گفت‌وگو با کیا داوود اسفندیاری؛ مجری برنامه حرف حساب

مشکل اقتصادی جامعه ریشه فرهنگی دارد

ضرب‌المثل‌های هر کشوری، فرهنگ عامه و تفکر غالب مردم یک کشور را نشان می‌دهد. اگر ضرب‌المثل‌های قدیمی بعد از گذشت چندین دهه هنوز هم در یک جامعه کاربرد دارد، یعنی مردم هنوز مثل گذشته فکر می‌کنند و در اندیشه آنها تغییری ایجاد نشده است. وقتی تفکر تغییر نکند، سبک زندگی هم تغییر نمی‌کند. وقتی هنوز هم ضرب‌المثل‌هایی مانند «اگر دیگی برای من نمی‌جوشد در آن کله سگ بجوشد» و «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» ورد زبان مردم است دیگر نباید توقع داشت سود جمعی بر سود فردی غالب شود و مردم در شرایط سخت به فکر همنوعان و هموطنان خود باشند.
کد خبر: ۱۱۶۸۵۷۶

اینها بخشی از صحبتهای کیاداوود اسفندیاری است، مجریای که سالهای زیادی سکان برنامه پایش را به دست داشت و الان همه تمرکز خود را بر اجرای برنامه حرف حساب گذاشته است. اسفندیاری سالهاست برنامههای اقتصادی را اجرا میکند، آدم رسانه است و هوش زیادی در برنامهریزیهای اقتصادی دارد. به او تلفن میکنم تا نظرش را درباره رفتار اجتماعی مردم در شرایط سخت اقتصادی بپرسم، اینکه چرا مردم نمیتوانند آرامش خود را حفظ کنند و هراسان از بازاری به بازار دیگر میروند و ریسک کرده و هم سرمایه خود را به خطر میاندازند و هم بازار طلا، دلار، ارزاق عمومی و... را متلاطم میکنند. اسفندیاری به این موضوع از چند زاویه نگاه میکند؛ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اما تاکید میکند برخلاف تصور غالب جامعه که مسائل سیاسی و اقتصادی را ریشه این بحرانها میداند، پشتوانههای فرهنگی و اجتماعی هستند که بازار به هم میریزد.

اسفندیاری معتقد است: «پایگاه اعتماد مردم به یکدیگر و مسؤولان خراب شده، به همین دلیل هر کسی تلاش میکند گلیم خود را از آب بیرون بکشد و خود را نجات دهد. بیاعتمادی و فردگرایی ریشه در رفتارهای کهن ایرانیها دارد و این را میتوان از ضربالمثلهای ایرانی فهمید. شاید در مقطعی و بنا به شرایط تغییر کنند، اما دوباره به سر خانه اول خود برمیگردند. مثلا در اواخر دهه 70 و 80 که رشد اقتصادی خوب بود و همه چیز تقریبا ثبات داشت مردم هم در آرامش نسبی زندگی میکردند، اما بعد که شرایط بههمریخت، مردم به این نتیجه رسیدند که نباید به شرایط مقطعی اعتماد کرد چون ماندگار نیست! و باید فکری به حال سرمایه و داشتههای خود کرد و گرنه ضرر خواهی کرد و سرمایهات به باد خواهد رفت. از طرفی در چندین سال گذشته مردم از بحرانی به بحران دیگر رفتهاند و همین باعث شده بیاعتمادی آنها به مسؤولان و هموطنان خود کمتر شود. مسؤولان قولهایی به مردم میدهند اما سر قولهایشان نمیمانند. مثلا میگویند دلار گران نمیشود، اما آنقدر گران میشود که مردم را شگفتزده میکند. در این شرایط چگونه میتوان توقع داشت مردم باز هم اعتماد کنند! از طرفی مدیران، مردم را به سادهزیستی و صبر دعوت میکنند، اما کاشف به عمل میآید که خودشان هیچکدام اینها را رعایت نمیکنند و کلا سبک زندگی خود و خانواده و اطرافیانشان با عموم مردم فرق دارد. در این شرایط چگونه توقع دارید مردم آرامش خود را حفظ کنند و از گرانیها نترسند و صبر کنند تا شرایط آرام شود؟»

به اسفندیاری میگویم، اما مردم در زمان جنگ که کمبودها و فشارها خیلی بیشتر از الان بود، خیلی مدارا و صبرشان زیاد بود، شاید به همین دلیل رفتارهای این روزها قابل درک و پذیرش نیست. در پاسخ میگوید: «شاید درست نباشد آن دوره را با این دوره مقایسه کنیم. مردم هشت سال مقاومت کردند که روزهای بهتری را تجربه کنند، اما نکردند! از آن طرف فساد آنقدر عمیق و گسترده شده که مردم را گیج کرده. در زمان جنگ فساد نبود بخصوص در بین مسؤولان. الان مردم چند نفر را انتخاب میکنند برای شورای شهر که آنها نمایندهشان باشند و وضعیت آنها را بهتر کنند، اما منتخبین همین که به شواری شهر میروند، فساد و زیادهخواهی و مال مردم خوری را شروع میکنند و تنها چیزی که برایشان مهم نیست، نیاز مردم است.به نظرم برای برون رفت از این شرایط به چند نکته باید توجه کرد؛اول این که مبارزه با فساد شدت بگیرد و دوم این که هر چه زودتر مسؤولان بیسواد که کارایی ندارند، حذف شوند. ماندن آنها در پستهایشان، تنش و بحران را بیشتر میکند. الان کشور به مدیران با تدبیر و کاربلد و سالم نیاز دارد که بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند.»

شرایط سخت است، اما شبیه این شرایط را مردم ترکیه هم تجربه کردند اما واکنش آنها دقیقا عکس مردم ما بود. مثلا به جای هجوم به بازار ارز و سکه، دربرابر دلار مقاومت کردند تا ارزش پول کشورشان را حفظ کنند. اسفندیاری در جواب این حرفم میگوید: «سرمایههای اجتماعی مردم ترکیه از ما خیلی بیشتر است. آنها به نهادهای دولتی اعتماد دارند. از طرفی به یکدیگر هم اطمینان دارند و میدانند در شرایط سخت به داد هم خواهند رسید. پشتوانههای اجتماعی ما سالهاست از بین رفته و البته در این مورد خود مردم مقصرند چون تلاش نکردهاند آگاهی و سواد خود را افزایش داده و نگرش و تفکر خود را ارتقا داده و به روز کنند. مردم به مدرسه و دانشگاه میروند و درس میخوانند و اطلاعات خود را افزایش میدهند، اما وقت عمل سنتی رفتار میکنند. مثلا میدانند باید برای شورای شهر، افرادی را انتخاب کنند که مدافع حقوق آنها باشند، اما به جای اینکه فردی با برنامههای درازمدت و سنجیده انتخاب کنند به آدمی رای میدهند که مثلا میگوید اگر من به شورای شهر راه پیدا کنم، از شما عوارض نمیگیرم! وقتی انتخابها اشتباه باشد، افراد ناشایست مسؤولیتهایی را به عهده میگیرند که اصلا درکی از آن ندارند. تا زمانی که مردم آنقدر آگاه نشوند که انتخابهای درست و هوشمندانه انجام دهند در بر همین پاشنه خواهد چرخید. تاکید میکنم همه چیز بستگی به خود ما و انتخابهایمان دارد. اگر درست انتخاب کنیم اگر پیشرفتهای اصولی و درست گزینه ما باشد هیچ چیزی نمیتواند به ما آسیب بزند. باید از پیله اندیشههای کهنه و فردگرایی بیرون بیاییم و به پیشرفت جمع فکر کنیم تا کشور بهتری داشته باشیم. ژاپنیها که پیشرفت کردهاند و در سختیهایی مانند زلزلههای بزرگ کنار هم هستند، به این فکر نمیکنند که چراغ را به خانه ببرند. آنها به این میاندیشند که چراغ را به مسجد ببرند تا همه مردم از آن استفاده کنند!

در کشور خود ما یک استان بیآب و خشک، از نظر اقتصادی و معیشتی در ردیف بهترینهاست، اما یک استان که هم آب دارد و هم منابع طبیعی جزو محرومترین استانهاست؛ چرا؟ چون تفکر مردم این دو استان کاملا با هم فرق دارد. شرایط سخت است و مردم سرگردانند و نمیدانند در این شرایط چگونه از سرمایه خود محافظت کنند، برای همین هر روز روانه یک بازار میشوند و خطر میکنند و گاهی هم سرمایه خود را از دست میدهند.

تنها راه برون رفت از این مخمصه بالا بردن سرمایه اجتماعی و بازسازی اعتماد مردم است. مردم درست و آگاهانه انتخاب کنند و مسؤولان هم درست و صادقانه مدیریت کنند و به جای قرار گرفتن رو در روی مردم، کنار آنها بایستند و زندگی خود را به زندگی مردم نزدیک کنند. از بالا با آنها صحبت نکنند؛ مگر دوره پادشاهی است که با تحکم و تحقیر با مردم حرف میزنند و آنها را امر و نهی میکنند.»

طاهره آشیانی

روزنامهنگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها