در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جیلنهال در کنار بازی در نقش شخصیت محوری داستان، یکی از تهیهکنندگان آن هم هست. نسخه اصلی را گوستاو مولر کارگردانی کرد و توانست جوایزی از چند جشنواره بینالمللی (و از جمله جشنواره فیلمهای مستقل ساندنس) بگیرد.
داستان فیلم درباره افسر پلیسی است که در یک مرکز کمک های ضروری و فوری کار میکند. وظیفه او نشستن پشت یک میز و پاسخ دادن به ارتباط تلفنی شهروندان معمولی است. او که در این مرکز ویژه کار میکند، یک روز تماسی وحشتناک دریافت میکند. این تماس از سوی زنی است که ربوده شده و نمیداند در کجا نگهداری میشود. پلیس جوان باید با شیطان درون خود مبارزه کرده و راهی برای نجات زن پیدا کند.
جیلنهال میگوید: فیلم را در جشنواره ساندنس دیدم و بهشدت تحت تاثیر قرار گرفتم. فیلم مولر موفق شده بود تنشهای درونی یک انسان را به شکلی جذاب و موثر به نمایش بگذارد. فیلم از نظر شخصیتپردازی، کار فوقالعادهای است. برای یک بازیگر، ظاهر شدن در چنین نقشی سخت و چالشبرانگیز است. خیلی خوشحالم که میتوانم نسخه انگلیسی زبان این فیلم را داشته باشم. قدم بعدی من پیدا کردن فیلمنامهنویسی است که بتواند برگردان خوبی از داستان نسخه اصلی ارائه کند و البته پس از آن باید کارگردان مناسبی هم برای فیلم انتخاب کنیم. /ورایتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: