در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او را صدا کرد و گفت: «ای مرد، چرا اینقدر ناراحتی؟»
مرد گفت: «در راه باجناقم را دیدم، سلام کردم، جواب نداد. و من رنجیدم.»
سقراط گفت: «نزدیکتر بیا تا در همین راستا به تو حکمتی بیاموزم.»
مرد نزدیکتر آمد. سقراط گفت: «به من بگو چرا از این اتفاق رنجیدی؟»
مرد گفت: «وا. شما خودت به باجناق اُسکلت سلام کنی و او جواب ندهد، نمیرنجی؟»
سقراط گفت: «هرگز».
مرد گفت: «چرا؟»
سقراط گفت: «اولا همسر من تکدختر است و اگرچه خودش به اندازه کافی اخلاقش نامناسب است، اما شکر خدا باجناق ندارم. گذشته از آن، تو اگر فردی را میدیدی که بیمار است و از درد زمین را گاز میزند، میرنجیدی؟»
مرد گفت: «نه.»
سقراط گفت: «چه میکردی؟»
مرد گفت: «با اورژانس تماس میگرفتم، یا میرفتم کمک میآوردم.»
سقراط گفت: «آفرین. پس بدان شخص بداخلاق نیز بیمار است، منتها بیمار روحی.»
مرد گفت: «شما به روح اعتقاد داری؟»
سقراط گفت: «بلی.»
مرد گفت: «پس با اورژانس تماس بگیر، یا برو برای باجناقم کمک بیاور.» سپس افزود: «برو بابا دلت خوشه...» و رفت تا از آخرین تحولات قیمتها کسب اطلاع کند.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: