او با گذشت بیش از یکسال از این جنایت هولناک، برای آخرین جلسه بازپرسی در شعبه سوم دادسرای جنایی تهران حاضر شد. متهم به قتل به بازپرس جنایی گفت: هر دو جنایت را قبول دارم. تحمل زندان را ندارم و پولی هم ندارم که اگر اولیای دم از من بخواهند، بپردازم. خسته شده و دیگر تحمل زندان را ندارم. من و همسرم صاحب بچه نمیشدیم، به همین خاطر بعد از اینکه خواهرزنم فوت کرد پسر خردسال او را نزد خودمان آوردیم و بزرگ کردیم. چند سال پیش او معتاد شد و در همین گیر و دار با دختر جوانی آشنا شد و با توجه به مخالفت ما ازدواج کرد. آنها بعد از ازدواج، من و همسرم را اذیت میکردند و حتی پسرخواندهام حاضر به ترک اعتیادش نبود. از این وضع خسته شده بودم و سرانجام با سلاح شکاری یک شب آن دو را در خانه کشتم و جسدهایشان را تکه تکه کردم. در ادامه سرهایشان را نیز حوالی خانهام بردم و سوزاندم و رها کردم.
متهم با تجدید قرارقانونی به زندان بازگشت. این در حالی بود که والدین زن کشته برای متهم درخواست قصاص و اولیای دم مرد جوان درخواست دریافت دیه کرده بودند. پرونده متهم به اتهام دو فقره قتل و جنایت بر میت برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم