راپورت‌های مـیــرزا ادریـــس‌

مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان...

الیوم در اندرونی عمارت همایونی جلوس کرده به میل کردن شیربرنج مشغول بودیم. خشایار دق‌الباب کرد، اذن دادیم مشرف شدند. از اوضاع ممالک محروسه استعلام کردیم، لب گزید، فرمودیم بنال
کد خبر: ۱۱۷۲۸۷۹

عارض شد: چه عرض کنم تصدقت گردم، زوار شاه شهید کربلا را اذیت میکنند .

فرمودیم: که؟

عارض شد: یک سری رجال حکومت .

فرمودیم: دقیق بنال ببینیم چه شده؟

عارض شد: هیچ بندگان خدا رفتهاند به مملکت غریب نقودشان را توی مرز یا شهر و دیار خودشان دادهاند و ثبتنام کردهاند که حاجیحاجی مکه برو توی نجف یا کاظمین یکی دو دکانک مختصر گذاشتهاند که بروی و نقود عراقی بگیری و به زخم سفر بزنی .

گفتیم: حال چه شده؟

عارض شد: رعیت نجیب و عاشق که برای زیارت رفته بوده حال بایست ساعتها در صف بانک بنشیند که آیا بشود آیا نشود .

خشایار را مرخص کرده با خودمان اندیشیدیم، طراح این طرح درخشان را گیر بیاوریم بدهیم سبیلش را دود بدهند.

به این بندگان خدا چه اشکالی داشت که همین ور سرحدات ممالک محروسه شندر غاز ارز را بدهند. کسی که بلیط و روادید و پاسش را گرفته او از اول محرمالحرام به جهت زیارت شاه شهید بال بال میزند.

این یک قرون ده شاهی را اصلا نادید میگیرد. الحق که ایکاش بعض از این رجال تصمیمگیر در اینگونه امور را میتوانستیم گیر بیاوریم نصیحتشان کنیم که اینگونه تسمه بر گرده رعیت نجیب و عاشق زیارت نبسته و نفرین ایشان را بر جان خود نخرند. خداوند همه ما را به راه راست هدایت بفرماید انشاءا...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها