در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او بهعنوان یکی از فیلمنامه نویسان فیلم «شب یلدا» به جامجم میگوید: طرح فیلم «شب یلدا» را آقای پوراحمد ارائه دادند و با اینکه این فیلم چند فیلمنامهنویس داشت، اما کل فیلمنامه تحتنظر ایشان نوشته میشد و ایشان به نوعی سرپرست نویسندگان بودند. سکانس ابتدایی فیلم هم که بازگشت محمدرضا فروتن از فرودگاه پس از بدرقه همسر و فرزندش است، به پیشنهاد خود آقای پوراحمد بود که میخواست فیلم با صحنه جدایی آغاز شود. به نظر ما هم این شروع بهترین شروع بود که خیلی موجز و خلاصه هویت و داستان این مرد را به تصویر میکشید.
او ادامه میدهد: برای حامد احمدزاده (محمدرضا فروتن) یک ماجرای تلخ عاطفی پیش میآید که این حجم از تلخی و شکست را با هیچ نمای دیگری غیراز تنهایی و درگیری درونی آن مرد نمیشد به تصویر کشید. دردی که در این فیلم حامد احمدزاده میکشید درد آشنایی برای خیلیها در آن زمان بود. در آن سالها بسیاری از مردم عزیزانی داشتند که مهاجرت کرده و آنها را در فضایی سردرگم و معلق رها کرده بودند. این درد آشنا بود و به همین دلیل تنهایی این مرد برای مخاطب باورپذیر میشد.
پرتوی در ادامه درباره دیالوگنویسی این فیلم میگوید: من به عنوان نویسنده تابع شخصیتی هستم که خلق شده و بر همین اساس هم دیالوگ مینویسم. دیالوگ خوب هم دیالوگی است که حالات روحی یک کاراکتر را در همان لحظه بیان کند. کشمکشی که حامد احمدزاده طی یکسال با خود داشت به بلندای یک شب یلدا بود. حال عاطفی این مرد از تاریکی بلند به سپیدی روشنی میرسد و به همین خاطر نام فیلم را گذاشتیم «شب یلدا».
او میافزاید: توصیهام به فیلمنامهنویسان جوانی که تازه به این حوزه ورود میکنند این است تا جایی که میتوانند بخوانند. هیچ چیزی مثل مطالعه نمیتواند ذهن را باز کند و به نویسنده تبحر بدهد. مطالعه در فیلمنامهنویسی حتی از دیدن فیلم هم خیلی مهمتر است.
پرتوی در پایان درباره مناسبت شب یلدا میگوید: شب یلدا دیگر مثل قدیمها نیست. من هم معمولا در این شب تابع جمع هستم و مانند همه مردم، رسم و رسوماتی که برای این شب است را اجرا میکنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: