این رابطه سالها میان مادرم با پدرش وجود داشت.
سالها بعد یک روز، مادرم در خانهاش نشسته بود و ناگهان کسی برایش پیغام آورد که: برادرت را کشتند، به داد پدرت برس! به منزل پدرش میرود و میبیند پدربزرگم لب پله نشسته است و داد میزند: پسر 50 سالهام را کشتند! نقل میکردند که هنگام دریافت این خبر، کاملا ازخود بیخود شده بود!
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....