اینجا قرار است با زبان ساده فکر کنیم

جست‌وجوی خویش در دنیاهای نزیستــــه

وقتــــی دبیر ضمیمه بــــرای همکاری از من دعوت کرد و چنـــد دقیقــــه‌ای ایده‌هایمان را با هم گفتیم، این ایده بـــــه‌ذهنم آمد؛ همان آن و لحظات گفت‌وگو بود که شِمایی از این صفحه در ذهنم شکل گرفت؛ مطلبی با محوریت دین و فلسفه که در آن مهم‌ترین‌های ادبیات جهان و ایران را با مضامین دینی و فلسفی معرفی کنیم.
کد خبر: ۱۱۷۷۱۷۷

در دسته‌بندی‌های ادبی، بسیاری از کارشناسان فن، رمان فلسفی یا دینی را از اساس یک دسته به‌حساب نمی‌آورند. عده‌ای هم طرفدار عبارت ترکیبی «رمان دینی» یا «رمان فلسفی» هستند؛ اما قطعا من نمی‌خواهم به این بحث و جدل‌ها بپردازم و لذت خواندن را به بهای بحث‌های ناتمام اهالی ادبیات و اهالی فلسفه از خواننده بگیرم. با خودم فکر کردم ما که خودمان را اهل و اهالی کتاب می‌دانیم، فارغ از تمام این جدال‌ها یاد گرفته‌ایم بخوانیم؛ چه از داستان، چه از کتب مقدس و الهی، چه از فلسفه؛ و یاد گرفته‌ایم از هر کدام میوه‌ای برای زندگی‌مان بچینیم؛ پس ما را چه به گشودن دریچه‌ای به بیابان!

بنایم را بر این گذاشتم هرآنچه برای علاقه‌مندان این دو حوزه تالیف و ترجمه شده است، آرام‌آرام و قدم به قدم فهرست کرده و تلاش کنم روند و ترتیب منطقی و منظمی هم پیش بگیرم و یک به یک معرفی و مرورشان کنم. به چه هدفی؟

اول برای آنان که دلشان می‌خواهد با مهم‌ترین و بهترین‌های این دو حوزه آشنا شوند. دوم برای کسانی که دلشان می‌خواهد با مفاهیم فلسفی و مضامین دینی به زبانی سهل‌تر و شیرین‌تر آشنا شوند. سوم برای ساختن مجموعه‌ای برای کسانی که بعد از ما به دنبال چنین فهرست و مروری خواهند گشت و بعدها شاید فهرست ما را تکمیل کردند و ما به خودمان بالیدیم که از پله‌های اول این نردبان در کشورمان بودیم.

حالا و در این لحظه اگر با من همراه بودید و دغدغه مشترکی با این صفحه پیدا کردید، بیایید کمی از مبانی بحثمان و آدم‌هایی که شاید از اینجا به بعد اسمشان را زیاد بیاوریم، حرف بزنیم.

راست و درستش این است که ما همه از زبان قصه و داستان و شعر و نثر استفاده می‌کنیم؛ اصلا گویی آدمیزاد همین است که تا هست و می‌گوید در حال خلق ادبیات است. ادبیات و کلمات، واسطه ما با این جهان هستند. هرجا را بنگریم نشان ادبیات و داستان را خواهیم دید؛ ادبیات قالبی است که انسان ذهنیاتش را درونش می‌ریزد و می‌پزد و عرضه می‌کند. خب! چرا دین (در معنای عام کلمه) و فلسفه از این قالب استفاده نکنند؟

به قول سیمون دوبوار «رمان به ما امکان می‌دهد فوران بنیادی وجود را در حقیقت کامل و خاص و تاریخی خود در اذهان مجسم کنیم. در اینجا کار نویسنده آن نیست حقایقی را که قبلا در زمینه‌ای فلسفی مستقر شده در زمینه ادبیات استفاده کند، بلکه منظور آن است که جنبه‌ای از تجربه فلسفی را آشکار کند که به شیوه‌ای دیگر آشکار کردنی نیست؛ یعنی خصوصیت ذهنی، غیرکلی، دراماتیک و نیز خصوصیت ابهام و دوپهلویی آن را. زیرا واقعیت را به نحوی قابل لمس فقط به وسیله عقل نمی‌توان بیان کرد.» (دوبوار، سیمون؛ مصطفی، رحیمی؛ ادبیات و فلسفه؛ الفبا، 1353، جلد 4)

کسی منتظر اجازه کارشناسان فن نماند؛ از همان ابتدا همه به نحوی برای بیان ذهنیاتشان از قصه استفاده کرده‌اند. از افلاطون و مُثُل او بگیر تا کتاب مقدس و اناجیل، از قدیسان بگیر تا فلاسفه؛ هگل و کرکگور و کافکا و مارسل و ولتر و کامو و نیچه و... و در دوران معاصر هم که مکتب فلسفه وجودی یا همان اگزیستانسیالیست سردمدار بهره‌گیری از زبان داستان و ادبیات است. بسیاری از فلاسفه یا متالهان با زبان داستان و رمان ایده‌هایشان را پرداخته‌اند یا به ایده‌ها و جهان‌بینی‌های زمانه خود تاخته‌اند... ادبیات و داستان و رمان، خود زندگی است و زندگی جدای از فلسفه‌ورزی نیست.

حالا اینها را گفتم که بگویم قرار است برایتان از کتب مقدس و فیلسوفان اخیرالذکر حرف بزنم؟ نه؛ ما قرار است داستان بخوانیم و مرور کنیم. یعنی من می‌خوانم و برایتان خواهم گفت اگر فلان کتاب را بخواهید بخوانید اولا کلا چطور کتابی را خواهید خواند و ثانیا چه چیزهایی از دین و فلسفه دستگیرتان خواهد شد. شاید اگر بازخوردهای خوبی داشته باشیم سراغ چیزهای جدی‌تری هم برویم؛ مثل این‌که ردپای آثار فلسفی و الهیاتی را هم در هر کتاب پی بگیریم و در پایان هم یکی دو تا کتاب خوب برای آشنایی اولیه با مفاهیم فلسفی و مضامین دینی معرفی کنیم.

سیمون دوبوار بدرستی گفته است: «رمان فلسفی اگر بدرستی خوانده و نوشته شود چهره‌ای از وجود را کشف می‌کند که هیچ وسیله بیان دیگری قادر به ارائه آن نیست.»

خلاصه کلام این‌که منتظریم کنارتان کتاب بخوانیم و از کتاب‌ها حرف بزنیم و دنبال خودمان بگردیم در دنیاهایی که نزیسته‌ایم.

از شماره‌های آینده تلاش می‌کنم اهم رمان‌هایی را که با مضامین دینی و فلسفی در ادبیات کلاسیک جهان نوشته شده‌اند، معرفی و مرور کنم. مطلب بعدی با «برادران کارامازوف».

منتظریم از تمام دریچه‌های موجود حقیقی و مجازی، نظرات و پیشنهاداتتان را بشنویم.

زهرا زنگنه

روزنامه نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها