در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در بخشی از تازهترین یادداشت این تارنما به قلم علی حجتی، حافظه تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است. معرفی رویدادهای فرهنگی و مشاهیر فرهنگی ایران و جهان ازجمله اقدامات و برنامههایی است که این سامانه در دستور کار خود قرار داده است. به گزارش جامجم، پس از چند ماه فعالیت آزمایشی تارنمای «رافکا» (راهنمای فرهنگ، کتاب و ادبیات) از روز پنجشنبه ۲۴ آبانماه ۱۳۹۷ فعالیت رسمی خود را آغاز کرده است. تارنمای «رافکا» به معرفی و مرور کتابهای منتشرشدهای میپردازد که خواندنی، برجسته و دارای ارزشهای ادبی باشد. کتابهایی که در رافکا معرفی میشود لزوما در شمار آثاری نیست که بتازگی منتشر شده است، کتابهای مهم، مرجع و ماندگار حوزههای مختلف، کتابهایی قدیمی که حتی شاید به آسانی نتوان به آنها دسترسی پیدا کرد، اما ارزش شناخته شدن دارد. در یک سخن، کتابهایی که به واسطه نویسنده، موضوع، یا کیفیت محتوایشان شایسته توجه و تأمل بیشترند. در بخشی از تازهترین یادداشت این تارنما به قلم علی حجتی، حافظه تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است. در بخشی از این یادداشت آمده؛ شاید این جملهها را بسیار شنیده باشیم: «مردم ایران حافظه تاریخی خوبی ندارند»، «مردمی که حافظه تاریخی ندارند محکوم به تکرار تاریخ هستند» و مانند آن. آیا واقعا همین طور است؟ و اگر آری، علت آن چیست؟ آیا مشکل ساختاری در میان است یا ریشه در فرهنگ سیاسی و اجتماعی ما ایرانیان دارد؟ به نظر میرسد اینکه ایرانیان از حافظه تاریخی آنطور که لازم و شایسته است برخوردار نیستند علتی ساده داشته باشد. نخواندن و ننوشتن و در عوض عادت داشتن به شنیدن و گفتن. ما ایرانیها در صحبت کردن، ایراد کردن خطابه، گپ زدن، اظهار نظر کردن در همه موضوعات؛ حتی موضوعاتی که هیچ تخصصی درباره آنها نداریم، بسیار ماهر هستیم. فقط کافی است یک همصحبت خوب و کمی وقت آزاد بیابیم تا سر صحبت را باز کنیم و آخرین نظریات! خود را درباره اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تحولات جهانی، تغییرات آب و هوایی و... بیان کنیم یا قصه زندگی خود و ماجراهای پیرامونمان را با آب و تاب فراوان تعریف کنیم. اغلب شاهد این صحنه بودهایم که در صف نانوایی، اتوبوس، مترو، مهمانیها و جمعهای خانوادگی، کلاس درس، محیط کار یا هر جای دیگر، بحثهای داغ و جنجالی در موضوعات مختلف درمیگیرد و طرفهای بحث چنان با حرارت از نظریات خود دفاع میکنند که گویی نظریهپردازی از نظریهای که سالها درباره آن مطالعه و تحقیق کرده دفاع میکند.
اما به همان اندازه که مردم ما حوصله گفتن و صحبت کردن و خطابهگویی دارند، در سوی دیگر اشتیاق و حوصلهای برای خواندن کتاب، و حتی روزنامه و هر نوشتهای جدی و کمی طولانی ندارند. طبیعتا به همان اندازه که نمیخوانیم، اهل نوشتن نیز نیستیم. اگر از ما بپرسند چند نفر را سراغ دارید که اهل نوشتن خاطرات خود باشند و چند نفر مسائل مالی و کاری مهمشان را دقیقا ثبت میکنند نمیتوانیم در پیرامون خود به تعداد انگشتان دست، افرادی اینچنین را بیابیم. برای ما ایرانیان همه چیز بهنحو شفاهی و در بستر گفت و شنود روی میدهد.
بدیهی است که با این شرایط همه اتکایمان نیز به حافظه باشد. اما متاسفانه حافظه انسان از امور ناپایدار و سیال است. حافظه ما ممکن است به مرور زمان پاک شود و حتی به اشتباه افتد. چه بسیار وقایع و حوادثی که به شکلی دیگر در ذهن ما ثبت میشود یا به مرور زمان در ذهن ما تغییر حالت میدهد بدون اینکه خود، متوجه این موضوع باشیم.
جمله معروفی هست که میگوید: تاریخ را فاتحان مینویسند، ولی باید اذعان کرد در کشور ما تاریخ را کسانی مینویسند که مجالی، حالی و حوصلهای برای قلم به دست گرفتن دارند.
در بسیاری از موضوعات مهم تاریخ چند قرن اخیر ایران، منابع دست اول بسیار اندکی نگارش یافته که بخشی از همان اندک نیز اثر قلم محققان غیرایرانی است. مشکل بزرگتر این است که همین اندک، اندکها را هم کسی نمیخواند. شمارگان پایین کتابها در سالهای اخیر این حکایت تلخ را
تأیید میکند.
امید رحمانی
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: