در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آدمهایی که یکی شیفته شهرت فوتبال است و دیگری اسیر پول این پدیده بزرگ اجتماعی و آنقدر در این شیدایی فردی غرق شدهاند که به اصل فوتبال و تیم ملی فکر نمیکنند. آنها بهعنوان اولیای فوتبال ایران باید حد و حدودی تعیین میکردند تا هر کسی در چارچوب خود قدم بردارد. این خطکشیها ایجاد نشد تا هر کسی به اندازه تواناییاش، حصار حرمتها را بشکند و به فوتبال ما چهرهای اینچنین زشت هدیه کند.
غبار غمانگیزی که پرخاشگریها به صورت زیبای فوتبال ما نشاند، اجازه نمیدهد در هیچ موفقیتی لبخند بزنیم. بعد از بازیهای خوب تیم ملی در جام جهانی و بعد از توفیق باشگاهیمان در لیگ قهرمانان آسیا، پیدا میشوند جملههایی که با رندانهترین شیوه در کنار هم قرار گیرند و سنگ به برکه آرام فوتبال ایران بیندازند.
فوتبال ما میتوانست با سیمایی ترسناک برای حریفان وارد جام ملتها شود و روحی یکپارچه داشته باشد؛ اگر مدیرانش به جای فکر کردن به خود، روی موضوعی مهم به نام موفقیت فوتبال ایران متمرکز میشدند. حالا این دعواهای خستهکننده و انرژیبر، کار را به جایی رسانده که به جای فکر کردن به تیمها، به آدمها فکر میکنیم. در این اوضاع، ذهنها به هر چیزی سو میگیرد جز فوتبال ملی. بهانه واحد همه مشخص است: کارلوس کیروش. باید بپذیریم که کیروش و اطرافیانش، محترمانه برخورد نمیکنند و دلیل این بیاحترامی هم بیتردید، مدیرانی هستند که اجازه این برخوردها را به کادر فنی تیم ملی دادهاند. اما آیا اینها بهانه مناسبی برای بیتوجهی به عزیزترین تیم ماست؟ تیمی که عشق برمیانگیزد، ما را در کنار هم قرار میدهد و شادیهای خیابانی را موجب میشود، این روزها مغفول مانده و این جریان نگرانکننده، هر روز جدیتر از قبل به چشم میآید. تیم ملی فارغ از اینکه چه کسی روی نیمکت آن نشسته، محترمترین تیم فوتبال ماست و ضرورت دارد زاویه دیدمان را تغییردهیم تا بازیکنان ملی ما این گونه با حس گزنده تنهایی اذیت نشوند.
علی جوادی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: