بدیهی است پیرامون این رخداد تاریخی میتوان انواع تراژدیهای سیاه را به تصویر کشید و زوایای متفاوت این تجربه را بازنمایی کرد، اما هادینژاد تلاش کرده تا تمرکز خود را روی زنان و اضطرابهای درونی آنها از ترس کشف حجاب برجسته کند.
از اینرو میبینم که فضای قصه بیشتر زنانه است و فیلمساز تلاش کرده تا از دریچه نگاه و زاویه دید زنان بهویژه شخصیت اصلی داستان به این موضوع نگاه کند. نگاهی که سویه روانشناختی آن بیش از سویههای سیاسی و اجتماعی است. تمهیدی هوشمندانه که مخاطب را با احساسات و التهابات درونی مستوره، قهرمان قصه پیوند زده و بهواسطه همین همذاتپنداری جمعی، آنها را با لایههای درونیتر این رخداد تاریخی پیوند میزند. هادینژاد میتوانست سویههای بیرونی این ماجرا که بزن و ببندها و هیاهوی ماموران کشف حجاب را در کانون نمایش و تصویر خود قرار میدهد، اما به این بخش ماجرا نمیپردازد و حتی تصویر خاصی از ماموران رضاخان نمیبینیم و به جای آن واکنش مستوره نسبت به موقعیت و دلشوره و اضطرابهای درونی او برجسته میشود ...
تا قصه کشف حجاب در بستر روانشناسی آن صورتبندی شود. مخاطب بهواسطه مواجهه با چنین قصهای بیشتر التهابات، ترس و وحشت روانی زنان در آن دوره از کشف حجاب را درک کرده و از این طریق بیشتر با غیرانسانی و ضداخلاقی بودن این قانون آشنا میشود.
در واقع کارگردان تلاش کرده تا با تمرکز کردن در درون خانه که هم یک نقطه امن و هم به نوعی محبوس شدن زنانی بود که از ترس کشف حجاب کمتر به بیرون از خانه قدم میگذاشتند، ناامنی روانی ناشی از کشف حجاب را صورتبندی کند. آنچه هسته اصلی قصه است نوعی بستنشینی یک زن در خانه برای مقاومت در برابر کشف حجاب و صیانت از خویش است، البته این تعلیق درونی با تعلیق بیرونی قصه هم درهم تنیده شده تا در نهایت جو روانی حاکم بر این برهه تاریخی بهخوبی بازنمایی شود. صورت بیرونی قصه مستوره نیز سرشار از این التهابهاست. قصه از این قرار است که ایام کشف حجاب رضاخانی است و مستوره با شوهرش عهد کرده برای اینکه با آژانها روبهرو نشود، او، مایحتاج خود را با کمک همسایگان تأمین میکند تا اینکه یک روز، مار، دختر سیدخانم را نیش میزند. حالا او باید بین وفای به عهد و نجات جان فرزند خردسالش، یکی را انتخاب کند. در واقع قصه مستوره را میتوان قصه ملتهب یک انتخاب دانست. انتخاب یک پوشش در برابر پذیرش تنشهایی که در برابر دیدگاه حاکم وجود دارد؛ انتخابی که ایستادن بر سر یک عقیده است. او تلاش میکند تا دخترش را نیز از هجمه این قانون بیرحم مصون نگه دارد.
فضای کلی اثر با ارجاع به نشانههای دراماتیکی که نسبت به مساله کشف حجاب میبینیم بیش از هر چیز امنیت روانی-اجتماعی را به مثابه یک مفهوم از دل این قصه استخراج کرده و صورتبندی میکند. اتفاق جالب دیگری که در طول پخش فیلم در شبکه یک افتاد، زیرنویسهایی بود که درباره کشف حجاب و وقایع مربوط به آن به مخاطب اطلاعات میداد. در واقع استفاده از یک تمهید فرامتنی برای ارتباط برقرار کردن بیشتر مخاطب با متن و قصهای که میبینند. فیلم داستانی «مستوره» به کارگردانی الهام هادینژاد ۱۷ دی از شبکه یک پخش شد.
محمد حسین رسولینژاد
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم