در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حوزه برنامههای نمایشی، تلهفیلم مدلی ارزان، سهل و مقرون به صرفه است که باعث میشود علاوه بر رفع نیاز کنداکتور به برنامههای سرگرمکننده و سالم، نیروی انسانی بسیاری هم به کار مشغول باشند. این مساله از آن جهت اهمیت دارد که بدانیم حجم زیادی از نیروهای انسانی شاغل در حوزه سینما و تلویزیون بدون هرگونه امنیت شغلی و بیمههای مرتبط با آن هستند و تلهفیلم میتواند یک منبع ارتزاق فوقالعاده و دائمی در مجموعه برنامههای نمایشی برای این قشر باشد. قشری که در تمام سالهای گذشته چراغ فیلمسازی در ایران را روشن نگه داشتهاند و بسیاری از آنها نمیتوانند با توجه به شرایط موجود و تعداد محدود تولیدات بهطور مستمر در فیلمهای سینمایی حضور داشته باشند و از این جهت تلهفیلم با توجه به همهگیر بودن مخاطب و تعلق به رسانهای فراگیر همچون تلویزیون میتواند این حجم از نیروی انسانی را پوشش دهد و از این جهت لقب مردمیترین شکل فیلمسازی کاملا مناسب آن است.
آغاز ماجرا
تلهفیلمها به شکل کنونی در جهان از دهه 80 آغاز میشوند و کشورهای آمریکای شمالی مانند کانادا در این زمینه پیشرو هستند. نکته مهم در این شکل فیلمسازی توجه به اهمیت آن است. یعنی برخلاف چیزی که گاهی در برخی محافل روشنفکری سینما شنیده میشود نهتنها تلهفیلم گونهای کم ارزش نیست که اتفاقا سابقه درخشانی در جهان دارد. مساله مهم در تلهفیلم در حقیقت تفاوت آن از لحاظ زمان و شکل تولید با فیلمهای سینمایی و مخاطب هدف آن است. تلهفیلمها عمدتا بین 70 تا 90 دقیقه زمان دارند و به همین دلیل در ساختار کلاسیک فیلمنامهای یک پرده از فیلمنامههای سینمایی کمتر دارند. تلهفیلمها عمدتا ارزانقیمت هستند و به لحاظ موضوعی معمولا مطابق سلیقه تعداد بیشتری از مردم با طبقههای متفاوت اجتماعی ساخته میشوند. این نکته البته به این معنی نیست که آثار آرتیستیک نمیتوانند با این ساختار ساخته شوند. مثال واضح و مشخص این نکته مجموعه جاودانه ده فرمان (دکالوگ) ساخته کریستف کیشلوفسکی فقید است که به سفارش تلویزیون لهستان و بر اساس ده فرمان حضرت موسی(ع) ساخته میشود و فیلم اول با نام من خداوند هستم پروردگار شما، میتواند نمونه کاملی از یک فیلم دینی در اروپای شرقی کمونیستی در دهه 80 میلادی باشد. مجموعهای که بخوبی میان فیلم تلویزیونی و ساختار هنری و ارتقا یافته یک فیلم پل میزند و در هر دو سو موفق میشود؛ اتفاقی که همواره محل بحث و جدل جدی منتقدان سینمایی و تلویزیونی در جهان است.
قرار ما، جمعهها ساعت 4 عصر
بعدازظهرهای جمعه در دهه 60 ساعت پخش یک فیلم سینمایی است که شاید تنها فیلم سینمایی باشد که در طول هفته از تلویزیون ایران پخش میشود. این البته قبل از برنامههایی مانند هنر هفتم است که به بهانه بررسی سینمای جهان یک فیلم سینمایی پخش میکند. تنها فیلم سینمایی تلویزیون در این سالها همیشه خارجی است و بعد از مدتی واژه فیلم تکراری از همینجا میآید، چرا که تلویزیون با منابع محدودش نمیتواند فیلمهای زیادی خریداری کند و فیلمهای سینمایی داخلی هم در برنامههای تلویزیون جایی ندارند. علت این مساله هم به زمان و کنداکتور محدود دو شبکه و استقبال فوقالعاده از سینمای ایران در آن سالها در ابعاد کلی بازمیگردد. این مساله از آنجا اهمیت دارد که بدانیم سینما در دهه 60 در دوران عجیبی به سر میبرد و یکی از معضلات بزرگش نبود ارتباط دو سویه با تلویزیون است. دهه 60سالهایی که نسل جوان فیلمسازی در ایران آرامآرام به دوران نوجوانی میرسد و با دیدن همین اندک فیلمهای پخش شده از تلویزیون سلیقهاش شکل میگیرد. در این سالها و به واسطه جنگ تحمیلی و شرایط اقتصادی کشور، فیلمسازی برای ارگانهای دولتی و حتی خصوصی هیچ اولویتی ندارد. مسالهای که در سالهای بعد و با توجه به رویکرد جدید پس از جنگ باعث شکلگیری گونهای از فیلمسازی تبلیغاتی میشود که تلهفیلم هم یکی از اقسام آن است. در دهه 60 ، گونه دیگری از فیلمهای نیمه کوتاه ساخته میشود که به فیلمهای داستانی معروفند. فیلمهایی که از نظر زمانی از تلهفیلمهای دهههای بعدی کوتاهتر است، اما در حقیقت از همان جنس است. فیلمهایی که عمدتا با دوربینهای 16 و حتی گاهی 35 میلیمتری ساخته میشود و برخلاف نظر برخی کارشناسان در تقسیمبندی فیلمهای کوتاه قرار نمیگیرد. این آثار در حقیقت تنها فیلمهایی هستند که در دهه 60 وجود دارد و با جریان فیلمسازی در سینما متفاوت است و از تلویزیون پخش میشود؛ گونهای که در آن روزها ناشناخته و امروزه هم منسوخ شده است.
سفر آخر
دهه 70 سالهایی است که یک ثبات نسبی در شرایط اقتصادی کشور و به تبع آن تلویزیون به وجود میآید. در این سالها هنوز تلهفیلم به شکل رسمی تولید نشده و مردم هم با اینگونه از فیلمسازی آشنایی ندارند. در این سالها نمونههایی وجود دارد که بیشتر حاصل تلاش ارگانهای دولتی و به سفارش آنهاست؛ فیلمهایی تبلیغاتی که قسمتی از جریان رسمی فیلمسازی در تلویزیون نیست. در این سالها یک تحول جدی در ساختار و شیوه برنامهسازی شبکههای تلویزیونی اتفاق میافتد، اما تمرکز اصلی امور نمایشی روی سریالهای فاخر مذهبی است و در کنار آن آرامآرام جریان تولید تلهفیلم و البته برنامهریزی برای آن از میانههای این دهه آغاز میشود. این اتفاق دو دلیل عمده دارد؛ نخست این که با توجه به اضافه شدن یک شبکه به تلویزیون زمان بیشتری در کنداکتور برای آثار نمایشی وجود دارد. در این دوران دیگر فیلمهای خارجی نمیتواند جوابگوی آنتن داخلی باشد، چرا که از نظر فرهنگی تفاوتهای بسیاری میان آثار جدید غرب با فرهنگ ایران وجود دارد و دوم این که در این سالها سینما به سمتی حرکت میکند که برخی تولیدات آن باب میل بسیاری از مردم و البته مدیران وقت تلویزیون نیست. راه جایگزین در این سالها فیلمهای نود دقیقهای ارزانقیمتی است که میتواند آنتن تلویزیون را که حالا دیگر مختص جمعه عصرها نیست پوشش دهد .
میانههای دهه 70 سازمان صدا و سیما بر اساس نیاز شبکهها به فیلمهایی برای مناسبتهای مذهبی سال به فکر تولید فیلمهایی میافتد که در این ایام پخش شود. موضوعی که در آن سالها به یک چالش جدی برای مدیریت پخش برنامههای تلویزیونی تبدیل میشود. تلهفیلم «سفر آخر» به کارگردانی مهرداد خوشبخت به نوعی اولین تلهفیلم تلویزیون در این سالهاست که با موضوعی مذهبی و مناسبتی ساخته میشود. این آغازگر راهی است که باعث میشود تلویزیون دیگر مجبور نباشد برای مناسبتهای مذهبی و ملی سال، فیلمهای خارجی پخش کند؛ اتفاقی که به خودکفایی تلویزیون در زمینه فیلمسازی کمک بسیاری میکند و برای این کار علاوه بر برنامهریزی به نظر نیاز به تاسیس یک مرکز مختص فیلمسازی در سازمان احساس میشود.
وقتی سیما، فیلم میشود!
مرکز سیما فیلم با آن که پیش از انقلاب اسلامی و با نام تل فیلم در خیابان فرشته تاسیس میشود، اما در میانههای دهه 70 ماموریتی جدید پیدا میکند. ساخت تلهفیلم از برنامههای جدید تلویزیون است که به شکل جدی و گسترده به سیما فیلم سپرده میشود. این اتفاق باعث میشود علاوه بر سریالهای الف و الف ویژه که در این مرکز تولید میشوند تلهفیلم هم حالا یک متولی جدی داشته باشد و در این میان و از سالهای پایانی دهه 70 این گونه به شکل جدی در تلویزیون تولید میشود. اتفاقی که در ابتدا با چالشها و حتی سوءبرداشتهایی از طرف مدیران و فیلمسازان روبهروست، اما بتدریج مجموعه فیلمسازان و مدیریت تلویزیون به یک ساختار و روش مشخص برای تولید فیلمهای تلویزیونی میرسند.
آغاز تولید انبوه
دهه 80 به نوعی سالهای طلایی تلهفیلم در تلویزیون است. از نظر ساختاری همه شبکهها واژه فیلم را به گروه سریال خود اضافه میکنند و علاوه بر مجموعه سیمافیلم، شبکههای مختلف سیما و استانها هم تلهفیلم تولید میکنند. آثاری که حالا در ژانرهای گوناگون تولید میشود. این اتفاق از این جهت بسیار با اهمیت است که جمع زیادی از نیروی انسانی شاغل در حوزه سینما و تلویزیون مشغول به کار میشوند و در این میان جریان تلهفیلمسازی همانند یک دانشکده فیلمسازی عملی نیروهای جوان بسیاری را پرورش میدهد. نیروهایی که هیچ جایی برایشان بهتر و آموزندهتر از گروههای تولید تلهفیلم نمیتواند باشد و در این میان جریان تولید به گونهای پیش میرود که بسیاری از فیلمسازان حرفهای سینما هم برای ساخت تلهفیلم در تلویزیون ترغیب میشوند. جریانی که در دهه 80 به اوج خود میرسد و آثار درخشانی در کارنامه دارد. دههای که تقریبا بسیاری از اهالی سینما تجربه حضور در تلهفیلمها رادارند.
داستانهای خوب
دهه 80 و ابتدای دهه 90 آثار شاخصی در حوزه تلهفیلم تولید میشوند و این نکته شامل همه گونهها میشود. تلهفیلمهایی چون تنهایی، ژرفا و قصهها و واقعیتها ساخته حجت قاسمزادهاصل، دماغ ساخته فرزاد موتمن، آبروی از دست رفته آقای صادقی و حبیب ساخته داریوش یاری که در زمان پخش مخاطبان فراوانی دارند و از لحاظ هنری هم میتوانند توجه منتقدان را به خود جلب کنند. این تلهفیلمها از یک نکته هوشمندانه برخوردارند. نویسندگانی مانند طاهره ولیپور در فیلم دماغ و ما خونه نیستیم، رویا غفاری و حجت قاسمزاده در تنهایی و ژرفا، آیدا پناهنده و ارسلان امیری در آبروی از دست رفته آقای صادقی و علی طالبآبادی نویسنده تلهفیلم کمی دورتر سراغ فضاهایی میروند که به زیست مردم معاصر بسیار نزدیک است و در حقیقت گونهای از تلهفیلمهای اجتماعی بنا نهاده میشود که در بسیاری از اوقات از آثار سینمایی دوران خود هم پیشی میگیرد؛ فیلمهایی که در جشنوارههای سیما مورد تجلیل و قدردانی قرار میگیرد. در این میان تلهفیلم حبیب با موضوع حفظ قرآن مورد تقدیر دفتر مقامات عالیرتبه کشور قرار میگیرد و نشان میدهد این گونه فیلمسازی توانسته در تمام سطوح کشور خود را به بهترین شکل معرفی کند.تلهفیلمهای شاخص دهه 80 همگی حاصل یک برنامه منسجم و جدی در حوزه تولید تلویزیون هستند . به گونهای که بسیاری از کارگردانها و تهیهکنندگان مهم سینما و تلویزیون در این دوره به تلهفیلم همچون یک گونه مستقل و جدی فیلمسازی نگاه میکنند. نگاهی که دهه 80 را در این زمینه شاخص میکند و باعث میشود در دورهای تعداد تلهفیلمهای ساخته شده سازمان به عددی فوقالعاده و سه رقمی برسد. اتفاقی که در نوع خود بینظیر است و در دورههای مدیریتی بعدی به تصمیمات جدیدی منتهی میشود.
اکران ممنوع!
یک آزمون و خطای جدی و مشخص در دهه 80 در حوزه ساخت تلهفیلم اتفاق میافتد. تلویزیون در این سالها مجوز تبدیل شدن تعدادی از تلهفیلمها به فیلمهای سینمایی را صادر میکند؛ اتفاقی که موفقیتآمیز نیست، چرا که بسیاری از این آثار اساسا برای مدیوم سینما ساخته نشدهاند و تلویزیونی هستند و باید با مخاطب میلیونی تلویزیون ارتباط برقرار کنند. این اشتباه بلافاصله و در انتهای این دهه با دستور رئیس وقت سازمان صدا و سیما ممنوع میشود، به نحوی که تلویزیون دیگر اجازه ندارد در فیلمهای سینمایی مشارکت داشته باشد، اما حالا با یک روند معکوس بسیاری از فیلمنامههایی که میتوانند تلهفیلمهای خوبی باشند روانه سینما میشوند. فیلمهایی که گاه و در کمال حیرت 80 دقیقه هستند و تا استاندارد 100 تا 120 دقیقهای یک فیلم سینمایی فاصله بسیار دارند. این نکته در ابتدای دهه 90 و حتی سالهای معاصر هم بسیار مشهود است و بیشتر از هر چیز به توقف روند تولید تلهفیلم در سه چهار سال گذشته در تلویزیون بازمیگردد.
امید به آیندهای روشن
به نظر میرسد احیای تولید تلهفیلم در سازمان میتواند یکی از مصادیق اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی در تلویزیون باشد. شیوهای که میتواند اشتغالزایی زیادی داشته باشد و بسیاری از عوامل تولیدی تلویزیون را به مشاغل تخصصی خود بازگرداند و تعطیلی تولید این گونه فیلمسازی که در دورهای به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی و کاهش هزینههای سازمان اتفاق افتاده مورد بازنگری جدی قرار گیرد. آغاز تولید اینگونه نمایشی به شکل برنامهریزی شده و هدفمند میتواند زمینهساز تولید آثاری باشد که بیشک امکان ساخت آنها در سینما وجود ندارد؛ موضوعاتی که با توجه به ضریب نفوذ تلویزیون در شهرها و روستاهای کشور بسیار مورد استقبال قرار میگیرد و از این جهت اهمیت فراوانی در سبد فرهنگی خانوادههای متوسط ایرانی دارد؛ تلهفیلمهایی که در بسیاری اوقات با کمترین هزینهها و توسط نیروهایی ساخته شدهاند که هیچ ادعایی ندارند. آنها عاشق تلویزیون هستند و کار کردن در این حوزه همه خواسته آنهاست. کاش این فرصت دوباره به آنها داده شود... .
بهرنگ ملک محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: