بار دیگر سراغ همسایه روبهرویی رفت و گفت: ببخشید، عذر میخوام، شما میوهخوری کریستال بزرگ دارید؟ همسایه روبهرویی با خود گفت اوففف، اکنون میوهخوری کریستالم را به او میدهم و فردا دو عدد میوهخوری کریستال تحویل میگیرم. فورا به داخل خانه رفت و میوهخوری کریستال بزرگه را از طبقه بالای دکور برداشت و به شخص زیرک داد.
سه روز گذشت، اما از شخص زیرک و میوهخوری کریستال خبری نشد. در روز چهارم، همسایه روبهرویی سراغ مرد زیرک رفت و گفت: آقا ببخشید، این ظرف کریستال ما رو محبت میکنین؟
شخص زیرک ماسک خود را از صورت خود برداشت و دستکشهای جراحی را از دست خود بیرون آورد و سرش را پایین انداخت و گفت: متاسفم، ما همه تلاشمونو کردیم، ولی عمر دست خداست.
همسایه روبهرویی گفت: ببخشید متوجه نشدم.
شخص زیرک گفت: ظرف کریستال شما بر اثر عارضه قلبی از دنیا رفت. همسایه روبهرویی گفت: مرد حسابی، مگر ظرف عارضه قلبی میگیره؟
شخص زیرک گفت: چطور زایمان میکنه؟ همسایه روبهرویی که فهمید با شخص زیرکی طرف است، گفت: باشه، پس جنازهاش را بده بروم چال کنم. شخص زیرک گفت: پس تو هم بچه تفلون را بده و به اینترتیب همهچیز بهجای اول خود بازگشت.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: