در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این اما تمام ماجرا نیست. در آن طرف ماجرا هم منتقدانی وجود دارند که معتقدند پیوستن به این معاهده، تعهدات سنگین دیگری را هم برای کشور به ارمغان میآورد که خروجی آن برای جامعه علم و نشر ایران، نه شکوفایی بلکه محدودیت بیشتر است. منتقدان معتقدند بزرگترین تولیدکنندگان فعلی محصولات فرهنگی هم وقتی تن به این پروتکل دادند که مطمئن شدند توان تولید داخلیشان به حدی است که قابلیت عرضه در بازارهای جهانی را داشته باشد. این منتقدان به کشورهایی چون ایالات متحده، چین و روسیه استناد میکنند که عمومشان حدود یک قرن بعد از ابداع کنوانسیون برن به آن پیوستند.
این دو سر ماجراست. در این میان در کشورهایی چون ایران که از اندک جوامعی محسوب میشوند که هنوز تن به امضای این معاهده ندادهاند به یک وضعیت بلاتکلیف میرسد. نمونهای که همکاران من در صفحه 10 آن را ذکر کردهاند تنها یکی از مصادیق این بلاتکلیفی است. حال سوال اساسی این است که در چنین وضعیتی راه میانه چیست. به نظر میرسد فارغ از صحت و سقم ادعای دو طرف و اینکه وارد یک نزاع بیپایان دو جانبه شویم، تبدیل کردن مفاد مهم معاهده کپیرایت جهانی به قوانین داخلی همان راه میانهای است که میتواند برای کشورهایی چون ما تا حدی وضعیت موجود را سر و سامان دهد و اینکه فعالان فرهنگی و نشر در کشور ملزم به رعایت قوانین حق مالکیت معنوی شوند بدون اینکه حاکمیت زیربار تعهدات بینالمللی آن برود. در این صورت هم میتوان به سامان کردن وضعیت نابسامان و بی حساب و کتاب فعلی امید بست و هم اینکه نظر منتقدانی تامین شود که عقیده دارند پذیرفتن تعهد بینالمللی این پروتکل، دست و پای کشور را در بسیاری از موضوعات رشد و توسعه میبندد.
محمدصادق علیزاده
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: