یادداشت:

این پنجشنبه‌های دوست‌داشتنی

چهارشنبه عصرها که می‌روم خانه حالم از همیشه بهتر است‌. ترسی از صبح زود بیدار شدن ندارم که بخواهم یازده شب به‌بعد حرص بخورم که‌ ای وای کم می‌خوابم‌. تا هروقت بخواهم بیدار می‌مانم، کتاب می‌خوانم و فیلم می‌بینم‌. توی شبکه‌های اجتماعی با زیرشلواری قدم می‌زنم، آویشن و عسل آخر شبی دم می‌کنم‌. چند تا انجیر خشک سق می‌زنم و وقتی که وزن پلک‌هایم هر کدام یک تن شد می‌خزم توی تختم‌.
کد خبر: ۱۱۷۶۷۶۷

از شما چه پنهان یک قاشق شربت سیتریزین هم که ضدحساسیت هست و خوابآور هم هست میخورم که خوابم را عمیقتر و سنگینتر کند.

صبحهای پنجشنبه با یک دوش داغ شروع میشود. بعد سه تخممرغ را نیمرو میکنم و با بچهها سر و کله میزنم (همسرم صبحهای پنجشنبه کلاس دارد) جنگ بازی میکنیم. منچ و مارپله. تفنگ بازی... بعد صبر میکنیم طرح تمام شود مینشینیم توی ماشین و میرویم پارکی حوالی خانه. بدمینتون و چای و بازی بچهها.

اینها را نوشتم که بگویم، حتما توی پوشههایتان یک پوشه برای زندگیتان برای خانه و خانواده باز کنید و از کنار هم بودن لذت ببرید.

پنجشنبهها را اصلا برای همین خلق کردهاند که آدم کنار کسانی که دوستشان دارد راه برود، بخندد، قدم بزند و دلش ضعف برود از اینهمه نعمتی که خدا به او هدیه داده است. من عاشق پنجشنبههایم.

حامد عسکری

شاعر و نویسنده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها