جوانان برای ورود به هیات ریحانه الحسین نیم‌ساعت در صف می‌ایستند

شور جوانی در باغ فیض حسین(ع)

مشکی، رنگ غالب پارچه‌نوشته‌هاست، سرخ، رنگ، چراغ‌های رشته‌ای و پرچم‌هایی است که به میله‌های دو طرف خیابان آویخته شده‌اند و سبز هم رنگ زمینه تابلوی هیات را تشکیل می‌دهد. تابلویی که روی آن نوشته شده: «مجتمع فرهنگی مذهبی ریحانه‌الحسین (ع)».
کد خبر: ۱۱۶۵۳۰۰

جمعیت بسیاری اطراف هیات به چشم می‌خورد. برخی وسط خیابان روی موکت‌هایی که روبه‌روی نمایشگرهای بزرگ پهن شده، نشسته‌اند و بعضی هم روی جدول حاشیه خیابان و چمن‌های وسط میدان شهدای باغ فیض. عده‌ای نیز داخل بوستانی در خیابان عدل جنوبی جمع شده‌اند. همه این افراد آمده‌اند تا در مراسم عزاداری هیات ریحانه شرکت کنند، اما چون داخل هیات جا گیرشان نیامده، به وسیله همان نمایشگرها و بلندگوهایی که کنار خیابان قرار گرفته، مراسم را به صورت زنده دنبال می‌کنند.

به خاطر جمعیت عزاداران بخشی از خیابان 22 بهمن بسته شده‌ و به خاطر همین، راه تقریبا بند آمده و تردد وسایل نقلیه بسختی انجام می‌شود. کنترل این راهبندان، بر عهده تعداد زیادی از نیروهای پلیس است. البته بعضی از خادمان هیات که کاورهای سبز رنگ مخصوصی به تن دارند نیز به نیروهای پلیس کمک می‌کنند.

کنار بوستان خیابان عدل جنوبی، از طرف هیات یک ایستگاه صلواتی برپا شده و افراد بسیاری پای آن ایستگاه ایستاده‌اند و چای می‌نوشند.

آقایان از دری که کنار ایستگاه چای قرار گرفته وارد هیات می‌شوند. چند ساعتی است که این در قفل شده و کسی نمی‌تواند داخل هیات برود. پشت آن افراد، بسیاری که بیشترشان را جوانان‌ تشکیل می‌دهند، جمع شده‌اند. آنها منتظرند بلافاصله بعداز پایان روضه، در باز شود و بتوانند برای چند دقیقه‌ای هم که شده راهی به داخل پیدا کنند و با نوای مجید بنی‌فاطمه، مداح مشهور هیات «ریحانه‌الحسین(ع)»، سینه بزنند.

خانم‌ها نیز از دری که پشت ایستگاه صلواتی قرار گرفته وارد هیات می‌شوند، البته اکنون داخل هیات در قسمت خانم‌ها هم جا نیست و آنها ناچارند روی موکت‌های وسط خیابان یا روی نیمکت‌های بوستان مجاور بنشینند.

جوانان، میدان دار هیات عزا

به میان ازدحام جمعیت پشت در ورودی آقایان می‌رویم. پسر جوانی خود را به در آهنی چسبانده و می‌خواهد اولین نفری باشد که به محض باز شدن در، به داخل هیات می‌رود. اگر از او درباه علت اشتیاق فراوانش برای حضور در این هیات بپرسید می‌گوید حدود نیم ساعت است که در صف ایستاده چون علاقه خاصی به سبک خواندن مجید بنی‌فاطمه دارد و چون همیشه کلیپ‌های او را در فضای مجازی دیده، امروز می‌خواهد هرچه زودتر برای اولین بار سید مجید را از نزدیک ببیند.

مرد جوان دیگری هم دیر رسیده و نتوانسته داخل هیات راه پیدا کند. نامش صابر است و بچه شرق تهران. می‌گوید یکی دو ساعتی در مسیر بوده تا به اینجا برسد و الان حدود 20 دقیقه‌ای است که منتظر ورود به هیات است. او درباره این‌که چرا این هیات را انتخاب کرده‌ می‌گوید مهم‌ترین دلیل این اتفاق، محبوبیت زیاد بنی‌فاطمه است. او می‌گوید سید مجید جذاب‌تر از مداحان دیگر نوحه می‌خواند و همیشه در محتوای اشعارش تنوع ایجاد می‌کند و به همین خاطر، خیلی‌ها جذبش شده‌اند.

به گفته صابر، روضه‌خوانی دلچسب این مداح نیز دلیل دیگری است برای شلوغ شدن بیشتر جلساتش. او معتقد است بنی‌فاطمه طوری روضه می‌خواند که همه قشرها اعم از پیر و جوان و زن و مرد آن را می‌پسندند و همین موضوع باعث شده همگی با اشتیاق پای روضه‌های این مداح بنشینند.

سعید هم مثل صابر دیر رسیده و نتوانسته وارد هیات شود. او را کنار ایستگاه صلواتی می‌بینیم. این جوان نیز معتقد است دلیل اصلی شلوغ شدن هیات ریحانه، مداح مشهور آن است و می‌گوید اولویت اول خودش برای انتخاب این هیات نیز همین مساله بوده. از نظر سعید، سید مجید هم خوب نوحه می‌خواند و هم وارد حاشیه‌های سیاسی نمی شود و به همین علت، طرفداران زیادی دارد.

او همچنین تاکید می‌کند چون بنی‌فاطمه نه زیاد سنتی می‌خواند و نه موسیقی را با نوحه‌خوانی مخلوط می‌کند، بسیاری از مردم و بخصوص جوانان جذبش شده‌اند. سعید در این زمینه توضیح می‌دهد: این روزها اگر یک مداح سنتی بخواند، نمی‌تواند جوان‌ها را جذب کند، چون جوان‌ها به دنبال نوحه‌هایی هستند که شور داشته باشد. البته اگر یک مداح بیش از حد شور بدهد و مداحی را با آهنگ خواندن اشتباه بگیرد، بازهم مورد پسند خیلی از جوان‌ها نیست. چون در آن صورت احساس می‌کنند جلسه هیات مثل کنسرت شده که این با باورهای مذهبی جور درنمی‌آید.

تحمل گرمای هوا، با نوحه‌های گرم بنی‌فاطمه

شروع مراسم عزاداری هیات «ریحانة‌الحسین (ع، با خواندن زیارت عاشوراست، بعد از زیارت عاشورا آیاتی از قرآن تلاوت می‌شود. بعد از آن هم دقایقی شیخ مصطفی کرمی سخنرانی می‌کند. بعد از پایان سخنرانی، مجید بنی‌فاطمه روی سکو می‌آید. سربند سبزش را می‌بندد و گرم خواندن می‌شود. ابتدا با خواندن روضه‌ای جگرسوز، چشم حاضران را پر اشک می‌کند.

بعد از خواندن روضه، نوبت نوحه و سینه‌زنی است. با شروع این قسمت از مراسم، چون بیشتر جمعیت داخل هیات روی پا می‌ایستند، اندکی جا باز می‌شود و به خاطر همین، خادمان هیات در ورودی آقایان را باز می‌کنند تا بخشی از جمعیت پشت در، بتوانند به داخل هیات راه پیدا کنند.

همراه جمعیتی می‌شوم که به‌سختی خود را به درون هیات می‌رسانند. جالب‌ترین چیزی که اینجا به چشم می‌آید، چهار دوربین ثابت و دو دوربین متحرک است که برای فیلمبرداری از مراسم از آنها استفاده می‌شود. در کنار این دوربین‌ها، سکوی مخصوص مداح و تعداد زیادی پروژکتور که آن را روشن کرده‌اند نیز جلب توجه می‌کند. بیرون از هیات هم یکی با هلی‌شات مشغول فیلمبرداری از جمعیت حاضر است. همه این ابزارها برای ضبط برنامه با بالاترین کیفیت ممکن به کار می‌رود. برنامه‌ای که فیلم آن را شب بعد در غرفه‌ای بیرون هیات می‌فروشند و گاهی هم از تلویزیون پخش می‌شود.

فضای داخل هیات با پارچه‌نوشته‌ها و تابلوهای مزین به نام امام حسین (ع) و یاران و فرزندانش تزیین شده است. سقف هیات را با صدها لامپ پرمصرف قرمز پوشانده‌اند. وجود این لامپ‌ها و حضور جمعیت بسیار زیاد در هیات، باعث می‌شود گرمای هوا را حتی با وجود روشن بودن چهار کولرگازی قوی، بسختی بتوان تحمل کرد.

در انتهای مراسم، مجید بنی‌فاطمه هم به این گرما اشاره می‌کند و از جمیعت می‌خواهد در حد توان برای نصب سیستم تهویه هوا به هیات کمک کنند. قبل از این که جمله‌اش تمام شود، بسرعت دو نفر از افراد حاضر در کنار سن که افراد ثروتمندی به نظر می‌رسند، اعلام می‌کنند که حاضرند برای این کار دست به جیب شوند و خرج سیستم تهویه را بپردازند. خیال سید مجید که از این مساله راحت می‌شود، دعای آخر را می‌خواند و مراسم به پایان می‌رسد.

با پایان مراسم، جمعیت هیات را ترک می‌کنند. خیابان هنوز شلوغ است. خودروها و موتورسیکلت‌ها یکی پس از دیگری روشن می‌شود و ترافیک را به اوج می‌رسانند.

نزدیک نیمه‌شب است، اما محله باغ فیض هیچ نشانی از این زمان ندارد. با این همه، انگار بیشتر مردم از حضور در این مراسم راضی بوده‌اند. چراکه از لابه‌لای صحبت‌هایشان این‌طور شنیده می‌شود که برای آمدن به این هیات در شب‌های آینده برنامه‌ریزی می‌کنند. البته طوری که بتوانند زود برسند و جایی داخل هیات برای خود دست و پا کنند.

افتخاری بالاتر از ریختن چای روضههای حسین (ع) نیست

یک سال است که در هیات ریحانه خدمت میکند. پارسال کنار در میایستاد و امسال در ایستگاه صلواتی، چای میریزد. تعریف میکند قبل از این که خادم این هیات شود، علاقهای به مناسک دینی و مذهبی نداشته، اما هیات ریحانه از او یک بچه هیاتی پر و پا قرص ساخته است.

میگوید تا کسی به مهمانان امام حسین (ع) خدمت نکند، حس و حال این کار را درک نمیکند. اما اطمینان میدهد که حال نوکری امام حسین (ع) بهتر از همه تفریحات مادی دنیاست. سندش برای این حرف، سینهزنان بسیاری هستند که به گفته او، شوق آن را دارند که گوشهای از هیات
کار کنند.

17 ساله است و نوجوان. قلبش پاک است و روحش زلالِ زلال. از من می‌خواهد که اسمش را ننویسم، اما بنویسم که مکتب حسین (ع) در این یک سال فکرش را خیلی عوض کرده. می‌گوید پیش از این که بچه هیاتی شود، نماز نمی‌خوانده، اما امروز کم پیش می‌آید که نمازش قضا شود. احترام به والدین را هم از این مکتب آموخته، چراکه به گفته خودش، بعد از هیاتی شدن دیگر هیچ وقت صدایش را در مقابل پدر و مادرش بالا نبرده.

تعریف می‌کند حتی قبل از این که جذب هیات شود هم شب‌های تاسوعا خود به خود اشکش می‌آمده و تا صبح گریه می‌کرده است. می‌گوید آدمی نیست که اهل گریه باشد، اما همیشه با گوش دادن روضه، خواه ناخواه اشکش سرازیر می‌شده است. همین‌ها باعث شده پا به هیات بگذارد. زمانی فقط مخاطب این هیات بود، اما امروز به قول خودش پیشرفت کرده و شده آبدارچی روضه‌های حسین (ع).

محمدحسین خودکار

جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها