jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۱۸۶۳۴۵   ۰۱ دی ۱۳۹۷  |  ۰۰:۰۱

چرا «بدون تاریخ، بدون‌امضاء» از اسکار 2019 حذف شد؟

انتـخـاب‌هـای تاریخ‌گذشته

با اعلام نام فهرست اولیه نامزدهای رشته اسکار بهترین فیلم خارجی سال مشخص شد «بدون تاریخ، بدون امضا» (که از سوی ایران نامزد حضور در رقابت‌های این رشته از جوایز بود) نتوانسته خود را در دل فیلم‌های نامزد شده قرار دهد. آکادمی اسکار از چند سال قبل و به دنبال اعتراضاتی که نسبت به نوع انتخاب فیلم‌های این رشته صورت گرفت، تغییری بزرگ در رشته بهترین فیلم خارجی سال ایجاد کرد. براساس این تغییر، اعلام نام نامزدهای اصلی در دو بخش انجام می‌شود. در بخش اول، نام 9 فیلم اعلام و در مرحله دوم و نهایی، پنج فیلم از بین این 9 فیلم به‌عنوان نامزدهای اصلی و نهایی معرفی می‌شوند. اعتراض منتقدان و اهل فن این بود که اعضای آکادمی اسکار در انتخاب‌های خود بی دقتی می‌کنند و دو بخش کردن نام نامزدها، برای این بود که تعداد بیشتری فیلم بتواند در این رشته نامزد شود. اما حتی دو بخشی شدن اعلام نامزدها کمکی به فیلم ایرانی نامزد شده نکرد. شاید باید دلیل این موضوع را در نوع انتخاب فیلم از سوی ایران جست‌وجو کرد و نه در نوع انتخاب اعضای آکادمی اسکار. حتی شاید بتوان گفت که از ابتدای انتخاب بدون تاریخ بدون امضا می‌شد حدس زد که این فیلم شانسی برای حضور در رقابت‌های اصلی اسکار نخواهد داشت. رسم معمول آکادمی اسکار و اعضای سن بالای آن، این است که در انتخاب فیلم‌های رشته بهترین فیلم خارجی سال، به‌دنبال نام‌های آشنای فیلمسازان و فیلم‌های پرسر وصدایی هستند که معمولا در جشنواره‌های بین‌المللی گرد و خاک زیادی به پا کرده‌اند. اعضای آکادمی که غالبا دید و نگاه عمیقی به سینمای جهان - به‌ویژه فیلم‌های سینمای غیرمتعارف، که حرف اصلی را در رقابت‌های رشته بهترین فیلم خارجی می‌زنند- ندارند، برای انتخاب‌های خود از انجمن‌های مختلف منتقدان سینمایی آمریکا و اسامی برندگان جشنواره‌های مختلف جهانی در یک سال گذشته رونویسی می‌کنند.

این رونویسی از یک سو کار آنها را در انتخاب فیلم‌ها و پیدا کردن محصولات پرسروصداتر و جنجالی‌تر آسان‌تر کرده و از سوی دیگر، امکان خرده گرفتن به نوع انتخاب‌هایشان از سوی رسانه‌ها و معترضان را کمتر می‌کند. در این حالت، اعضای آکادمی قدرت بیشتری برای دفاع از انتخاب‌هایشان دارند و مردم را به این جمله منطقی ارجاع می‌دهند که اگر فیلم‌های انتخابی‌شان خوب نبود، داوران جشنواره‌های بین‌المللی به تحسین‌شان برنمی‌خاستند. نگاهی به فیلم انتخابی، آکادمی نشان از آن دارد که بیشتر آنها هم نام فیلمسازان مطرح را با خود دارند و هم یک دوره موفقیت‌آمیز بین‌المللی را طی کرده‌ و جوایز اصلی جشنواره‌های معتبر را گرفته‌اند.
نگاهی به موفقیت سینمای ایران در دوره‌های گذشته و دو اسکاری که به دست آورد هم می‌تواند مؤید این نکته باشد. اصغر فرهادی زمانی توانست دوبار جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی سال را از آن خود کند که فیلم‌هایش قبل از حضور در رقابت‌های اسکاری چندموفقیت خوب بین‌المللی را تجربه کرده بودند. این فیلم‌ها زمانی در مراسم اسکار شرکت کردند و در معرض دید و قضاوت تماشاگران و اعضای آکادمی اسکار قرار گرفتند که تحسین‌های پرشور منتقدان بین‌المللی و جوایز جشنواره‌ها را کنار خود داشتند. از سوی دیگر، نام خود فرهادی هم برعکس نام وحید جلیلوند، به تنهایی حکم یک برند را داشت.
چه داستان‌هایی برای آکادمی اسکار جذاب است؟
در عین حال، در انتخاب فیلم برای شرکت در مراسمی مثل اسکار (و برای جلب نظر اعضای آکادمی) باید به این نکته مهم توجه داشت که داستان فیلم‌ها باید بومی و در ارتباط کامل با مسائل و مشکلات همان جامعه‌ای باشد که فیلم در آن ساخته شده است. اما در همان حال باید برای تماشاچی معمولی جایی مثل آمریکا هم تماشایی و جذاب باشد. داستان‌های جهانشمولی که می‌تواند در هر نقطه‌ای از جهان رخ دهد، معمولا مورد پسند اعضای آکادمی نیست. در صورت انتخاب یک‌داستان جهانشمول هم باید به این نکته مهم توجه داشت که در فضایی کاملا بومی و متناسب با اوضاع و حال و هوای کشور سازنده همخوانی داشته باشد. دلیلش هم ساده است. اعضای آکادمی هر روز در کشور خود فیلم‌های زیادی را با چنین مضامینی می‌بینند و تماشای فیلمی اینچنینی با یک زبان متفاوت، رغبت چندانی در آنها برنمی‌انگیزد. برای مثال، فیلم ژاپنی «دزدان فروشگاه» (که شانس زیادی برای تصاحب مجسمه طلایی اسکار بهترین فیلم خارجی امسال را دارد) داستانی درباره زندگی خانواده‌ای حاشیه‌نشین و تلاش آنها برای گذران زندگی در شهر توکیوی شلوغ است. همان زمان نمایش عمومی فیلم در جشنواره کن، منتقدان از آن به عنوان اثری کاملا بومی اسم بردند (که می‌تواند در هر کشور دیگری هم اتفاق بیفتد) و تلاش کارگردانش برای نمایش زندگی سخت حاشیه‌نشینان شهری صنعتی را تحسین کردند.
فیلم دیگری که می‌توان مثال زد، «گناهکار» دانمارکی است. این فیلم با لحن سرد و تلخ خود، داستان افسر پلیسی را به تصویر می‌کشد که پاسخگوی تلفنی شهروندانی است که در خطر قرار دارند. با آن‌که هالیوود امتیاز ساخت نسخه انگلیسی زبان این فیلم را خریده، اما نسخه دانمارکی کاملا حال و هوایی بومی و محلی دارد و مختص کشور سازنده‌اش است. اما حضور فیلمی مثل «روما»ی آلفونسو کارون، همه چیز را عوض می‌کند. درام سیاه و سفید شرح حال گونه این هنرمند تحسین شده مکزیکی، احتمال برنده شدنش را بسیار تقویت می‌کند. نام کارون همیشه مترادف با نام جایزه اسکار بوده است. چنین مثالی را در سطحی پایین‌تر می‌توان برای کره‌جنوبی و «سوختن» زد.

انتخاب شگفتی‌آفرین لبنان
اما انتخاب لبنان را می‌توان شگفتی اسکار امسال ارزیابی کرد. این واقعیتی است که سینمای خاورمیانه (و البته مسائل مختلفی که کشورهای این منطقه با آنها دست به گریبان هستند و هر روز، تیتر اول رسانه‌ها را تشکیل می‌دهند) در یک دهه اخیر مورد توجه آکادمی اسکار بوده است. سینمای فلسطین که با وجود بی سرزمین بودن لقب مهم‌ترین، معتبرترین و پرکارترین صنعت سینمای منطقه را از آن خود کرده، در دوره‌های گذشته مراسم اسکار همیشه یکی از پاهای ثابت نامزدی در رشته اسکار بهترین فیلم خارجی سال بوده است. هانی ابواسد در آمریکا هم به اندازه کشورش فلسطین شناخته شده است. اما حضور فیلمی از لبنان درگیر جنگ در این رشته، به نوعی یک استثنا به حساب می‌آید. «کفرناهوم» نادین لبکی، داستان جنگ و کودکان جنگ را تعریف می‌کند. سازنده‌اش این فیلم را ساخته تا درباره سرنوشت بچه‌هایی صحبت کند که در موقعیت جنگی طولانی، چه سرنوشتی خواهند داشت. در عین حال، انتخاب کفرناهوم می‌تواند نوعی دهن‌کجی هالیوود و آکادمی اسکار به ترامپ و سیاست‌های افراط‌گر ایانه و ارتجاعی‌اش نسبت به خاورمیانه، جنگ اعراب و اسرائیل و درگیری‌های یمن و حمایت همه‌جانبه‌اش از محمد بن سلمان باشد. هالیوودی‌ها که مخالفت شان با ترامپ را پنهان نمی‌کنند، بدشان نمی‌آید با انتخاب فیلمی از جایی مثل لبنان یک دهن‌کجی هم به رئیس‌جمهور داشته باشند که بیشتر از واقعگرایی، به‌دنبال برگزاری شو و نمایش است.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر

نیازمندی ها