در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درباره همزمانی جشنواره تجسمی با رویدادی همچون جشنواره فیلم فجر کم صحبت نشده، اما سوال اینجاست که آیا جشنواره هنرهای تجسمی با توجه به این همزمانی در جذب اقشار و اصناف مردم با اقتضائات گوناگون (آموزشی، خدماتی، مدیریتی، تربیتی و...) توفیق داشته است یا خیر؟ بدیهی است که جشنواره هنرهای تجسمی از نظر بازدیدکننده کمشمار است و این نکته تاحدودی ناشی از عدم بازتاب گسترده اخبار جشنواره در مطبوعات و رسانههای خبری نظیر رادیو و بهویژه تلویزیون است.
هنرهای تجسمی بنابر ماهیت دیداری آن، مستلزم همراهی یک رسانه دیداری است همانطور که موسیقی بهدلیل ماهیت شنیداری با رادیو تناسب بیشتری دارد. شایسته است چنین رسانههایی از انحصار سینما درآمده و باور رایج «هنر یعنی سینما» را تصحیح کند. پر واضح این که مخاطب هنرهای تجسمی، گُزیدهتر است و بهطور قطع هدایت مردم به سمت مصرف هنرهای تجسمی چندان سهل و آسان نیست و دوراندیشیهای بیشتری را میطلبد. همین نکتههاست که همزمانی این دو رویداد، جشنواره هنرهای تجسمی را از مرکز توجهها خارج میکند.
چالش مهم دیگری که جشنواره هنرهای تجسمی با آن رو به رو بوده و همواره محل بحث است اختصاص یک رویکرد به جشنواره در هرسال است. این موضوع در دورههای مختلفی همراه با جشنواره بود و البته که مخالفان و موافقانی هم به همراه داشت. مخالفان این موضوع معتقدند تعریف تم به حذف برخی سلیقهها میانجامد. به علاوه اینکه تعیین موضوعاتی نظیر مقاومت یا پدیده شوم داعش به نوعی جریانسازی تلقی شده و بحث «سفارش دولتی» را مطرح میکند که باید تا جای ممکن از آن احتراز کرد. اما از سوی دیگر برخی موافقان بر این باورند که شاید لازم باشد کمی به عقب برگردیم و هدف و مقصد را مرور کنیم. 40 سال پیش در این کشور انقلاب اسلامی پیروز شده و سالهاست قرار است در جشن پیروزی این انقلاب که در واقع پیروزی حاکمیت ارزشهای فرهنگی و دینی این مرز وبوم بوده است، جشنوارههای هنری داشته باشیم و هنر زاییده این ارزشها را به نظاره بنشینیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: