jamejamonline
سیاسی عمومی کد خبر: ۱۱۷۵۶۰۵   ۲۰ آبان ۱۳۹۷  |  ۱۳:۴۵

‌‌از کتاب داستان سیستان امیرخانی 16 سال می‌گذرد. کتاب پرفروش و جذابی درباره سفر رهبر انقلاب به استان سیستان وبلوچستان که پر از اطلاعات دست اول از آن سفر بود. داستان سیستان با یک مقدمه شروع می‌شد که شامل گفت‌وگو و مجادله نویسنده با دوستش بود که دوستش او را از این سفر حذر می‌داد با این جمله که «بهمن 57 ساواکی شدی.» و الان با این اوضاع و احوال و این‌که آخر کار حکومت است چرا خودت را چسباندی به حکومت و الخ...

شبیه کدام سال‌ها هستیم اواخر ۵۷ یا ۳۰ شمسی؟

این روزها هم گاهی از این حرف‌ها شنیده می‌شود. ماه‌های قبل بیشتر و امروز کمتر. اما واقعا ایران۹۷ شبیه کدام سال‌های تاریخی است؟ یکی از راه‌های پاسخ‌ به این سوال مقایسه وضعیت ژئوپلتیک است؛ یعنی وضعیت قدرت در گلوگاه‌های قدرت‌ساز.

جابه‌جایی قدرت در منطقه خاورمیانه بعد از حضور صد ساله انگلیس در آن در دهه 20 و30 شمسی رخ داد. اولین نشانه‌های این جابه‌جایی مربوط می‌شود به سال 1326 شمسی. آنجا که قوام با تشویق و حمایت جورج آلن سفیر آمریکا قرارداد نفت شمال روسیه را فسخ کرد و این فسخ اگرچه به سود انگلیس هم بود، اما این هشدار را داشت که در ایران یک قدرت جدید دیگر در حال ظهور است که می‌تواند روزی به نفت جنوب هم کار داشته باشد. این‌قدر این موضوع برای انگلیسی‌ها حساس بود که آنچنان شلوغش کردند که دست آخر قوام وادار به استعفا شد. اما دیگر خورشید برای انگلستان در حال غروب بود.

انگلستان هرچند از فاتحان جنگ دوم بود اما آن‌قدر از درون ضعیف شده بود که دیگر توان حفظ امپراتوری خود را نداشت. آن‌قدر این وضعیت وضوح داشت که چرچیل بارها گفته بود من نخست‌وزیر نشده‌ام که شاهد اضمحلال امپراتوری بریتانیا باشم و با پایان جنگ دیگر حفظ مستعمرات به شیوه قدیمی ممکن نبود. هند در همان سال 1326 از دستشان رفت. بعد از آن هم بعد از کودتای 28 مرداد 32 ایران با آن نفت و تنگه هرمزش از چنگ انگلستان خارج شد و در چنگ آمریکا افتاد. هر چقدر از این دوره می‌گذرد انگلستان سرزمین‌های بیشتری مانند بحرین، امارات و... را از دست می‌دهد و مناطق ژئوپلتیک بیشتری در اختیار آمریکا قرار می‌گیرد. با قرار گرفتن ارتش پهلوی در قالب کلاه آبی‌ها در بلندی‌های جولان امنیت اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی تامین شد. و این‌گونه است که آمریکا بنا به اسناد و گزارش‌های استراتژی امنیت ملی آمریکا سه هدف تامین نفت، تسلط بر حوزه نفتی خلیج‌فارس و امنیت اسرائیل را برای خود تامین می‌کرد.

و حالا این سال‌ها شبیه همان سال‌های خروج انگلستان از مناطق ژئوپلتیک و جایگزینی آمریکا در آن است. با این تفاوت که این بار این آمریکاست که دارد از این نقاط خارج می‌شود و این مردم منطقه هستند که به جای آن می‌نشینند. از روزی که انقلاب اسلامی، ایران را از چنگ آمریکا نجات داد و تنگه هرمز در دست سبزپوشان سپاه قرار گرفت تا امروز که دیگر نه‌تنها ناوهای آمریکایی در خلیج‌فارس نیستند، بلکه عراق با حشدالشعبی‌اش منهای آمریکا شده و معادلات سوریه بدون آمریکا حل می‌شود و از طرف دیگر موشک‌های ایرانی از همان جایی که قبلا کلاه آبی‌های پهلوی بودند بلندی‌های جولان اشغالی را موشکباران می‌کنند. آمریکا روزبه‌روز از اهداف سه‌گانه مطرح شده‌اش دور می‌شود و ایران در حوزه امنیت، سیاست و دفاعی روزبه‌روز پیش می‌رود. حربه اقتصاد و تحریم نفتی آخرین تلاش‌های آمریکاست تا دهه 1330 دوباره در منطقه تکرار نشود.

کمیل خجسته

تحلیلگر مسائل سیاسی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
برجام یک خسارت محض

برجام یک خسارت محض

انعقاد قرارداد برجام برای جمهوری اسلامی ایران یک خسارت محض بود. تنها حسنی که می‌توان برای این توافق قائل بود این است که یک جریانی در داخل کشور ایمان پیدا کرد که اعتماد بالا در عرصه دیپلماسی خارجی به چند کشور غربی بدون توجه به پشتوانه‌ های داخلی نتیجه نمی‌دهد و این اعتماد کاملا غیرمنطقی و بدون مبناست.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر