قتل شیشه‌ای پیرزن تنها

مرد شیشه‌ای که توانایی پرداخت هزینه موادش را نداشت وقتی از ثروت زن تنها با خبر شد، نقشه سرقت از خانه اش را طراحی کرد.
کد خبر: ۱۱۷۹۴۶۸

متهم جوان که ترس این را داشت هویتش برملا شود با عصا پیرزن را به قتل رساند و از محل متواری شد.

اولین روزهای آذر امسال بود که مرد جوان راهی خانه مادرش شد. او هر روز به مادر پیرش که در خانه ویلایی تنها زندگی میکرد، سر میزد. آن روز عصر هم مثل تمام روزها زنگ خانه مادرش را به صدا درآورد، اما کسی پاسخگو نبود.

چند باری زنگ زد، اما فایده نداشت. سابقه نداشت مادرش بدون خبر به آنها خانه را ترک کند و همین مساله نگرانی اش را بیشتر کرد. درنهایت با کلید یدکی که داشت وارد خانه شد و به محض ورود با صحنه تلخی مواجه شد. به هم ریختگی خانه و جسد پیرزن در کنار سالن پذیرایی، او را شوکه کرده بود.

گزارش یک جنایت

عصر پنجشنبه کارآگاهان پلیس استان زنجان از قتل زنی 84 ساله در خانه ویلاییاش باخبر شدند. با اعلام این خبر بلافاصله کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی زنجان راهی محل شدند.

با ورود به خانه اعیانی، آنها با جسد پیرزن در حالی مواجه شدند که آثار شکستگی سر حکایت از مرگ بر اثر ضربه مغزی داشت. عصای خونین پیرزن درکنار جسد او افتاده بود و در تحقیقات اولیه به نظر میرسید که پیرزن تنها به نام بلقیس با عصای خودش کشته شده است.

متخصصان پزشکی قانونی نیز زمان مرگ را حدود دو الی سه ساعت قبل از کشف جسد عنوان کردند.

به هم ریختگی خانه و سرقت ده میلیون تومان پول و طلاهای پیرزن نشان از آن میداد که قتل به خاطر سرقت رخ داده است.

بررسیهای اولیه حکایت از آن داشت که عامل جنایت از طریق دیوار وارد خانه شده و پس از جنایت، نقشه سرقت را اجرا کرده است.

تحقیقات بدون سرنخ

در حالی که هیچ رد و سرنخی از عامل یا عاملان جنایت در دست نبود، کارآگاهان به تحقیقات خود ادامه دادند. در تحقیقات میدانی کارآگاهان دریافتند که پسر جوان، لاغراندام و به نظر معتادی چند بار سراغ اهالی محل رفته و از آنها در رابطه با پیرزن تنها سوالاتی پرسیده است.

همین موضوع سرنخی را در دست کارآگاهان قرار داد. از سویی آنها به بررسی دوربینهای اطراف محل حادثه پرداخته و در نهایت موفق به شناسایی هویت عامل این جنایت شدند. با شناسایی هویت قاتل فراری، کارآگاهان راهی مخفیگاه متهم،
چند محله آن طرفتر شدند.

با دستگیری پسر شیشهای 72 ساعت پس از قتل، او برای تحقیقات به اداره آگاهی منتقل شد.

قتل به خاطر پول مواد

پسر جوان که هرگز تصور نمیکرد به خاطر جنایتی که هیچ ردی از خود به جا نگذاشته بود، دستگیر شود در نخستین تحقیقات به جنایت اعتراف کرد و گفت: مدتی قبل از یکی از روستاهای اطراف برای کار به زنجان آمدم. من در سودای پولدار شدن بودم غافل از اینکه بدون پشتوانه مالی و مهارت نمیتوانم کاری پیدا کنم و پولدار شوم. برای کار به همه جا سر زدم اما بی فایده بود؛ نه مهارت داشتم و نه سرمایهای که بتوانم برای خودم کاری دست و پا کنم.

او ادامه داد: از شرایطی که پیش آمده بود افسرده شدم و تمام رویاهایی که در سر پرورانده بودم به کابوس تبدیل شد. ناراحت داخل پارک نشسته بودم که مرد جوانی سراغم آمد. تنها بودم و دلخور و از سختیهایی که در شهر غریب برایم پیش آمده بود، گفتم و او هم مرا به خانهاش دعوت کرد.

اعتیاد به خاطر بیکاری

پسر جوان ادامه داد: آن شب با شیشه آشنا شدم و دوست جدیدم به من گفت که مصرف شیشه باعث میشود آرام شوم و از افسردگی دربیایم. اما مصرف مواد اوضاع مرا بدتر کرد. بعد از چندبار مصرف معتاد شدم و بیکاری یک طرف وتهیه هزینه مواد مخدر از سوی دیگر به من فشار میآورد. نمی دانستم چکار باید انجام دهم؛ نه کسی را داشتم از او پول برای تهیه مواد بگیرم و نه کاری که حقوقم را برای پرداخت هزینه مواد بدهم. در گیر و دار گرفتاریهای مواد بودم که ناگهان فکری به ذهنم رسید. میتوانستم با دزدی پولی بدست آورم و هزینه موادم را تامین کنم. باید به منطقهای در بالای شهر میرفتم که وضع مالی افراد خوب بود.او که هنوز در شوک دستگیری و جنایتی که مرتکب شده بود، قرار داشت، ادامه داد: در حال پرسه زنی در خیابانها بودم که پیرزنی را دیدم که وارد خانه ویلاییاش شد. سراغ همسایهها رفتم و از آنها در رابطه با پیرزن اطلاعاتی گرفتم. تحقیقاتم نشان میداد پیرزن به تنهایی زندگی میکند، اما هر روز بچههایش به او سر میزنند. از طرفی وضع مالیاش خوب بوده و بیشک پول و طلاهای زیادی دارد. بعد از اینکه اطلاعاتم تکمیل شد نزدیکیهای غروب بود که وارد خانه ویلایی شدم.

متهم جوان گفت: از دیوار وارد خانه شدم و پیرزن با دیدن من خیلی ترسید. میخواست فریاد بزند و کمک بخواهد و من که میترسیدم دستگیر شوم با عصایش ضربهای به سر او زدم. با همان ضربه، زن تنها روی زمین افتاد. بعد از آن طلاها و پولهایش را برداشتم و از خانه فرار کردم. طلاها را به یک مالخر فروختم و از آنجا که هیچ رد و سرنخی از خود به جا نگذاشته بودم، تصور نمیکردم دستگیر شوم. برای همین بدون ترس دستگیری در مخفیگاهم زندگی میکردم، اما هنوز سه شبانهروز از آن جنایت نگذشته بود که دستگیر شدم.

اما در این مدت عذاب وجدان داشتم و از کاری که کرده بودم پشیمان بودم، ولی تنها به خاطر شیشه و هزینه آن مجبور شدم دست به کاری بزنم که جای جبرانی ندارد.

مرد جنایتکار پس از تشریح راز این جنایت با قرار قانونی روانه زندان شد تا بعد از تکمیل تحقیقات و بازسازی صحنه قتل در دادگاه محاکمه شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها