در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از آن گفتوگو تا الان نزدیک به یک سال میگذرد و آن ویدیوی کوتاه بیش از چند میلیون بار دیده شده است. سلیمانی پس از آن مصاحبه صحبتهای دیگری نیز در رابطه با پیادهروی اربعین انجام داده که هر کدام شور و حال خاص خودش را داشته و هر بار از یک نگاه جدید در مورد پیادهروی اربعین و رویدادهایش صحبت کرده است. سراغ او رفتیم تا در مورد تجربیات اربعینیاش با او گپ بزنیم و از زوایای دیگر این سفر آشنا شویم. علی سلیمانی امسال هم برای زیارت اربعین راهی عراق میشود تا برای چهارمین بار متوالی این سفر را تجربه کند.
آقای سلیمانی فکر میکنم شما هر سال در این ایام برای پیادهروی اربعین خود را آماده میکنید. چند سال است تا این حد پیگیر این سفر میشوید؟
حدود چهار سال.
و اولین بار چطور چنین تصمیمی گرفتید؟
من و عدهای از هنرمندان یک سال آماده شدیم تا به پیادهروی اربعین برویم، سالی بود که اعلام شد همه میتوانند با کارت ملی بروند و نیازی هم به روادید و مقدمات اداری نداشت. ما آن زمان همراه عدهای از هنرمندان و کارگردانان تئاتر تصمیم گرفتیم در این راهپیمایی شرکت کنیم چون فکر میکردیم حالا که شرایط راحت است از آن استفاده کنیم.
و بعد این اتفاق هر سال تکرار شد و دیگر شرایط برایتان مهم نبود؟
فکر میکنم وقتی برای اولین بار به کربلا میروید خود این مسیر دلیلی میشود که شما مطمئن شوید هر سال باید این راه را بروید و به حرکت خود ادامه دهید.
هرچند این اتفاق برای هرکسی امری درونی و شخصی است، اما چه اتفاقی است که شما را هر سال به آن سمت میکشاند؟
نمی توان توضیح داد و بیانش کرد. حتی فکر میکنم در کلمه هم نمیگنجد چطور هرسال این مسیر را انتخاب میکنیم، اما انگار در این مسیر مغناطیسی وجود دارد که شما را به همان طرف میکشاند. از خود من هم دلیل این کار را بپرسند من میگویم با حرف و زبان نمیتوان توضیحش داد؛ مثل تجربه روزه گرفتن است که باید یک بار روزه بگیرید تا آن را درک کنید.
ما خاطرهای از شما شنیدیم که در یک سایت جهانی که اعضای آن برای پیادهرویهای طولانی با یکدیگر قرار میگذارند پیادهروی اربعین را پیشنهاد دادهاید.
بله. البته یک شیطنت بود و من فقط آدرسی نوشتم و پیشنهاد دادم به طور مثال همه در فلان تاریخ برای حضور در خیابان نجف آماده شوند. این سایت اعضایی دارد که هر یک به کشورهای مختلفی تعلق دارند و من خاطرم هست حدود 16 نفر از این افراد آمده بودند که خودم هم باورم نمیشد و وقتی هم با این پیادهروی عظیم مواجه شدند تعجب کرده بودند و دائم سوال میکردند.
بیشتر چه سوالاتی برایشان ایجاد شده بود؟
بیشتر دوست داشتند درباره این اتفاق بدانند و درباره امام حسین(ع). البته اهل تحقیق هم بودند و همانجا کتاب تهیه کرده و مطالعه میکردند.
برای کسی که این اتفاق را تجربه نکرده است مهمترین وجه این رویداد چه میتواند باشد؟
به نظرم امام حسین(ع) یک سنگ محک است که شما میتوانید خود را با ایشان تنظیم کنید و به طور مثال بفهمید چقدر از حقیقت دور هستید یا چقدر با آن نزدیکی دارید. هرکس بخواهد خودش را با این حقیقت محک بزند میتواند حداقل یک بار در این پیادهروی شرکت کند.
چرا این علاقه فقط به همین پیادهروی و مناسبتها محدود میشود؟
چون ما اهل فراموشی هستیم. ما خدا را که از امام حسین(ع) بزرگتر است در طول سال فراموش میکنیم، اما این دوره پیادهروی اربعین میتواند مثل یک تمرین و ممارست عمل کند. میتواند مشابه یک آزمایش باشد که هرکسی بفهمد چقدر خون حسینیاش کم شده و خود را با این سنگ محک تنظیم کند.
معمولا ورود به این فضاهای مذهبی و حرف زدن درباره آنها برای هنرمندان سختتر است و شاید به دلیل قضاوتها کمتر از دغدغههای خود در اینباره حرف بزنند، فکر میکنید چرا اینچنین است؟
هنرمندان دوست دارند این اعتقادات و علایق برای خودشان بماند، تبلیغ نکنند و این فضای شخصی برای خودشان حفظ شود، من دوستان زیادی دارم که چنین تفکری دارند و نمیخواهند این فضا را خیلی علنی کنند. خود من هم اگر در فضایی قرار گرفتم که آن خاطره ویدئویی را بیان کردم و در فضای مجازی منتشر شد شاید به گونهای مجبور شدم و در عمل انجام شده قرار گرفتم بنابراین نخواستم انکارش کنم وگرنه خودم هم دوست دارم این عقاید برایم شخصی بماند و دوستان دیگری هم دارم که واقعا اعتقاد دارند و در این سفرها با من همراه میشوند، اما نمیخواهند صحبت کنند یا میترسند که وارد سوءتفاهمها و قضاوتها شوند. البته امام حسین(ع) را نمیتوان انکار کرد و اگر قرار باشد بین این سوءتفاهمها و قضاوتها و امام حسین(ع) یکی را انتخاب کنید قطعا امام حسین را انتخاب میکنید. انکار این ماجرا مثل این است که یک مساله بدیهی را زیر سوال ببرید و مثلا بگویید بمب هیروشیما وجود نداشته است؛ پس وقتی ماجرایی هم وجود داشته است باید از آن حرف زد و دفاع کرد.
چقدر در دفاع از این مساله وارد اطلاع رسانی و آگاهی دهی میشوید؟
من اهل مطالعه هستم و فکر میکنم در این زمینه با مطالعه و کتاب خیلی بهتر میتوان پیش رفت تا اینکه براساس احساس خود تصمیم گیری کنید.
شما به عنوان بازیگر و کارگردان فعالیت دارید، فکر میکنید تلویزیون چقدر در این زمینه میتواند با ایدههای نو وارد برنامهسازی شود؟
تلویزیون مخاطب 70 میلیونی دارد و خیلی میتواند تاثیرگذار باشد، اما باید با مطالعه و تفکر به این مباحث ورود کند تا برای مخاطب جذاب باشد یا میتواند برنامههای چالشی بسازد تا از کلیشهها دوری کند.
برنامهای وجود داشته است که روی خود شما تاثیرگذار باشد؟
بله. برنامههای بسیاری بوده است که من از آنها استفاده کردهام. اتفاقا برنامههای گفتوگومحور در این زمینه را گوش میدهم و دنبال میکنم و اگرچه نمیتوانم از آنها نام ببرم، اما برخی از این گفتوگوها بسیار برایم آموزنده بوده است.
خودتان هم تا به حال علاقهای برای ساخت چنین برنامههایی داشتهاید؟
تا به حال چنین پیشنهادی به من نشده است، اما اگر چنین پیشنهادی به من شود با کمال میل دوست دارم کارگردانی چنین برنامههایی را بهعهده بگیرم. البته من سال گذشته یک فیلم سینمایی را به نام «اشنوگل» کارگردانی کردم و خیلی علاقه دارم فیلم بعدی خود را هم در همین حوزه بسازم و سراغ چنین موضوعی بروم.
یوسف هاشمی
خبرنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: