jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۱۸۵۱۹۹   ۱۶ دی ۱۳۹۷  |  ۰۰:۰۱

دو مرد حسود وقتی دیدند درآمد رقیبشان بیشتر است، او را به قتل رساندند و جسدش را به آتش کشیدند. متهمان در جلسه دادگاه با رد اتهام قتل عمدی، جنایت را گردن یکدیگر انداختند.

به گزارش جام‌جم، اردیبهشت سال 95 زن جوانی با مراجعه به پلیس آگاهی ورامین از ناپدید شدن همسرش خبر داد. این زن به ماموران گفت: همسرم دیروز برای رفتن به محل کارش در یک کارگاه از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت. وقتی غیبتش زیاد شد به کارگاهش رفتم، اما آنجا نبود.
بعد از گفته‌های این زن، تحقیقات گسترده‌ای آغاز شد و ماموران جسد سوخته مقتول را حوالی ورامین پیدا کردند. با کشف جسد، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد و ماموران دریافتند سعید- مقتول- روز جنایت با دو نفر از همکارانش تماس‌هایی داشته است.
زمانی که رضا و امیر بازداشت شدند، به قتل سعید اعتراف کردند و گفتند چون با سعید اختلاف داشتیم و نمی‌توانستیم اختلافات خود را حل کنیم، تصمیم به قتل او گرفتیم.
رضا به ماموران گفت: من و امیر کارگاه تراشکاری داشتیم. سعید هم کارگاه تراشکاری داشت.او مشتریان بیشتری داشت و کار و کاسبی ما کساد شده بود. چند بار خواستیم با ما همکاری کند و قیمت پایینی اعلام نکند، اما قبول نمی‌کرد. سرانجام تصمیم به قتل گرفتیم و دست و پایش را بسته و خفه‌اش کردیم. بعد از جنایت برای این‌که راز قتل فاش نشود، جسدش را آتش زدیم.
بعد از تکمیل تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست برای محاکمه به شعبه یازدهم دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. ابتدای جلسه که دیروز برگزار شد، اولیای دم مقتول خواستار مجازات قصاص برای قاتلان شدند و گفتند اگر برای هر دو متهم حکم قصاص صادر شود، حاضرند تفاضل دیه را پرداخت کنند.
در ادامه، رضا در جایگاه قرار گرفت و گفت: من در این جنایت نقش داشتم، اما قتل را امیر به تنهایی انجام داد و بعد با کمک هم جسدش را آتش زدیم.
امیر هم اتهام قتل را رد کرد و گفت: رضا وقتی وارد کارگاه شد، سعید را خفه کرد و من فقط در آتش زدن جسد نقش داشتم. روز حادثه وارد کارگاه شدیم و دست و پای سعید را بستیم. بعد هم رضا او را خفه کرد.جسد را داخل صندوقی قرار دادیم و از کارگاه بیرون بردیم و به آتش کشیدیم.
پس از دفاعیات متهمان و وکلای آنها، قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر