در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنابراین، ارتباط شفاهی دارای تأثیرات خاص بوده و وسایل ارتباط جمعی و به عنوان مثال مطالعه روزنامهها و کتابها در عمل، پیامدها و تأثیرات عمیقی بر سبک و سیاق اندیشهورزی فرد و مناسبات اجتماعی و پیشرفتهای آنها دارد؛ بهگونهای که تنها در چند دهه، کشورهای غربی به هزاران هزار اختراع، نوآوری و ابتکار دست یافتند.
اگر موشکافانه به سیر تحولات کشورهای غربی و نیز کشورهایی نظیر ژاپن و کره جنوبی بنگریم شاهد این واقعیت هستیم که پیشرفتهای این جوامع را تیراژ میلیونی کتابها و روزنامههای مکتوب وکاغذی و شیوه خاص و تشویق گسترده و حتی یارانههای دولتی برای استفاده از رسانههای مکتوب به این جایگاه نائل کرده است، نه ارتباط شفاهی یا شبکههای اجتماعی و هم اکنون نیز این کشورها از روزنامهها و کتابهای کاغذی با تیراژهای میلیونی بهرهمند هستند.
مارشالمکلوهان که تعبیر معروف «دهکده جهانی» را برای توصیف جهان اشباع شده از وسایلارتباطجمعی به کار برد، معتقد بود که هر نوع رسانه با خود کهکشانی از تحولات را ایجاد میکند.
کشورهایی که از نظام ارتباط شفاهی بهرهمند هستند، نظامهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و آموزشیشان هم ویژگیهای متناسب با نظام ارتباط شفاهی آنها دارد. مردم این کشورها از حافظه تاریخی محروم هستند، خرافات میانشان رواج زیادی دارد و دائم در حوادث تاریخی گذشته سیر کرده و کمتر به تغییر در زندگی و آیندهنگری گرایش دارند.
کشورهایی که در کهکشان گوتنبرگ بهسرمیبرند از نظام ارتباطی مکتوب برخوردار میشوند.
آنها به آرامی به فرهنگ کتابخوانی و روزنامهخوانی روی میآورند. محافل جمعی و شفاهی که غالبا به تکرار خاطرههای گذشته میگذرد، کاهش مییابد.
مردم این کهکشان از روزنامهها و کتابهای مکتوب و کاغذی در بازه زمانی چند دههای به خوبی بهرهمند میشوند، جامعه ضمن برخورداری از رشد سوادعمومی، با خلقیات جدید آشنا شده و نقد به عنوان دستاورد عظیم این کهکشان به پیشرفتهای عظیم تکنولوژیک و سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کمک میکند. درست در نقطه مقابل کشورهای جهان سوم که از این امتیاز تاریخی محروم شدهاند، به آن اندازه از توسعهیافتگی دست نمییابند و به جای آن درگیر ستیز فرهنگ گذشته و مدرن میشوند. هر جامعهای که زودتر این تضاد را با سرانگشت نخبگان و تحلیلگران خود حل کند آسودهتر به مسیر پیشرفت دست مییابد.
در کهکشان مارکونی، ابزارهای جدید ارتباطی اختراع میشوند و رادیو و تلویزیون و سپس اینترنت و رسانههای اجتماعی الکترونیک ظهور میکنند و در این کهکشان، جامعه ضمن حفظ قابلیتهای شفاهی و مکتوب از امکان بهکارگیری همه شکلهای ارتباطی و اطلاعاتی در سیستمهای الکترونیک برخوردار میشود. به عبارت دیگر کهکشان الکترونیک همه قابلیتهای دو کهکشان دیگر را داراست، اما به دلیل آن که رسانههای دو کهکشان دیگر در این کهکشان به شکل ناکامل مورد استفاده قرار میگیرند، نظام جدیدی از ارتباط و جریان اطلاعات ایجاد میشود که هنوز ابعاد واقعی و تأثیرات آن شناخته شده نیست.
با نگاهی موشکافانه بهخوبی میتوان دریافت که ظهور رسانههای گوناگون در ذات خود امری ناهمگرا و مخالف و واجد حذفکنندگی رسانههای پیش از خود نیست. ظهور رسانههای مکتوب چیزی از قابلیتهای کهکشان شفاهی نمیکاهد، بلکه آن را تقویت و اصلاح میکند! ظهور رسانههای الکترونیک با هدف حذف رسانههای مکتوب صورت نمیگیرد.
با این اوصاف، رسانههای جمعی را باید وسایلی در طول یکدیگر و همگرا با هم درک کرد و نه این که هر وسیله جدید را لزوما به معنای حذفکننده رسانه پیشین دانست. براین اساس، ظهور شبکههای اجتماعی و رسانههای مجازی کاملکننده ضعف رسانههایی مانند کتاب، روزنامه، رادیو و تلویزیون هستند که عنصر بازخورد را چندان جدی نگرفته و بخشی از مخاطبان خود را در درازمدت از دست دادهاند.
روزنامهها و کتابها به خاطر نحوه ویژه دریافت دادهها و اطلاعات مندرج در آنها از سوی خوانندگان قادر بودهاند که انسانهایی با توانمندیهای عظیم فکری و تحلیلی را تربیت کنند و نسل رسانههای مکتوب شاهد ظهور بزرگترین هنرمندان، نویسندگان، مخترعین، کارآفرینان و انبوهی از تحصیلکردگانی بودهاند که تحولات امروزی در جهان را ساماندهی کردهاند. نسل رسانههای مکتوب یا به تعبیر مک لوهان کهکشان گوتنبرگ هرگز تکرار نمیشوند، زیرا میل شدید به کتابخوانی و روزنامه خوانی آنها تحولات عظیم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را میسر کرد و سبب برتری غرب در عرصههای گوناگون در جهان شد.
رسانههای جمعی یا وسایل ارتباطجمعی عصر گوتنبرگ یا همان کتاب و روزنامه از این ویژگی کلیدی برخوردارند که هیچ رسانهای در تاریخ حیات بشر هرگز از آن برخوردار نبوده است.
این ویژگی که به رسانههای جمعی مکتوب برتری میدهد، ثبت و ماندگاری و مستندسازی دادهها و اطلاعات است. هیچکس در روی زمین نمیتواند آنچه را در یک رسانه مکتوب ثبت شده، ازبین ببرد، تحریف، سانسور یا فیلتر کند. بنابراین رسانههای مکتوب، رسانههایی هستند که مهمترین کارکردشان مستندسازی است و این دستاورد با هیچ رهآورد دیگری در تمدن بشری قابل تعویض نیست.
مهدی آرکونتن
کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: