در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرباز گفت: «خیر، نمیاندازم.»
سروان پرسید: «چرا نمیاندازی؟»
سرباز گفت: «نه من سربازان سنگر مقابل را میشناسم، و نه آنان مرا. پس چرا باید به سوی آنان تیر بیندازم؟ چه جنگی میان من و آنها...»
در این لحظه تیری که از سنگر مقابل شلیک شده بود به پیشانی سرباز خورد و سرباز جابه جا مرد. سروان دستور داد جنازه سرباز را جمع کنند و گفت: «حیف شد، بیچاره داشت حکمت میگفت. یک سرباز و یک کلام بزرگان از دست دادیم.» سپس خاموش شد و توجه خود را به ادامه جنگ جلب کرد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: