از جمله اینکه امروز علی رستگار، تکنگاریاش از روز اول برگزاری جشنواره در سینمای رسانه را برایمان قلمی کرده؛ سلسله یادداشتهای او درباره فیلمهای هر روز، با عنوان ثابتِ «این مثلا صدای ملت است» از امروز شروع میشود و تا پایان جشنواره ادامه خواهد یافت. روز اول، علیآقا سه فیلم معکوس، سال دوم دانشکده من و غلامرضا تختی را به تماشا نشسته و به نوعی از خجالتشان درآمده. البته نه اینکه فقط بدشان را گفته باشد، او حواسش بوده که منتقد حرفهای درونش را مقداری مهار کند و بیشتر بلغزد به گزارشکردن چند و چون فیلمها با مزه و طعمی ژورنالیستی. خلاصه اینکه بگوییم روز اول جشنواره، رستگار ما را حسابی عصبانی کردهاند بیانصافها. فیالمثل او درباره فیلم اول یعنی معکوس به کارگردانی پولاد کیمیایی نوشته که فیلم اول پسر، مثل فیلمهای آخر پدر (مسعودخان کیمیایی) با بیحوصلگی ساخته شده. البته نه به بیحوصلگی آنها!
تا اینجایش را در همین صفحهای که پیش روی شماست، یعنی صفحه 9 بخوانید و ادامه تکنگاریهای رستگار را در صفحه 12 دنبال کنید. در صفحه 9 علاوه بر اخبار مرتبط با جشنواره، دومین یادداشت از سری یادداشتهای داشمنوچ را هم میخوانید؛ شخصیتی خیالی که پشت فرمان ماشین سنگین است و امروز درباره فیلم «تختی» نوشته است.
اما تکنگاریهای علی رستگار از نخستین روز برگزاری جشنواره فیلم فجر در پردیس ملت، تنها مطلب ما درباره جشنواره نیست؛ امروز به معنای واقعی کلمه، همه صفحات فصل فرهنگ جامجم، ویژهنامه جشنوارهاند؛ سه صفحه و نیم از چهارصفحه. دو صفحه وسطمان، یعنی 10 و 11، مربوط است به گفتوگوی اختصاصی ما با محمدصادق رنجکشان؛ سرمایهگذاری که ورودش به سینما و تئاتر پر از چالش بوده است. یکی دو تا از این چالشها را پیش از این در جامجم دنبال کردهاید. همان چند گزارش ما درباره رنجکشان باعث شد یک روز ایشان شال و کلاه کند و به دفتر روزنامه ما بیاید. محصول آن دیدار، بعدها به گفتوگویی مکتوب انجامید که میخوانید.
تنها نیم صفحه فارغ از جشنوارهمان هم مربوط است به گزارش زینب مرتضاییفرد درباره گرانی بهتآور کاغذ؛ زینب با هوشمندی رفته لابهلای صفحات روزگار سیاه کاغذ و درباره رشد 500درصدی قیمت آن گزارش آورده. هولناک است نه؟ صفحه 12 را بخوانید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم