به گزارش جامجم، ساعت 22 بیست و ششم آذرامسال پسر 18 ساله افغان با حضور در کلانتری آزادی تهران خود را تسلیم پلیس کرد و گفت؛ پدرش را در محله آقتپه کرج کشته و میخواهد به خاطر عذاب وجدان تسلیم شود .
ماموران موضوع را از پلیس آگاهی استان البرز جویا شدند که معلوم شد ماجرا صحت دارد. ماجرای تسلیم شدن این قاتل به محسن مدیرروستا، بازپرس کشیک قتل دادسرای جنایی تهران گزارش شد. بعد از هماهنگی قضایی روز سهشنبه متهم برای تحقیقات به شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شد وبه بازپرس جنایی گفت:پدر و مادرم به خاطر اختلاف خانوادگی ده سال قبل از هم جدا شدند. من و چهار خواهر و برادر کوچکترم با پدرم در خانهمان در محله آقتپه مهرشهر کرج زندگی میکردیم. پدرم اجازه ملاقات مادرمان را نمیداد. او معتاد به شیشه بود و ما را مجبور میکرد با گدایی و فالفروشی پول به دست بیاوریم، در غیر این صورت کتکمان میزد.
وی افزود: چند سال پیش برادر هشت سالهام موقع فالفروشی تصادف کرد و فوت شد. مرگ او باعث نشد پدرم اخلاقش را تغییر دهد. اقوامم چهار بار پدرم را به کمپ بردند، مدتی بستری بود و دوباره بیرون میآمد و شیشه مصرف میکرد. از او کینه شدید داشتم، پنج روز قبل از جنایت، به تهران و نزد هموطنانم آمدم. عصر دوشنبه که به خانهمان در کرج بازگشتم، متوجه شدم پدرم یخچال و تلویزیون را فروخته و با آن شیشه خریده است. عصبانی شدم و با هم درگیر شدیم. او چاقوی آشپزخانه را برداشت و به سمتم حملهور شد. خواهر و برادرانم را به خانه یکی از اقوام بردم و بعد به بهانه برداشتن کاپشن به خانه بازگشتم و تصمیم به قتل پدرم گرفتم. از روی مبل چاقویی برداشته و چند ضربه به سر و گردن پدرم زدم و بعد فرار کردم و
به تهران آمدم. ساعاتی نزد دوستانم بودم. با اینکه پدرم معتاد بود اما بابت قتل او دچار عذاب وجدان شدم و خودم را تسلیم کردم. با اعتراف پسر جوان به قتل پدرش و نیز با توجه به اینکه قتل در شهر کرج رخ داده بود، پرونده با عدم صلاحیت رسیدگی به دادسرای جنایی کرج ارسال شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم