روی صورتم داره خاطره چکه می کنه

شباهت 2 نفر با یکدیگر تاکنون دستمایه خلق آثار دراماتیک زیادی در زمینه رمان ، نمایش ، سینما و سریال های تلویزیونی شده است. در این راه آثار پلیسی و جاسوسی بیشترین استفاده را از این موقعیت برده اند.
کد خبر: ۱۱۶۶۱۶

سریال «روز رفتن» که مدتی است از شبکه تهران پخش می شود را نمی توان یک اثر محض پلیسی یا جاسوسی دانست. «روز رفتن» در ظاهر یک سریال اجتماعی ، دینی است که پلیس هم در آن حضور دارد. این حضور به جذابیت سریال افزوده است ، چون باعث گره افکنی و کشمکش هایی شده که بیننده را به پیگیری سریال ترغیب می کند. سریال «روز رفتن» اثر موفقی است ، این موفقیت را پیش از هر چیز باید در «سناریوی» آن پیدا کرد. آمیختن مسائل دینی با پلیسی در کشور ما کاری دشوار است به این دلیل که «دین» مظهر خوبی و هدایت است اما معمولا هر جا نامی از پلیس به میان می آید ، ردپایی از شرارت نیز دیده می شود. بنابراین طبق اصل قدیمی درام از برخورد «خیر» و «شر» می توان شاهد پرکشش ترین اتفاقات بود. جالب اینجاست که در روز رفتن قطب خیر ، رحیم است که روحانی است و در قطب شر «کریم» قرار دارد که برادر دوقلوی رحیم است اما این دو نفر نمی دانند که با یکدیگر برادر هستند و هیچ گاه یکدیگر را ندیده اند. بیننده از همان قسمت اول سریال با «رحیم» آشنا می شود ، او معتمد محل است ، روحانی جوانی که در شرف ازدواج است و همه مردم محله او را دوست دارند. اما «کریم» هرگز دیده نمی شود ، کریم با حضور پلیس معنا پیدا می کند و بیننده متوجه می شود که او فردی شرور بوده که بعد از مدتی با پلیس دوست می شود و تبدیل به جاسوس یا «خبرچین» پلیس می شود. کریم خیلی زود کشته می شود. کریم اصلا دیده نمی شود اما بودن او را در گفته دوستان و اطرافیان او می توان دید. پلیس بر حسب اتفاق «رحیم» را پیدا می کند و شباهت رحیم و کریم پلیس را بر آن می دارد که رحیم را به جای کریم به میدان بفرستد تا ردپای خلافکاران و قاتلان را پیدا کند. بنابراین فیلمنامه «روز رفتن» از تمام جذابیت های یک اثر دراماتیک در قالب تلویزیون برخوردار است . البته در این میان باید به این نکته نیز اشاره کرد که زمانی نزدیک شدن به حریم روحانیت برای نویسندگان و کارگردان ها کاری نشدنی بود اما اکنون جامعه به رشد لازم رسیده است . آنقدر که «یک روحانی» می تواند محور اصلی قصه قرار گیرد آن هم نه یک روحانی که فقط ارشاد می کند بلکه روحانی که در یک اقدام جسورانه لباس یک فرد خلافکار را می پوشد و وارد زندگی می شود که اصلا با آن آشنایی ندارد. یعنی از قطب خیر به قطب شر نقل مکان می کند و در این راه حتما موقعیت های دیدنی شکل می گیرد. چنین به نظر می رسد که سازندگان «روز رفتن» تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا اثری شسته ، رفته و قابل قبول به بینندگان ارائه دهند. این توجه به ساختار از تیتراژ ابتدایی سریال به چشم می آید، تصاویری که در یک پرسپکتیو از داخل یک خانه سنتی دور شده به یک خیابان مشجر می رسد ، در این حرکت می توان اتفاقات نمادین سریال را دید ، تیتراژ پایانی دوباره بیننده در همین مسیر پرسپکتیو به خانه و شخصیت نزدیک می شود. در تیتراژ پایانی صدای علیرضا افتخاری را می شنویم که به هر حال خود غنیمتی است . حضور بازیگران پرکار و معروف تلویزیون مثل حسن پورشیرازی ، دانیال حکیمی ، مریم بوبانی ، فقیه سلطانی و محسن قاضی مرادی در نقشهای اصلی و بودن بازیگرانی چون بیوک میرزایی ، رضا فیض نوروزی و حسن شکوهی دیگر عاملی است که می تواند انگیزه تماشا و پیگیری این سریال را بیشتر کند. «روز رفتن» می توانست اثری موفق تر و قابل تاملی تری باشد اگر سازندگان آن حتما خود را مقید نمی کردند که داستان سریال در 30 قسمت روایت شود. این طولانی شدن بسیاری از نقاط قوت کار را کم رنگ کرده است . بیننده در هر قسمت منتظر اتفاقات جدیدی است ، آن هم در سریالی که پلیس و اکشن در آن دیده می شود اما ریتم روز رفتن کند است . اتفاقات خیلی دیر رخ می دهند به گونه ای که اگر بیننده چند قسمت از سریال را هم نبیند در پیگیری قصه دچار مشکل نمی شود. با همه اینها اما «روز رفتن» به دلیل نوآوری هایی که در قصه دارد کار قابل تاملی است.

طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها