کاش همه مثل فرمانفرما بودند

خودم شخصا روز مرگ فرمانفرما را یادم نیست، چرا که در آن موقع سن و سال من به اندازه‌ای نبود که آن را با جزئیات به خاطر بیاورم ولی از لابلای حرف‌های مادرم روایت‌هایی به یاد دارم مادرم گاهی نقل می‌کرد. مادر با نصرت‌الدوله رابطه عاطفی زیادی داشت و همین‌طور با پدرش شاهزاده فرمانفرما، به طوری که هر روز که فرمانفرما می‌خواست سر کار برود، مادرم را از مادرش می‌گرفت و روی زانو می‌نشاند و نوازش می‌کرد و بعد می‌رفت و بعد مادرم را با پرستارش به منزل خودشان برمی‌گرداند.
کد خبر: ۱۱۸۶۸۱۸

این رابطه سال‌ها میان مادرم با پدرش وجود داشت.
سال‌ها بعد یک روز، مادرم در خانه‌اش نشسته بود و ناگهان کسی برایش پیغام آورد که: برادرت را کشتند، به داد پدرت برس! به منزل پدرش می‌رود و می‌بیند پدربزرگم لب پله نشسته است و داد می‌زند: پسر 50 ساله‌ام را کشتند! نقل می‌کردند که هنگام دریافت این خبر، کاملا ازخود بیخود شده بود!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها