در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قیصر، چرا محسن مخملباف نشد؟
برخی میگویند قیصر، هر چه جلو آمد از برخی آرمانهای خود پا پس کشید. آنها که به چنین ایدهای معتقدند اتفاقا مشابه همانها هستند که ادبیات را بهعنوان ایستا و منجمد در سنتهای خود میخواهند. این عده بازیابی باورها و فرزند زمانه خویشبودن را در قیصر نمیتوانستند تحلیل کنند و از این رو حکم به تغییر و تحولی نخواستنی در قیصر میدادند.
در اینباره عبدالجبار کاکایی، شاعر و منتقد ادبی که از دوستان قیصر امینپور نیز بود، به جامجم میگوید: قیصر خلاف نظر برخی، هیچگاه در باورهایش متزلزل نشد؛ قیصر 59 با قیصر 80 فرقی نداشت. او هیچگاه باورهای قبلیاش را نفی نکرد. خلاف برخی دیگر که گذشته خود را منکر شدند. از این روست که او مثلا با محسن مخملباف بسیار متفاوت است. مخملباف که آدم ایدئولوژیکتری بود امروز احتمالا گذشتهاش را نفی میکند اما قیصر که آزاداندیشتر بود، هیچگاه به آرمانهایش پشت نکرد.
کاکایی در توضیح این باورش میافزاید: او ذیل گفتمان ایدئولوژیک انقلاب اسلامی تربیت شده بود و در عین حال انسانی آزاداندیش بود و هر آنچه را صلاح میدید، انجام میداد. با آرمانهای انقلاب و جنگ همراه بود و سعی میکرد بیش از آنکه تحتتاثیر باشد، از موجودیت خودش تاثیر بگذارد. کاکایی همچنین به یکی از تلاشهای متفاوت قیصر در راستای جذب دیگران به گفتمان مورد علاقهاش اشاره میکند و میگوید: وقتی سال 1359 از جنگ نوشت، میخواست آن طیف از روشنفکری سنتی ما را به این مقوله متوجه کند که نباید در اینباره سکوت کنند.
قیصر چرا جنگ را حماسه نکرد؟
وقتی قیصر امینپور در اسفند 1359 و فقط چند روز پس از حمله عراق به خاک ایران، دست به قلم شد و نوشت «دیگر قلم، زبان دلم نیست» تا شعر «شعری برای جنگ»، آغازگر نحلهای از شعر فارسی با عنوان «شعر جنگ» باشد، آگاهانه میدانست پیشگام موجی میشود که بسرعت بین شاعران راه خواهد افتاد.
با این حال برخی میگویند او بین شاعران جنگ، چندان پررنگ نیست. این در حالی است که تجارب او در نوشتن شعرهایی برای دفاع مقدس چشمگیر است، اما چرا اینطور فکر میکنند؟!
پیش از این از حمیدرضا شکارسری که بر شعر جنگ متمرکز بوده است در این باره پرسیده بودیم. او درباره نگاه امینپور به موضوع هشت سال جنگ و دوران دفاع مقدس به ما گفته بود: به سعدی ایراد میگرفتند تو چرا حماسینویس نیستی. میگوید چرا نیستم؟ نخواستهام والا بلدم بنویسم. مینویسد و پی میبرد که این کاره نیست! شعر قیصر نیز اساسا شعری حماسی نیست. نگاه و بیان قیصر پرخاشجو، شورشی و حماسی نیست. البته فرازهایی در شعر معروف «شعری برای جنگ» اینگونه است که کمیاب است. شعر او، اگر بخواهیم درباره وجوه حماسی آن حرف بزنیم، جایگاهی ندارد، اما شعر جنگ که ابتدای امر، حماسی بود، بعدها کاملا رمانتیک شد. هر چه از التهاب و هیجانات جنگ کاسته میشد بخصوص پس از آزادسازی خرمشهر، از حماسی به رمانتیک تغییر میکرد. از اینجا به بعد، این شعر مبتنی بود بر نگاهی انسانگرایانه. تغییر عنوان شعر جنگ به شعر دفاع مقدس نیز بر همین اساس اتفاق افتاد. هرچند در نگاهی کلی این دو از یک جنس هستند، اما در ماهیت تفاوت عمدهای دارند. از جایی به بعد ما در شعر گفتیم که نمیجنگیم بلکه دفاع میکنیم. چنانچه میبینیم طیف شاعران دفاع مقدس به مقوله عاشورا نظر دارند، چون این مفهوم، مفهومی سوگمندانه بود. از این روست که شعر دفاع مقدس ما بیشتر نرم و عاشقانه است تا حماسی و پرخاشطلب. قیصر امینپور بیشک همراه سلمان هراتی از منظر شعر دفاع مقدسی رمانتیک، مهمترین شاعران ما هستند. از اینروست که شعر دفاع مقدس، بیقیصر جای خالی بزرگی را حس میکند. سلمان هراتی از آنجا که زود درگذشت تا پایان عمر به همین روال شعر نوشت و طبعا کمیت شعرهای اینگونه قیصر هر چه به پایان عمر میرسید، کمتر میشد.
از حرفهای شکارسری اینطور برمیآید که قیصر در شعر دفاع مقدسیاش، از آنجا که تن به شور اغراقشده نداده و حماسه را به تعویق انداخته، از منظر برخی، شاعری دربست در اختیار جنگ نبوده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: